مقدمه
در خبرها آمده است که «نیک استوارت» مدیر بخش لابیگری بنیاد ضدایرانی دفاع از دموکراسیها[1] به دفتر «استیو ویتکاف»، دستیار ویژهی رئیسجمهور آمریکا پیوسته است.[2] استوارت متخصص امور ایران است که در دورهی اول ترامپ، رئیس دفتر «برایان هوک»، نمایندهی ویژهی وزارت خارجهی آمریکا در امور ایران بود.[3] سخنگوی کاخ سفید از استوارت با تعبیر «یک دارایی ارزشمند» در تیم ویتکاف یاد کرده است. عضویت یک عضو از بنیاد ضدایرانی FDD به هیأت مذاکرهکنندهی آمریکا با ایران نشان از حفظ رویکرد تند و افراطی دولت آمریکا در قبال ایران و تداوم نفوذ لابیهای صهیونیستی درسیاستهای دولت ترامپ در موضوع ایران دارد.
سوابق و ویژگیهای استوارت
نیک استوارت سوابق طولانی در دو قوهی مجریه و مقننه در آمریکا دارد. از سال ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹ وی در وزارت امور خارجهی آمریکا مسئولیتهای متعددی داشته است. از جملهی مهمترین آنها، ریاست بر دفتر «برایان هوک»، نمایندهی ویژهی وزارت خارجه در امور ایران در پی خروج آمریکا از برجام بود. استوارت در این مسئولیت، نقش مهمی در طراحی و اجرای سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران داشت. پیش از سال ۱۳۹۶، استوارت در مناصب متعددی در مجلس نمایندگان مشغول به کار بوده است. در آخرین مسئولیت و پیش از پیوستن به بنیاد دفاع از دموکراسیها (اف.دی.دی) استوارت از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، رئیس دفتر «کلودیا تِنی» نمایندهی نیویورک و عضو کمیتهی امور خارجه بوده است. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشتهی سیاست بینالملل از دانشگاه کیمبریج است.[4]
«نورمن رول» مدیر اسبق میز ایران در دفتر اطلاعات ملی آمریکا[5] دربارهی استوارت میگوید:
«استوارت تجربهای قابلتوجه در مسألهی ایران داشته و دیدگاههای او در رابطه با ضرورت حذف ابدی تهدید هستهای ایران و پایان دادن به توانمندی بیثباتسازی ایران در منطقه از طریق گروههای شبهنظامی، بیتغییر باقی ماندهاند. او یکی از حامیان تحریم و ابزارهای نظامی (در صورت لزوم) برای پشتیبانی از دیپلماسی فشار است… .»[6]
ویژگیهای استوارت را میتوان در چند محور زیر خلاصه کرد:
- آشنایی با مسائل ایران و دارای نگاه تند افراطی و ایدئولوژیک به پروندهی ایران.
- آشنایی کامل با اجزاء و ارکان قدرت در دولت و کنگرهی آمریکا.
- قابلیت لابیگری، اجماعسازی و فعالیتهای بیننهادی.
- اتصال به لابیهای صهیونیستی از طریق بنیاد دفاع از دموکراسیها.
استوارت و FDD از مشوقهای ترامپ در حمله به ایران بودهاند. بلافاصله پس از حمله، استوارت نوشت:
«رئیسجمهور ترامپ به ایران هشدار داد که مردمش را نکشد و ایران هزاران نفر را کشت. او به ایران هشدار داد که برنامههای هستهای و موشکی خود را بازسازی نکند، اما ایران این برنامهها را متوقف نکرد. عملیات خشم حماسی پاسخی به رژیمی است که همواره خشونت را بر دیپلماسی ترجیح داده است. این یک پاسخ برجسته و مناسب به تهدید قریبالوقوع ایران ناشی از بازسازی توانمندیهای هستهای، موشکی و نیابتی ایران است. اعضای کنگره باید از این اقدام که در راستای منافع اصلی آمریکا و همپیمانان آمریکا بوده و کاملاً منطبق با اختیارات قانونی ترامپ است، حمایت کنند.»[7]
تحلیل
۱) برنامهی آمریکا در قبال ایران برای دورهی پساجنگ
از مجموعهی اخبار و تحولات اینگونه برداشت میشود که محور اصلی برنامههای دولت ترامپ برای ایران در دورهی پساجنگ، تقویت فشار همهجانبهی تحریمی و تجمیع تمرکز برای پیادهسازی کامل سیاست فشار حداکثری و جلوگیری از کسب درآمد ارزی توسط ایران است.[8] اقدامات و اظهارات وزارت خزانهداری آمریکا و شخص وزیر خزانهداری در روزهای اخیر صریحاً در همین راستاست.[9] بهعلاوه، گزارشهای اندیشکدهای منتشرشدهی اخیر، ازجمله یادداشت «ریچارد نفیو» در فارین افرز نیز روی همین امر تأکید دارند.[10] حضور «نیک استوارت» در مجموعهای که مسئولیت امور ایران در دولت ترامپ را بر عهده دارد، میتواند این فرضیه را تقویت کند. توضیح آنکه پیادهسازی یک پویش تحریمی همهجانبه و مؤثر، مستلزم هماهنگیهای بیننهادی متعدد و ایجاد اجماع بین بخشهای مختلف حاکمیت آمریکا و حتی همپیمانان آمریکاست. و این کار، جزو تخصصهای «نیک استوارت» است.
بر این اساس، اندیشیدن تدابیری فوری برای انفصال حداکثری وابستگی ارزی و تسویهای جمهوری اسلامی ایران به شبکههای تراستی مستقر در کشورهای متخاصم یا غیرقابلاعتماد، بهویژه در امارات و تسریع راهاندازی ساختارهای پرداخت رسمی با کشورهای همسو ضروری به نظر میرسد.
۲) تصور باطل لغو تحریم
نکتهی دوم: با توجه به توضیحات فوق، هرگونه تصور اینکه دولت آمریکا حاضر است در تعامل مذاکراتی احتمالی آتی با ایران، حرکتی در جهت تخفیف یا رفع تحریمها ارائه دهد، خام و به دور از واقعیتهای میدانی به نظر میرسد. استوارت از گذشته یکی از طرفداران جدی تقویت فشار تحریمی بر ایران بوده و تا کنون نشانهای از تغییر این وضعیت دیده نمیشود. گزارش نفیو نیز روی حفظ تحریمها بهعنوان اهرمی برای فشار بر ایران تأکید دارد.
در نتیجه، دل بستن بیش از اندازهی دستاندرکاران مذاکره به وعدههای رفع تحریم آمریکا میتواند و حساب کردن روی آن در طراحی بستههای مذاکراتی، عاقلانه به نظر نمیرسد. دولت جمهوری اسلامی ایران باید پابرجا بودن تحریمها را بهعنوان یک فرض قطعی در نظر داشته باشد. تجربهی برجام هم مؤید همین ادعاست.
منابع
[1] Nick Stewart from Lobbying Group FDD Action
[2] گزارش «الکس مارکوارت» خبرنگار حوزهی بینالملل و امنیت ملی آمریکا و خبرنگار اصلی سابق سی.ان.ان در حوزهی امنیت ملی در تارنمای ساباستک
https://atmarquardt.substack.com/p/trump-administration-adds-to-iran
[3] Iran Action Group at the State Department, under then-Special Representative for Iran Brian Hook
[4] صفحهی معرفی نیک استوارت در تارنمای اف.دی.دی اکشن
https://www.fddaction.org/team/nick-stewart-2/
[5] Norman Roule, former National Intelligence Manager for Iran
[6] https://atmarquardt.substack.com/p/trump-administration-adds-to-iran
[7] تارنمای اف.دی.دی اکشن
[8] محاصرهی دریایی را نیز میتوان در همین راستا تفسیر کرد.
[9] وزارت خزانهداری آمریکا طی دو هفته (۲۶ فروردین الی ۸ اردیبهشت) پنج اقدام تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام داده است که یکی از نقاط هدف اصلی و مهم تحریمهای اخیر، شبکههای تسویهی مالی تراستی و رمزارزی و به تعبیر اوفک، «شبکهی بانکداری پنهان ایران» بوده است. مراجعه به گزارشهای خبری وزارت خزانهداری:
https://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0443
https://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0458
https://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0465
https://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0472
https://home.treasury.gov/news/press-releases/sb0477
[10] یادداشت «ریچارد نفیو» با عنوان «اجازه دهید ایران خودش را شکست دهد: آمریکا باید جنگ را پایان دهد اما فشار را تشدید کند» – فارین افرز – ۲۸ آوریل ۲۰۲۶ (۸ اردیبهشت ۱۴۰۵)



