ترامپ ساعاتی پیش در یک سفر از پیش برنامهریزی شده به چین سفر کرد. دیدار قبلی دو رئیس جمهور در پائیز گذشته در حالی رخ داد که ترامپ در جریان یک جنگ تجاری گسترده علیه چین و سایر شرکای اقتصادیش، ضربه سختی از سمت چین دریافت کرده بود. این ضربه بهم خوردن تعادل قدرت بین دو کشور را بر همه آشکار کرد. در دیدار قبل ترامپ تنها توانست در قبال برخی امتیازات اساسی مانند توقف محدودیتهای صادراتی بیشتر تراشههای پیشرفته به چین و اجازه صادرات برخی از آنها، روند تشدید تنش میان دو کشور را متوقف و چین را متعهد به خرید برخی اقلام کشاورزی از آمریکا کند.
ترامپ امیدوار بود که در چند ماه فاصله تا دیدار بعدی بتواند تعادل قدرت را بار دیگر به نفع خود تغییر داده و نهایتاً در سفر به چین به «یک پیروزی بزرگ و زیبا» دست پیدا کند، اما اکنون جنگ ایران بار دیگر محاسبات ترامپ را دچار اختلال گسترده کرده است. ترامپ این سفر را که قرار بود در فروردین ماه برگزار شود، با امید به اینکه میتواند در عرض چند هفته کار ایران را تمام کند، تا ۲۳ اردیبهشت به تعویق انداخت. او امیدوار بود که با کسب یک پیروزی قاطع در برابر ایران، در حالی که دو شریک مهم نفتی چین یعنی ایران و ونزوئلا را تضعیف کرده و کنترل نفت آنها را در دست گرفته، در حالی به دیدار شی برود که دست برتر دارد و عدم توازن دیدار قبل را جبران کرده است.
اکنون با گذشت بیش از هفتاد روز از آغاز جنگ علیه ایران نهتنها او به پیروزی دست نیافته، بلکه در پایان دادن به جنگی که به شدت از طولانی شدن آن گریزان بود درمانده شده است. جنگی که میتوانست از نظر ترامپ موضع آمریکا را در برابر چین پس از جنگ تجاری سال گذشته ارتقا دهد به وضعیتی رسیده که آمریکا برای پایان دادن به آن چند بار از چین درخواست کمک کرده و به این دیدار برای مجاب کردن چین بهمنظور کمک به پایان دادن آن امید بسته است.
با سلسله ناکامیهای آمریکا، ترامپ در حالی وارد چین میشود که نه فقط به عنوان یک طرف ضعیفتر در یک مناقشه تجاری دوجانبه، بلکه به عنوان رهبری که بهطور سیستماتیک اهرمهای نفوذ خود را از بین برده، متحدانش را از خود دور کرده، استراتژی برای خروج از بحرانی که برای خود و متحدانش ساخته است را ندارد، و نهایتاً رقبایش بیش از هر زمان دیگری جسورتر شدهاند، شناخته میشود. همه این موارد را میتوان به عنوان یک هدیه ارزشمند ژئوپلتیک به چین دید که چین احتمالاً در چند ماه گذشته تصور آن را هم نمیکرد.
جنگ ایران، هدایای دیگری نیز برای چین در معادله قدرت نظامی و ژيوپلتیک داشته است. در حالیکه ایران از قدرت نظامی بسیار کمتری از چین برخوردار است توانسته آسیب گستردهای به پایگاههای آمریکا در منطقه بزند. جنگ ایران واقعیت توان نظامی و عملیاتی آمریکا را برای چین بیش از پیش آشکار کرد. چین امروز اطمینان دارد در حالیکه در بسیاری از حوزههای نظامی به آمریکا نزدیک و یا حتی پیشتاز است، اگر در پیرامونش جنگی با آمریکا دربگیرد، به راحتی میتواند به نیروهای آمریکایی مستقر در ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین و یا استرالیا ضربه بزند و آمریکا را زمین گیر کند. علاوه بر این بسیاری از مهمات و تاسیسات دفاعی پیشرفته آمریکا که سالها برای جایگزینی آنها زمان نیاز دارد در جنگ خاورمیانه از بین رفته است. این یعنی آنکه آمریکای امروز توان بسیار کمتری از آمریکای سال گذشته برای اعمال فشار به چین دارد.
تمام موارد فوق در کنار عواید بسیار دیگری که از قبل جنگ ایران در توازن قدرت بین چین و آمریکا به نفع چین اثرگذاشته، موجب میشود که در دیدار پیش رو چین اهرم قدرت بالاتری از ترامپ داشته باشد. دست پائینتر ترامپ در مذاکرات پیش رو با چین در حالی است که ضعف در حل معضل ایران و فشار داخلی ناشی از جنگ همزمان با نزدیک شدن هر چه بیشتر به انتخابات میان دوره در آمریکا، ترامپ را مجبور میکند که نتواند در دیدار پیش رو دستخالی بازگردد؛ بنابراین چین دقیقا میداند که یک، ایران چه اهرم استراتژیکی را برای او فراهم کرده است و دو، ترامپ چه نیاز فوری برای اعلام پیروزی دارد و در دیپلماسی، طرفی که دست پائین را دارد و به توافق بیشتر نیاز دارد، طرفی است که تسلیم میشود.
انتظار میرود که ترامپ در برابر دستاوردهای انگشت شمار تجاری مانند خرید سویا و یا فروش چند هواپیمای بوئینگ به چین امتیازات استراتژیک بلند مدتی مانند توقف تشدید کنترلهای صادراتی در حوزه فناوریهای پیشرفته و یا تلطیف ظریف برخی مواضع آمریکا در قبال تایوان را بدهد. از همین رو طرح این مسئله از سمت ترامپ که مسئله ایران را به عنوان اهرمی در مقابل حمایت از تایوان در مقابل چین مطرح خواهد کرد توهمی بیش نخواهد بود. ترامپ دیروز اعلام کرده بود که در برابر تمایل شی برای کاهش حمایت آمریکا از تایوان مسيله ایران را مطرح خواهد کرد.



