انسجام محور مقاومت، عامل فروپاشی برنامه کمربند امنیتی رژیم صهیونیستی

02 اردیبهشت 1405

مقدمه

تحولات امنیتی در غرب آسیا طی دو سال اخیر، از جمله درگیری‌های مستقیم، نشان‌دهنده تغییر اساسی در معادلات قدرت منطقه‌ای است. تلاش رژیم صهیونیستی برای ایجاد حاشیه امن عمیق در جبهه شمالی (لبنان) و جنوبی (دریای سرخ و یمن) با پاسخ‌های هماهنگ نیروهای مقاومت مواجه شد. این روند با جنگ ۱۲ روزه بین ایران و رژیم صهیونیستی و سپس درگیری‌های گسترده‌تر در جنگ رمضان به نقطه عطفی رسید.

در جنگ ۱۲ روزه، حملات غافلگیرانه رژیم صهیونیستی به تأسیسات و شخصیت‌های ایرانی رخ داد و ایران با پاسخ موشکی گسترده همراه با حمایت انصارالله پاسخ داد. در جنگ رمضان نیز، حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران گسترش یافت و جبهه مقاومت با عملیات هماهنگ در شمال و جنوب واکنش نشان داد. این تحولات نه‌تنها وعده‌های امنیتی به شهرک‌نشینان را خنثی کرد، بلکه نشانه‌ای از گذار به سطح جدیدی از هماهنگی عملیاتی در جبهه مقاومت معروف به اتاق جنگ واحد است. به نظر می‌رسد این این مسئله در چند بعد راهبردی نیاز به بررسی دارد؛ نخست؛ فروپاشی راهبرد کمربند امنیتی و دوم؛ شکل‌گیری اتاق جنگ واحد مقاومت.

فروپاشی راهبرد «کمربند امنیتی» در دو جبهه شمالی و جنوبی

رژیم صهیونیستی پس از عملیات طوفان‌الاقصی، تلاش کرد حاشیه امن عمیق در شمال لبنان (عقب راندن نیروهای حزب‌الله تا شمال رودخانه لیتانی) و مدیریت تهدید جنوب از طریق فشار بر انصارالله در یمن ایجاد کند. این استراتژی ادامه مفهوم قدیمی «منطقه امنیتی» جنوب لبنان (۱۹۷۸-۲۰۰۰) بود و هدف آن دور کردن تهدید از مرزهای ۱۹۶۷ تلقی می‌شد. ایجاد کمربند امنیتی قرار بود با عملیات پیش‌دستانه و اشغال محدود، امنیت پایدار برای شهرک‌نشینان فراهم کند.

جنگ ۱۲ روزه نشان داد که این راهبرد با محدودیت‌های جدی مواجه است. حملات رژیم صهیونیستی به تأسیسات ایرانی نتوانست بازدارندگی یکپارچه مقاومت را بشکند و پاسخ موشکی ایران همراه با حملات انصارالله، هزینه اشغال و نگهداری کمربند را افزایش داد. در شمال، تلاش برای ایجاد منطقه حائل با عملیات مداوم مقاومت مواجه شد و منجر به ناامنی پایدار در شهرک‌ها و محدودیت بازگشت گسترده شهرک‌نشینان گردید. در جنوب نیز فشار انصارالله بر خطوط دریایی، ابعاد راهبردی این کمربند را بی‌اثر کرد.[1]

در مسئله جنگ رمضان نیز گسترش درگیری‌ها‌  به لبنان و اقدامات مستقیم حزب‌الله این راهبرد را بیشتر تضعیف کرد. با ورود انصارالله به جنگ و حملات موشکی ایران، عملیات هماهنگ در جبهه‌های مختلف علیه رژیم صهیونیستی باعث شد رژیم منابع دفاعی خود را بین چندین محور تقسیم کند و ناتوانی عیان شود؛ در این مسئله مشخص شد که وعده امنیت به شهرک‌نشینان عملاً بی‌اعتبار است. نتیجه راهبردی این تحول، ثبت آن به عنوان یک شکست مفهومی در دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی است.[2]

گذار از مقاومت پراکنده به «اتاق جنگ واحد»

یکی از نقاطی که به صورت تاریخی در جبهه مقاومت وجود داشت، عدم هماهنگی کامل عملیاتی میان گروه‌های مختلف بود. عملیات طوفان‌الاقصی، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان شواهد روشنی از سطح بالاتری از هماهنگی راهبردی و عملیاتی ارائه داد که می‌توان آن را «اتاق جنگ واحد» نامید. عملیات همزمان در شمال (حزب‌الله) و جنوب (انصارالله) همراه با پاسخ مستقیم ایران هزینه‌ها و تلفات رژیم صهیونیستی را به شدت افزایش داده است و از منظر  راهبردی آن را ناتوان جلوه می‌دهد.[3]

این مدل جدید، قدرت بازدارندگی را به شکل فزاینده‌ای تقویت کرد زیرا رژیم صهیونیستی دیگر با جبهه‌های جداگانه مواجه نیست، بلکه با یک سیستم یکپارچه تصمیم‌گیری و اجرا روبه‌رو است. در جنگ ۱۲ روزه، حتی در درگیری مستقیم با ایران، گروه‌های مقاومت نقش پشتیبان ایفا کردند و حملات انصارالله ابعاد دریایی تهدید را گسترش داد. این هماهنگی نشان‌دهنده گذار از مقاومت پراکنده به یک مدل عملیاتی منسجم بود که سال‌ها پیگیری می‌شد.[4]

در جنگ رمضان نیز، ورود حزب‌الله و گسترش عملیات به لبنان، این وحدت را بیشتر نمایان کرد. این گذار به عنوان تحقق سطحی از وحدت عملیاتی ارزیابی می‌شود، هرچند با این وجود  برخی آن را هنوز در مراحل اولیه می‌دانند. نتیجه این مدل، افزایش هزینه اشغال برای رژیم و کاهش توانایی آن در مدیریت تهدیدهای چندجانبه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی علیه مقاومت است.[5]

نتیجه‌گیری

دو لایه فروپاشی کمربند امنیتی و شکل‌گیری اتاق جنگ واحد نشان می‌دهد که تحولات از طوفان‌الاقصی و جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان، نتیجه انباشت تجربه و هماهنگی فزاینده جبهه مقاومت است و به نقطه عطف راهبردی رسیده‌ است. منطقه غرب آسیا امروز در آستانه نظم امنیتی جدیدی قرار دارد که در آن مقاومت دیگر مجموعه پراکنده نیست، بلکه بازیگری هوشمند و یکپارچه است. درک این واقعیت جدید، کلید هر تحلیل واقع‌بینانه از آینده معادلات منطقه خواهد بود.

منابع

[1] گزارش موسسه تحقیقاتی سیاست خارجی، تحولات و دگرگونی: جمهوری اسلامی پس از جنگ 12 روزه، 30 اکتبر 2025

https://www.fpri.org/article/2025/10/humiliation-and-transformation-the-islamic-republic-after-the-12-day-war/

[2] گزارش سی‌اس‌آی‌اس، ارزیابی عملیات هوایی پس از سه هفته: جنگ ایران از نگاه اعداد، 25 مارس 2026

https://www.csis.org/analysis/assessing-air-campaign-after-three-weeks-iran-war-numbers

[3] گزارش مرکز مطالعاتی الجزیره، دوازده روز جهنم: هزینه باز کردن جعبه پاندورا، 17 دسامبر 2025

https://studies.aljazeera.net/en/analyses/twelve-days-inferno-cost-opening-pandora%E2%80%99s-box

[4] گزارش اندیشکده اندیشکده کلینگندال، جبهه‌های خاموش: چرا «محور مقاومت» در جنگ ایران و اسرائیل سکوت کرد؟، 2 سپتامبر 2025

https://www.clingendael.org/publication/silent-frontlines-why-axis-resistance-stayed-quiet-iran-israel-war

[5] موسسه مطالعات جنگ، گزارش ویژه به‌روزرسانی ایران، 23 مارس 2026

https://understandingwar.org/research/middle-east/iran-update-special-report-march-23-2026/

keyboard_arrow_up