ناکامی‌های راهبردی رژیم صهیونیستی در لبنان

31 فروردین 1405

مقدمه

پس از عملیات «طوفان الاقصی»، مرزهای شمالی سرزمین‌های اشغالی دوباره به یکی از مهم‌ترین نقاط تنش و رقابت در غرب آسیا تبدیل شده است. در این شرایط، اقدامات نظامی، اطلاعاتی و سیاسی رژیم صهیونیستی در برابر لبنان را نمی‌توان فقط واکنش‌های لحظه‌ای دانست. این اقدامات بخشی از یک راهبرد بلندمدت هستند که اهداف مختلفی را دنبال می‌کنند.

رژیم صهیونیستی در تلاش است تا ساختار نظامی حزب‌الله را ضعیف کند، توازن قدرت داخل لبنان را به نفع خود تغییر دهد و حتی محیط امنیتی منطقه را بازطراحی کند. این اهداف بر پایه دکترین «بازدارندگی پیش‌دستانه» و «مدیریت تهدیدهای اطراف» بنا شده‌اند. اما واقعیت‌های زمینی و پیچیدگی‌های لبنان، اجرای این اهداف را بسیار سخت کرده است. لبنان کشوری با ساختار سیاسی شکننده، تنوع فرقه‌ای زیاد و نفوذ گروه‌های غیردولتی قدرتمند است. به همین دلیل، مهندسی و کنترل آن از بیرون کار آسانی نیست. تجربه نشان داده که هر مداخله خارجی در لبنان اغلب نتیجه معکوس داشته‌ و مشکلات را بیشتر کرده است. از طرف دیگر، حزب‌الله که هم قدرت نظامی دارد، هم نفوذ سیاسی و هم پایگاه اجتماعی گسترده، توانسته خودش را در شرایط لبنان، طی دهه‌ها مقاومت تثبیت و در برابر فشارها ایستادگی کند. به همین خاطر فاصله زیادی بین آنچه رژیم صهیونیستی اعلام می‌کند و آنچه در واقعیت رخ می‌دهد، ایجاد شده است؛ این امر شکاف میان اهداف اعلامی رژیم صهیونیستی و نتایج واقعی را نشان می‌دهد.

خلع سلاح یا تضعیف نظامی حزب‌الله

خلع سلاح یا تضعیف نظامی حزب‌الله یکی از مهم‌ترین اهداف راهبردی رژیم صهیونیستی در لبنان بوده است؛ هدفی که از زمان جنگ ۲۰۰۶ تاکنون به‌طور مداوم پیگیری شده است. با این حال، بررسی روند تحولات میدانی نشان می‌دهد که این هدف نه‌تنها محقق نشده، بلکه در برخی ابعاد نتیجه‌ای معکوس داشته است.[1] رژیم صهیونیستی تلاش کرد با تشکیل ائتلاف عملیاتی و دیپلماتیک با دولت و ارتش لبنان، از طریق فشار برای گسترش حضور ارتش لبنان و کمک‌های بین‌المللی، خلع سلاح حزب‌الله را پیش ببرد، اما این طرح با مخالفت شدید حزب‌الله و مقاومت لبنان مواجه شد که آن را «طرح آمریکایی و صهیونیستی» خواندند. در نهایت این تلاش‌ها شکست خورد، زیرا ارتش لبنان نتوانست اقدام قاطع انجام دهد و حزب‌الله با حفظ حضور و تسلیحات خود، تعادل بازدارندگی را حفظ کرد.[2]

در سال‌های اخیر، حزب‌الله توانسته ظرفیت‌های نظامی خود را به‌طور چشمگیری افزایش دهد. توسعه زرادخانه موشکی، بهبود دقت تسلیحات، افزایش توان پهپادی و کسب تجربه عملیاتی در جنگ سوریه، این گروه را از یک نیروی شبه‌نظامی به یک بازیگر نظامی پیچیده‌تر تبدیل کرده است. این تحولات باعث شده هرگونه اقدام نظامی گسترده علیه آن، هزینه‌های بسیار بالاتری نسبت به گذشته داشته باشد. از سوی دیگر، محدودیت‌های عملیاتی در نیروی زمینی ارتش صهیونیستی نیز نقش مهمی در ناکامی این هدف ایفا کرده است. عملیات گسترده می‌توانست به جنگ تمام‌عیار منجر شود که پیامدهای سنگینی برای جبهه داخلی رژیم صهیونیستی به همراه داشت؛ بنابراین، رژیم صهیونیستی عمدتاً به اقدامات محدود و هدفمند بسنده کرده که تأثیر راهبردی قابل‌توجهی نداشته‌اند.[3] در عمل، به‌جای تضعیف جدی حزب‌الله، نوعی «تعادل بازدارندگی» میان دو طرف شکل گرفته است که هر دو از درگیری گسترده اجتناب می‌کنند. این وضعیت نشان‌دهنده بن‌بست راهبردی است، به‌طوری که هدف اولیه رژیم صهیونیستی یعنی حذف یا تضعیف جدی این بازیگر، با شکست مواجه شده و به جای آن، حزب‌الله با حفظ قدرت خود، بازدارندگی را ادامه داده است.

تثبیت جنوب رود لیتانی به‌عنوان منطقه حائل

ایجاد یک منطقه حائل در جنوب لبنان، به‌ویژه در شمال رود لیتانی، یکی دیگر از اهداف کلیدی رژیم صهیونیستی بوده است. این هدف به دنبال دور کردن تهدیدات مستقیم از مرزها و ایجاد عمق امنیتی دنبال می‌شود. با این حال، واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که تحقق این هدف با موانع جدی روبه‌رو بوده است. این نیز از مسائلی بود که بعد طوفان‌الاقصی توسط رژیم صهیونیستی برنامه‌ریزی شد. ساختار سیاسی و امنیتی لبنان به‌گونه‌ای است که رژیم صهیونیستی به این ادراک رسیده که دولت مرکزی توانایی اعمال کنترل کامل بر تمامی مناطق کشور را ندارد. این ضعف ساختاری باعث شد که حضور و نفوذ حزب‌الله در جنوب لبنان ادامه یابد. در چنین شرایطی، ایجاد یک منطقه حائل واقعی و پایدار عملاً امکان‌پذیر نبوده است.

علاوه بر این، حضور نیروهای بین‌المللی نیز نتوانسته است این خلأ را پر کند. محدودیت‌های مأموریتی، ملاحظات سیاسی و عدم تمایل به درگیری مستقیم با بازیگران محلی، باعث شده این نیروها نقش محدودی ایفا کنند. در نتیجه، منطقه جنوب لبنان به‌جای تبدیل شدن به یک ناحیه امن، به یک فضای خاکستری و پرتنش تبدیل شده است.[4] این وضعیت نشان می‌دهد که ایده ایجاد یک منطقه حائل، بیش از آنکه یک طرح عملیاتی قابل اجرا باشد، یک هدف بر رو کاغذ بوده که در برخورد با واقعیت‌های پیچیده لبنان، کارایی خود را از دست داده است.[5]

بازگشت امن ساکنان شمال رژیم صهیونیستی

یکی از اهداف فوری و حیاتی رژیم صهیونیستی در قبال مسئله لبنان، بازگرداندن ساکنان مناطق شمالی به خانه‌هایشان بوده است. این هدف مستقیماً با مفهوم «امنیت داخلی» گره خورده و از نظر سیاسی نیز اهمیت بسیار بالایی دارد. تخلیه گسترده این مناطق در پی تشدید تنش‌ها، نه‌تنها یک چالش امنیتی، بلکه بحران اجتماعی و اقتصادی جدی برای اسرائیل ایجاد کرده است.[6]

با این حال، این هدف همچنان با موانع جدی مواجه است. تهدیدات موشکی، راکتی و پهپادی حزب‌الله پابرجاست و سطح ریسک بازگشت ساکنان را بالا نگه داشته است. حتی در دوره‌هایی که شدت درگیری کاهش یافته، «احساس ناامنی» روانی به‌عنوان یک مانع مهم، مانع از بازگشت کامل جمعیت شده است و امنیت در این مناطق صرفاً نظامی نیست.[7] در واقع، امنیت پایدار نیازمند ترکیبی از بازدارندگی، ثبات سیاسی و توافقات با طرف مقابل است که در عمل در حال حاضر شدنی نیست. تداوم این وضعیت هزینه‌های اقتصادی سنگینی از جمله جابه‌جایی جمعیت، رکود فعالیت‌های اقتصادی مرزی و افزایش هزینه‌های نظامی به همراه داشته است. در مجموع، هدف بازگشت امن ساکنان به‌دلیل نبود راه‌حل سیاسی جامع، به‌طور کامل محقق نشده و به یک چالش مزمن تبدیل شده که شکاف میان اهداف اعلامی و واقعیت‌های میدانی را نشان می‌دهد.[8]

کاهش نفوذ ایران در لبنان و پایداری شبکه‌های منطقه‌ای

کاهش نفوذ ایران در لبنان، یکی از اهداف کلان و راهبردی در چارچوب رقابت‌های منطقه‌ای محسوب می‌شود. این هدف به‌طور مستقیم با مهار حزب‌الله و محدود کردن نقش آن در معادلات منطقه‌ای مرتبط است. با این حال، بررسی روند تحولات نشان می‌دهد که این هدف با چالش‌های اساسی روبه‌رو بوده و دستاوردهای آن محدود و ناپایدار بوده‌اند.[9] نفوذ ایران در لبنان، برخلاف یک حضور صرفاً نظامی، ماهیتی چندلایه دارد که شامل ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ایدئولوژیک می‌شود. این ویژگی باعث شده که این نفوذ به‌راحتی قابل حذف یا حتی کاهش سریع نباشد. در واقع، حزب‌الله به‌عنوان مهم‌ترین کانال این نفوذ، نه‌تنها یک بازیگر نظامی، بلکه بخشی از ساختار سیاسی لبنان است و در معادلات داخلی نقش تثبیت‌شده‌ای دارد.

یکی از نکات قابل توجه این است که فشارهای خارجی در برخی موارد نتیجه‌ای معکوس داشته‌اند. به‌جای تضعیف پیوندها، این فشارها گاه به افزایش همگرایی میان بازیگران همسو منجر شده‌اند. این پدیده را می‌توان در چارچوب «اثر انسجام در برابر تهدید خارجی» تحلیل کرد، جایی که بازیگران برای مقابله با فشار، همکاری خود را افزایش می‌دهند.[10]

در نتیجه، به نظر می‌رسد که هدف کاهش نفوذ ایران در لبنان، بدون در نظر گرفتن پیچیدگی‌های ساختاری و ماهیت چندبعدی این نفوذ، به‌طور کامل قابل تحقق نبوده است. این امر نشان می‌دهد که رویکردهای یک‌بعدی و صرفاً امنیتی، در مواجهه با پدیده‌های پیچیده منطقه‌ای، کارایی محدودی دارند.

تأثیر بر انسجام ملی لبنان و مهندسی شکاف‌های داخلی

لبنان به‌عنوان کشوری با ساختار سیاسی مبتنی بر توازن‌های فرقه‌ای، همواره در معرض شکاف‌های داخلی بوده است. یکی از فرضیات در برخی رویکردهای خارجی این بوده که می‌توان با اعمال فشار، این شکاف‌ها را تشدید کرده و از آن برای تغییر موازنه قدرت استفاده کرد. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که این فرضیه در عمل با محدودیت‌های جدی مواجه شده است.[11]

نخستین نکته این است که شکاف‌های داخلی لبنان، ریشه‌هایی عمیق و تاریخی دارند که به‌سادگی قابل دستکاری از بیرون نیستند. این شکاف‌ها در عین حال که عامل بی‌ثباتی هستند، نوعی «تعادل شکننده» نیز ایجاد کرده‌اند که مانع از فروپاشی کامل سیستم می‌شود. هرگونه فشار خارجی می‌تواند این تعادل را برهم بزند، اما لزوماً به نفع یک طرف خاص نخواهد بود.

نکته دوم این است که تهدید خارجی در بسیاری از موارد، به‌جای تشدید شکاف‌ها، به افزایش نوعی همبستگی نسبی منجر شده است. این پدیده به‌ویژه در شرایطی که حاکمیت ملی یا تمامیت ارضی در معرض تهدید قرار می‌گیرد، بیشتر دیده می‌شود. در چنین شرایطی، حتی گروه‌های دارای اختلاف، ممکن است در برابر تهدید مشترک مواضع نزدیک‌تری اتخاذ کنند.[12] از سوی دیگر، بحران‌های اصلی لبنان در سال‌های اخیر، بیش از آنکه امنیتی باشند، ماهیتی اقتصادی و حکمرانی داشته‌اند. فروپاشی اقتصادی، فساد ساختاری و ناکارآمدی دولت، عوامل اصلی بی‌ثباتی داخلی هستند. بنابراین، تمرکز صرف بر شکاف‌های سیاسی یا فرقه‌ای، بدون توجه به این عوامل، نمی‌تواند به تغییرات معنادار منجر شود.

در مجموع، تلاش برای مهندسی شکاف‌های داخلی لبنان از طریق فشار خارجی، نه‌تنها به نتایج پیش‌بینی‌شده منجر نشده، بلکه در برخی موارد باعث پیچیده‌تر شدن وضعیت شده است. این امر نشان می‌دهد که پویایی‌های داخلی لبنان، بسیار مقاوم‌تر و پیچیده‌تر از آن هستند که بتوان آن‌ها را از بیرون به‌راحتی هدایت کرد.

جمع‌بندی

در پایان، راهبرد رژیم صهیونیستی در لبنان پس از طوفان الاقصی نشان داد که اهداف بلندپروازانه آن با واقعیت‌های پیچیده منطقه علی‌الخصوص لبنان همخوانی ندارد. تلاش برای خلع سلاح یا تضعیف جدی حزب‌الله نه تنها شکست خورد، بلکه این گروه را به نیروی نظامی مقاوم‌تر تبدیل کرد. ایجاد منطقه حائل پایدار در جنوب لیتانی نیز به دلیل ضعف دولت لبنان و محدودیت‌های عملیاتی رژیم صهیونیستی، به یک فضای خاکستری پرتنش تبدیل شد. بازگشت امن ساکنان شمال همچنان ناتمام مانده و هزینه‌های اقتصادی و روانی سنگینی تحمیل کرده است.

کاهش نفوذ ایران هم به خاطر ماهیت چندبعدی آن و انسجام ایجادشده در برابر فشار خارجی، دستاورد محدودی داشت. حتی تلاش برای تشدید شکاف‌های داخلی لبنان، به جای مهندسی موازنه قدرت، اغلب به همبستگی نسبی در برابر تهدید مشترک منجر شد.

این ناکامی‌ها ریشه در درک نادرست از ساختار مقاوم لبنان، هزینه بالای جنگ تمام‌عیار و تطبیق‌پذیری سریع حزب‌الله دارد. در نهایت، رویکرد صرفاً نظامی و پیش‌دستانه نتوانست امنیت پایدار ایجاد کند و به بن‌بستی راهبردی انجامید که احتمال گسترش درگیری را بیشتر از پیش افزایش داده است.

منابع

[1] گزارش گروه بحران، جنگ اسرائیل و حزب‌الله به کجا می‌رسد؟، 20 مارس 2026

https://www.crisisgroup.org/qna/middle-east-north-africa/lebanon-Israelpalestine/where-israel-hizbollah-war-going

[2] گزارش موسسه واشنگتن، ناکامی لبنان در خلع سلاح حزب‌الله بهای سنگینی دارد، 14 مارس 2026

https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/lebanons-failure-disarm-hezbollah-comes-price

[3] گزارش سی‌اس‌آی‌اس، اسرائیل در لبنان به دنبال چیست؟، 19 مارس 2026

https://www.csis.org/analysis/what-israel-trying-accomplish-lebanon

[4] گزارش مرکز آلما، سند سیاست‌گذاری – «پایان بازی» اسرائیل در نبرد لبنان چیست؟، 15 مارس 2026

https://israel-alma.org/policy-paper-what-is-israels-endgame-in-the-campaign-in-lebanon/

[5] گزارش نیویورک تایمز، وزیر دفاع اسرائیل می‌گوید این کشور قصد دارد بخش‌های بزرگی از جنوب لبنان را تصرف کند، 24 مارس 2026

https://www.nytimes.com/2026/03/24/world/middleeast/israel-southern-lebanon-defense-minister.html

[6] گزارش سی‌اس‌آی‌اس، اسرائیل در لبنان به دنبال چیست؟، 19 مارس 2026

https://www.csis.org/analysis/what-israel-trying-accomplish-lebanon

[7] گزارش موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی، نقشه اسرائیل در لبنان چیست؟، 6 مارس 2026

https://carnegieendowment.org/middle-east/diwan/2026/03/what-is-israels-plan-in-lebanon

[8] گزارش اف‌دی‌دی، اهداف و چالش‌های اسرائیل در جنگ جدید حزب‌الله، 9 مارس 2026

https://www.fdd.org/analysis/2026/03/09/israels-goals-and-challenges-in-the-new-hezbollah-war/

[9] گزارش موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی، نقشه اسرائیل در لبنان چیست؟، 6 مارس 2026

https://carnegieendowment.org/middle-east/diwan/2026/03/what-is-israels-plan-in-lebanon

[10] گزارش سی‌اس‌آی‌اس، اسرائیل در لبنان به دنبال چیست؟، 19 مارس 2026

https://www.csis.org/analysis/what-israel-trying-accomplish-lebanon

[11] گزارش اف‌دی‌دی، اهداف و چالش‌های اسرائیل در جنگ جدید حزب‌الله، 9 مارس 2026

https://www.fdd.org/analysis/2026/03/09/israels-goals-and-challenges-in-the-new-hezbollah-war/

[12] گزارش موسسه واشنگتن، ناکامی لبنان در خلع سلاح حزب‌الله بهای سنگینی دارد، 14 مارس 2026

https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/lebanons-failure-disarm-hezbollah-comes-price

keyboard_arrow_up