مقدمه
بر اساس گزارشهای سازمان ملل بیش از 80 درصد از تجارت جهان مبتنی بر جابهجایی دریایی است.[1] این امر باعث شده مسیرهای دریایی بستر اصلی لجستیک اقتصاد جهانی باشد. به این واسطه کنترل بر دریاها و آبراهههای بینالمللی به معنای کنترل اقتصاد جهانی نیز خواهد بود. درواقع تنگهها و آبراهههای جهانی گلوگاههای اصلی لجستیک دریایی هستند که تسلط بر آنها میتواند به کشور مسلط ابزار حاکمیتی ویژهای بدهد.
بدین ترتیب در فضای تغییر نظم، دریا یکی از عرصههای اصطکاک میان قدرتهای نوظهور و قدرتهای در حال افول محسوب میگردد. ایران نیز با قرارگرفتن در همسایگی مناطق آبی مهمی همچون خلیجفارس، تنگهی هرمز و دریای عمان و اثرپذیری از ترافیک دو آبراههی بینالمللی یعنی «بابالمندب» و «مالاکا»، نیازمند به افزایش تواناییهای دریایی خود میشود. در این راستا یکی از راهکارهای افزایش توانمندیهای دریایی ایران گسترش همکاریهای راهبردی با دیگر کشورها همچون روسیه خواهد بود. بهخصوص این نکته قابلتوجه است که روسیه بهعنوان بازیگری فعال در تغییر نظم جهانی، همزمان تواناییها و نیازهای قابلتوجهی در دریاها دارد.
تنگنای مسکو در آبهای غربی
پهناورترین کشور جهان همواره با یک بنبست جغرافیایی روبرو بوده؛ این بنبست درواقع دسترسی به آبهای آزاد جهانی است. هرچند فدراسیون روسیه از سه جهت به آبهای آزاد دسترسی دارد؛ اما هر کدام از این مسیرها دچار چالشهای خاص خود هستند. روسیه از شمال به اقیانوس منجمد شمالی محصور شده که در بیشتر روزهای سال با یخ پوشیده شده و کشتیرانی در آن دشوار و فصلی است. در جهت شرق این کشور به اقیانوس آرام منتهی شده است؛ اما فاصلهی چند هزار کیلومتری آن با مناطق غربی روسیه که محل اصلی سکونت روسها و تجمع صنایع تولیدی روسیه است، دسترسی به آن را دشوار میکند؛ همچنین که به طور تاریخی زیرساختهای لجستیکی شرقی – غربی روسیه محدود بوده و در سالهای اخیر تلاشهایی برای گسترش آن شکلگرفته است که همچنان وابستگی مسکو به دریاهای غربی را کم نکرده است.
بدین ترتیب تنها مسیر بالفعل و با ظرفیت کافی برای تجارت دریایی، مسیر دریاهای غرب این کشور است. دریای بالتیک و دریای سیاه دو ناحیهای هستند که مسکو از گذشته برای تجارت با شرکای تاریخی و اصلی خود یعنی اروپا استفاده میکرد. بنادر اصلی روسیه یعنی «نووروسیسک»، «سوشی»، «روستوف» و «سنتپترزبورگ» در حاشیهی این دو دریا قرار دارند. همچنین صادرات اصلی مسکو نیز به این دو دریا وابسته است. به طور مثال 90 درصد از صادرات غلات روسیه از طریق دریای آزوف و سیاه صورت میگیرد.[2] همچنین 67 درصد از صادرات دریایی نفت روسیه از طریق دریای سیاه و بالتیک صورت میپذیرد[3]. بدین ترتیب مسکو وابستگی قابل توجهی به این دو دریا دارد. اما جنگ اوکراین و تنش روسیه-اروپا، به مسکو نشان داد که نمیتواند در این دو منطقه بازدارندگی لازم را داشته باشد.
درگیریهای دریایی در سال 2022[4] و سپس تکرار این درگیریها در سال 2026[5] در دریای آزوف و سیاه نشان داد نیروی دریایی روسیه به شدت دربرابر جنگهای نامتقارن دریایی آسیبپذیر است. اوکراین با استفاده از پهپاد، شهپاد و موشکهای کروز، نیروی دریایی روسیه را ناکارآمد کرد و صادرات غلات روسیه را به شدت تهدید نمود.
از سویی دیگر توقیف نفتکشهای روسی توسط کشورهای اروپایی زنگ خطر دیگری را به صدا درآورد. در طول سال 2025 و 2026 کشورهای اروپایی نظیر انگلیس و فرانسه چند نفتکش مرتبط با روسیه را توقیف کردند.[6] همچنین اتحادیه اروپا در بستهی 21 تحریمها زیرساخت حقوقی جدیدی برای توقیف کشتیهای مرتبط با روسیه را فراهم کرد؛[7] بر این اساس تا پایان آگوست، 6 کشتی مرتبط با روسیه از سوی نیروهای اتحادیه اروپا موسوم به «ایرینی»[8] توقیف شدند.[9] در نتیجه مسکو در حال مشاهدهی حرکت اروپا به سوی معتبر کردن تهدیدات خود در آبهای جهانی است. وجود تنگهها و کانالهای متعدد در دریای بالتیک و سیاه، نیز مکمل وضعیت پرتنش روسیه و اروپا شده و دست روسیه را بیش از پیش بسته است.
هرچند مسکو سعی دارد از طریق ایجاد کریدورهای جدید وابستگی خود به آبهای غربی را کاهش دهد؛ اما مسئلهی اصلی برای کرملین تأمین امنیت مسیر ترانزیتی غربی و ایجاد بازدارندگی لازم در برابر دشمنان بالقوهی خود است. مسکو در تلاش است ظرفیتهای دریایی خود را افزایش داده و توانایی خود برای تلافی اقدامات طرف مقابل را گسترش دهد. در همین راستا ولادیمیر پوتین در واکنش به بستهی 21 تحریمهای اروپا و تهدیدات انگلیس، هشدار تلافی داد. او گفت پاسخ مسکو لزوماً در آبهای کشورهای متخاصم نیست:
«توقیف کشتیها توسط کشورهای اتحادیه اروپا دزدی دریایی و سرقت دریایی است و روسیه مجبور خواهد شد به همین ترتیب پاسخ دهد. روسیه به چنین تلاشهایی، در هر منطقهای که مناسب بداند، از جمله حوزه مسئولیت ناوگان اقیانوس آرام، پاسخ مشابهی خواهد داد.» [10]
این واکنش که سپس از سوی لاوروف وزیر امور خارجة روسیه، نیز تشریح شد[11]، نشان میدهد مسکو به دنبال افزایش تواناییهایش فراتر از آبهای غربی خود است. موضوعی که پوتین به طور مستقیم با استفاده از عنوان «اقیانوس آرام» به آن اشاره میکند.
تجربهی همکاری مثبت روسیه و چین در شرق روسیه
یکی از ابعاد تعمیق همکاریهای روسیه و چین همکاریهای این دو در دریاها بوده است. این دو در حاشیهی اقیانوس آرام و در مناطقی نظیر دریای ژاپن و دریای چین شرقی مانورهای نظامی مشترک دارند. در سالهای اخیر مانورها نظامی دو کشور افزایشیافته است. [12] این همکاری دریایی به طور قابلتوجهی در هماهنگی با مواضع سیاسی دو طرف نیز هست. دولتهای روسیه و چین در سالهای اخیر مواضع مشترک و نزدیک قابلتوجهی را در قبال بازیگران منطقه نظیر ژاپن[13] و طرحهای نظامی نظیر سامانهی موشکی آمریکا[14] داشتند.
بااینحال همکاری طرفین صرفاً به اقیانوس آرام محدود نشد و دو طرف در آبهای پیرامونی قطب شمال نیز همکاری قابلتوجهی را نشان دادند. تجربهی مسکو و پکن در این آبها شامل مانورهای نظامی مشترک، گشتهای هوایی مشترک بر فراز آبهای منطقه، اعزام کشتیهای تحقیقاتی چینی و مشارکت در پروژههای تحقیقاتی روسیه در آبهای منطقه و همافزایی طرفین در شکلگیری مسیر تجاری نوین یا همان ابتکار کریدور قطب شمال روسیه میگردد. [15]
در کنار این موضوع گزارش غربیها نشان میدهد در سالهای اخیر تبادل فناوریهای مرتبط با دریا نیز بین دو طرف گسترشیافته است. گزارشها نشان میدهد مسکو فناوری منحصربهفردی را در حوزهی زیردریاییها در اختیار چین قرار داده است. این گزارشها مدعی هستند که مسکو ابتکاراتی را به پکن منتقل کرده تا بتواند زیردریاییهای خود را از حسگرهای شنیداری زیر بستر دریا پنهان نگه دارد. [16] مجموع این همکاریها مانورپذیری چین و روسیه را در دریاها افزایش داده است، هرچند نتوانسته به طور کامل مشکلات آنان در این حوزه را کم کند. با پشتوانهی چنین رابطهای است که پوتین میتواند در برابر تهدیدات کشورهای اروپایی آنان را در منطقهی اقیانوس آرام تهدید کند و موازنهای را در برابر طرف مقابل ایجاد نماید. همچنین است که پکن نیز توانست حضور خود در اقیانوس منجمد شمالی را افزایش داده و به یک مسیر تجاری و علمی با پشتوانهی لجستیکی روسیه دست یابد.
زمینههای همکاری ایران و روسیه
در این راستا ایران نیز میتواند همکاریهای مشترکی را با این بازیگران داشته باشد. قابلتوجه است که این مشارکت لزوماً نیازمند و وابسته به ناوگان نظامی بزرگ و گسترده نیست، بلکه همکاری دریایی شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی، علمی و لجستیکی میشود.
در این راستا یکی از پتانسیلهای همکاری میان ایران و روسیه مشمول بهاشتراکگذاری دادهها و اطلاعات در دریا میگردد. همچنین که دو طرف میتوانند پروژههای تحقیقاتی مشترکی برای توسعهی توانمندیهای نظارتی مستقل خود در دریاها را در دستور کار قرار دهند. بستر دیگر همکاریها در اخذ خدمات دریایی توسط کشتیهای طرفین از پایگاههای دریایی طرف مقابل است؛ به این معنا که ایران میتواند از ظرفیت پایگاههای دریایی طرف روسی بهره ببرد. همچنین که دو طرف میتوانند پایگاههای مشترکی را در نزدیکی آبراهههای مهم بینالمللی نظیر «بابالمندب» و «مالاکا» تأسیس نمایند تا پشتیبانی از ناوگان دریایی هر دو را بر عهده بگیرد.
از سویی تجربهی روسیه و چین نشان داد که طرف روسی آمادهی به اشتراک گذاری در حوزهی فناوریهای دریایی نیز هست. بدین ترتیب یکی از ابعاد مشارکت دریایی ایران و روسیه، توسعه و تحقیق فناوریها و شیوههای نوین نبرد دریایی میشود. این تجربه به خصوص در حوزهی نبرد پهپادی صورت گرفت و طرفین فناوریها خود در این زمینه را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند و در برخی موارد یافتههای تحقیقاتی خود را در اختیار طرف دیگر قرار دادند. در نتیجه مسکو و تهران میتوانند توسعهی شیوههای نوین جنگ دریایی را با یکدیگر توسعه داده و فناوریهای این حوزه را در اختیار یکدیگر قرار دهند.
جمعبندی
تشدید تنشهای دریایی نظیر توقیف کشتیهای روسیه در دریای مانش، حمله به فلهبرهای روسیه و اوکراین در دریای سیاه، تنش آمریکا و چین بر سر کانال پاناما، عقبنشینی آمریکا در نبرد بر سر بابالمندب با یمن و محاصرهی ایران از طریق دریا همگی نشان میدهند که تغییر و تحول نظم به خشکیها محدود نیست و آبهای آزاد به خصوص آبراههها، نیز از وضعیت نابسامان کنونی متاثر هستند.
دراینبین قدرتهای نوظهور برای ارتقا توان پایداری خود در برابر این تحولات، به سمت همافزایی در حوزهی دریاها رفتند که تجربهی مسکو و پکن یکی از نمودهای این امر است. در این بین ایران نیز میتواند با توجه به نیازها و پتانسیلهای خود در حوزهی دریاها و آبراههها بازیگری خود را افزایش داده و به همکاری با کشورهایی نظیر روسیه بپردازد.
منابع
[1] کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (UNCTAD) آمار جدید تجارت دریایی را منتشر کرد – 23 آوریل 2025
https://unctad.org/news/shipping-data-unctad-releases-new-seaborne-trade-statistics
[2] رویترز: با مختل شدن تجارت در دریای سیاه، صادرات غلات روسیه به سمت منطقه بالتیک تغییر مسیر میدهد. – 31 آگوست 2026
[3] روسیه در ژانویه ۲۰۲۶ سه رکورد صادرات نفت از طریق بنادر بالتیک ثبت کرد – 19 فوریه 2026
[4] تأثیر جنگ اوکراین بر حمل و نقل جهانی – می 2022
[5] کشتیهای حامل غلات زیر آتش؛ تشدید روزافزون درگیریها در دریای سیاه – 19 آگوست 2026
[6] ارتش بریتانیا یک نفتکش را که از روسیه در حرکت بود، توقیف کرد. – 14 ژوئن 2026
https://www.interfax.ru/world/1095769
[7] بند 10 از تصمیم شورا به شمارهی 2026/1849 – 23 جولای 2026
https://eur-lex.europa.eu/legal-content/EN/TXT/?uri=OJ:L_202601848
[8] Operation EUNAVFOR MED IRINI
https://www.operationirini.eu/
[9] ششمین نفتکش متعلق به «ناوگان سایه روسیه» در توقیف نیروهای اروپای
[10] پوتین: توقیف کشتیها توسط کشورهای اتحادیه اروپا دزدی دریایی و سرقت دریایی است و روسیه مجبور خواهد شد به همین ترتیب پاسخ دهد. 12 آگوست 2026
[11] لاوروف: روسیه محل پاسخ به سرقت و دزدی دریایی را انتخاب خواهد کرد. 13 آگوست 2026
[12] رزمایش مشترک دریایی چین و روسیه به پایان رسید – 13 جولای 2026
http://eng.mod.gov.cn/2025xb/N/T/16473492.html
[13] بیانیهی مشترک سفرای روسیه و چین در ژاپن – 13 آگوست 2026
https://jp.china-embassy.gov.cn/dsdt/202608/t20260813_12003394.htm
[14] بیانیه مشترک جمهوری خلق چین و فدراسیون روسیه در مورد ثبات استراتژیک جهانی – 9 می 2025
https://www.mfa.gov.cn/eng/xw/zyxw/202505/t20250509_11617864.html
[15] مرکز تحلیل سیاست اروپا: همکاری چین و روسیه در قطب شمال – 8 جولای 2025
https://cepa.org/comprehensive-reports/sino-russian-cooperation-in-the-arctic/
[16] اکونومیست: چین در حال کسب دانش نظامی نگرانکننده از روسیه است. – 23 جولای 2026



