مقدمه
مسئله مورد بررسی پس از گفتوگوهای فراوان درباره روابط ایران و چین این است که چرا با وجود همه ادعاها و انتظارات، هیچچیز از این رابطه بهصورت عمیق و پایدار پیش نمیرود. این پرسش در فضای رسانهای و نخبگانی ایران بارها مطرح شده و همچنان بدون پاسخ روشن باقی مانده است.
در این گزارش، بر اساس مقالهای با عنوان «منظور واقعی پکن از «شراکت استراتژیک» با ایران چیست؟»[1] که در 28 مرداد 1405 توسط فن هونگدا[2] در وبسایت تینکچاینا[3] منتشر شده، به این موضوع پرداخته میشود. نویسنده از زاویه نگاه پکن توضیح میدهد که مفهوم «شراکت استراتژیک» در ذهن چین دقیقاً چه معنایی دارد و چرا روابط دو کشور همچنان با شکاف قابلتوجهی میان انتظارات تهران و نتایج عملی محدود پیش میرود. محور اصلی تحلیل او، مشکلات ساختاری و نهادی ایران است.
از منافع مشترک تا منافع واقعی و پایدار
نویسنده معتقد است که ایران و چین منافع مشترک زیادی دارند؛ از جمله مقابله با فشارهای خارجی، حفظ استقلال و کاهش وابستگی به نظم تحت سلطه غرب. این منافع، زمینه همکاری دو کشور را فراهم کردهاند، اما بهتنهایی برای ایجاد یک رابطه عمیق و پایدار کافی نیستند.
فن اشاره میکند که:
«برای رسیدن به این سطح، ایران به محیط سرمایهگذاری پیشبینیپذیرتر، حکمرانی قویتر و رویکرد بازتر نیاز دارد. مهمترین تحول این نیست که ایران بیش از گذشته به چین نیاز پیدا کرده، بلکه تهران در حال بازتعریف دلیل اهمیت چین است. اکنون چین بیش از پیش بهعنوان محور بازسازی، ارتقای صنعتی و توسعه ملی دیده میشود. اینکه این منطق جدید به رابطهای عمیقتر منجر شود، کمتر به لفاظیهای سیاسی و بیشتر به کیفیت اجرا بستگی دارد. اعتماد سیاسی دو کشور را تا اینجا آورده است، اما ساختن نهادهای پایدار تعیین خواهد کرد که این رابطه تا کجا پیش میرود. چشمانداز کلی بیش از هر چیز به مسیر توسعه و ثبات خود ایران گره خورده است.»
هماهنگی ساختاری؛ شرط تحقق مشارکت راهبردی با پکن
نویسنده با اشاره به انتصاب محمدباقر قالیباف بهعنوان نماینده ویژه امور چین در ماه می ۲۰۲۶ اعلام میکند که:
«این تصمیم در شرایطی گرفته شد که ایران هنوز با پیامدهای جنگ اخیر دستوپنجه نرم میکرد و به پیشنهاد رئیسجمهور مسعود پزشکیان و تأیید رهبر معظم انقلاب انجام گرفت. […] قالیباف مأموریت یافت هماهنگی میان دستگاههای دولتی درگیر با چین را بر عهده بگیرد و بر پروژههای بزرگ دوجانبه نظارت کند.»
از دیدگاه فن هونگدا:
«این حرکت نشاندهنده درک تازهای در تهران است که صرف اعلام تعهد سیاسی و امضای اسناد بلندپروازانه کافی نیست و باید ساختارهای اجرایی داخلی تقویت شود.»
با این حال به گفتهی وی:
«ایجاد یک پست یا سازوکار جدید بهتنهایی معجزه نمیکند. موفقیت واقعی وابسته به آن است که این سازوکار بتواند پراکندگی بوروکراتیک را کاهش دهد، تداوم سیاستها را حتی با تغییر دولتها حفظ کند و نیتهای سیاسی را به اجرای پایدار و قابل اندازهگیری تبدیل کند. «
تفاوت بنیادی در درک «شراکت راهبردی»
در ادامهی مقاله، آقای هونگدا به تفاوت نگاه ایران و چین نسبت به مفهوم «شراکت استراتژیک» میپردازد و نشان میدهد که انتظارات دو طرف از این رابطه کاملاً با یکدیگر فاصله دارد.
«از دیدگاه ایران چین یکی از معدود قدرتهای بزرگی است که میتواند به توسعه اقتصادی و تقویت جایگاه بینالمللی تهران کمک کند. مقامات ایرانی انتظار دارند این شراکت شامل حمایت سیاسی اشکار، سرمایهگذاریهای بزرگمقیاس، روابط انرژی پایدار و هماهنگی نزدیک در مسائل بینالمللی باشد. وقتی بیانیههای رسمی با پیشرفت سریع پروژهها همراه نمیشود، بخشی از نخبگان نتیجه میگیرند که چین بیش از حد محتاط است.»
فن هونگدا در ادامه به تعریف معنایی شراکت استراتژیک میان دو کشور اشاره میکند:
«از نگاه پکن، موضوع متفاوت است. چین ایران را ارزشمند میداند، اما سیاست خاورمیانهای خود را حول محور ایران تنظیم نمیکند. پکن همزمان روابط گستردهای با عربستان سعودی، امارات، مصر و دیگر بازیگران منطقه دارد و نفوذ خود را بر پایه توانایی کار کردن با دولتهای رقیب بنا کرده است. بنابراین به ایران در چارچوب سیاست تعادل منطقهای نگاه میکند، نه همترازی انحصاری. برای چین، شراکت استراتژیک به معنای گسترش سریع و بیقید و شرط همکاری در همه حوزهها نیست و نهادهای چینی را ملزم نمیکند ریسکهای نامحدود را بپذیرند. پکن همکاری بلندمدت را فرآیندی تدریجی میبیند که باید از نظر اقتصادی قابلدوام و از نظر استراتژیک پایدار باشد.»
محیط داخلی ایران و محاسبات ریسک سرمایهگذاران چینی
او با پرداختن به این موضوع که چالش اول رابطه با چین برای ایران نهادی است مینویسد:
«چالش اول نهادی است که باید تأکید استراتژیک روی چین را به سیاستهای اجرایی سازگار، هماهنگی اداری مؤثر، انتخاب واقعبینانه پروژهها و مقررات پایدار تبدیل کند. مقرراتی که حتی با تغییر دولتها و چهرهها پابرجا بماند. گزارشهایی در ژوئن ۲۰۲۶ از احتمال سفر قالیباف به چین خبر میدادند، اما این سفر تا زمان نگارش مقاله انجام نشده و چین واکنش علنی نشان نداده است. این سکوت نشان میدهد پکن ارزیابی مستقل خود را از تحولات سیاسی داخلی ایران دارد. اگر ایران بتواند حکمرانی را بهبود بخشد، ثبات اجتماعی را تقویت کند، روند بهبود اقتصادی را پیش ببرد و تنشهای خارجی را کاهش دهد، پایه محکمتری برای همکاری واقعی ایجاد خواهد کرد. در غیر این صورت، حسن نیت سیاسی بهتنهایی بر ریسکهای انباشتهشده غلبه نمیکند.»
چین؛ موتور بالقوه ارتقای صنعتی و جذب سرمایه در ایران پساجنگ
این نویسنده با اشاره به جنگ رمضان و تاثیر آن در روابط ایران و چین اشاره کرد:
«دو دهه گذشته، نزدیک شدن تهران به پکن عمدتاً واکنشی بوده است. اما جنگ اخیر منطق این رابطه را عمیقتر کرده است. ایران اکنون نه فقط به حفظ نظام سیاسی و نفوذ منطقهای، بلکه به احیای اقتصاد، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، ارتقای صنعت، جذب سرمایهگذاری خارجی، ایجاد اشتغال و بازگرداندن اعتماد عمومی نیاز دارد. تهران باید تابآوری ژئوپلیتیک خود را به بهبود اقتصادی و نوسازی ملی تبدیل کند.»
فن با بررسی منافع مشترک هر دو کشور برای تقویت و تحکیم روابط به این نکته اشاره میکند که:
«با وجود این نیاز، سالهاست الگوی تکراری بر روابط حاکم بوده است بیانیههای سیاسی گرم و امیدوارکننده از یک سو، و نتایج عملی محدود و کند در سوی دیگر میدان است. […] برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله که در ایران شور و شوق زیادی ایجاد کرد، در عمل بسیار کندتر از انتظار پیش رفت. جنگ ممکن است عزم تهران را افزایش داده باشد، اما محدودیتهای ساختاری دیرینه را از میان برنداشته است.»
جمعبندی
در مجموع، ایران و چین از منافع مشترک قابلتوجهی در حوزههای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی برخوردارند اما از نگاه فن هونگدا ، مشکل اصلی عدم پیشرفت شراکت بین ایران و چین سه عامل 1. مشکلات ساختار اداری ایران 2. عدم فهم مشترک در مفهوم شراکت استراتژیک 3. عدم تبدیل منافع مشترک به منافع واقعی و پایدار است.
پینوشت
[1] https://www.thinkchina.sg/politics/what-beijing-really-means-strategic-partnership-iran
[2] پژوهشگر و استاد چینی در حوزه مطالعات غرب آسیا مدیر مرکز چین-غرب آسیا دانشگاه شائوشینگ از سال ۲۰۱۰ در کشورهای مختلف منطقه از جمله ایران، اسرائیل، مصر و عربستان پژوهش میدانی داشته است. همچنین یک سال در دانشگاه اصفهان تدریس کرده و در دانشگاه تلآویو نیز بهعنوان پژوهشگر مهمان حضور داشته است.
[3] ThinkChina



