جنگ رمضان و تعطیلی کامل رویای هاب انرژی رژیم صهیونیستی

05 فروردین 1405

مقدمه

رژیم صهیونیستی از ابتدای پیدایش همواره به دنبال تثبیت جایگاه خود در منطقه و جهان بوده است. در یک دهه ، افزایش روابط تجاری و وابسته‌سازی اقتصادی را راه‌حل دستیابی به این مهم دانسته که نمود آن را می‌توان در سند «راه‌هایی برای صلح منطقه‌ای»[1] مشاهده کرد. به همین منظور به سمت تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه غرب آسیا حرکت کرده است؛ زیرا خود دارای ذخایر عظیم گازی است و توانایی ترانزیت نفت را نیز دارد. محقق شدن این امر نیازمند امنیت پایدار است. اما رژیم صهیونیستی به دلیل وجود درگیری‌های منطقه‌ای آسیب‌پذیری بالایی در این حوزه دارد.

آسیب به صنعت انرژی رژیم صهیونیستی پس از طوفان‌الاقصی

صنعت انرژی رژیم صهیونیستی که با هزینه‌های هنگفت و تبلیغات گسترده به عنوان ستون اصلی تبدیل شدن به «هاب گازی شرق مدیترانه» معرفی شده بود، از همان نخستین روزهای عملیات طوفان الاقصی در اکتبر ۲۰۲۳ به شدت فلج شد. درگیری محدود با حماس کافی بود تا میدان گازی تامار برای ۳۶ روز کامل تعطیل شود و سکوهای فرآوری آن به دلیل تهدید مستقیم حملات راکتی از چرخه تولید خارج گردند. این وقفه کوتاه‌مدت، که حتی با تنش‌های جزئی حزب‌الله در سال ۲۰۲۴ ادامه یافت، ثابت کرد که مقاومت اسلامی با تمرکز محدود خود به روی صنعت انرژی می‌تواند تمام برنامه انرژی این رژیم را به مرز تعطیلی بکشاند. گزارش‌های تخصصی نشان می‌دهند که پس از این ضربه سریعاً تلاش شد تا تولید گاز از سر گرفته شود، اما این اختلال کافی بود تا چشم‌انداز صعودی رژیم برای همیشه زیر سؤال برود.

چشم‌انداز رژیم برای تولید گاز طبیعی تا اوج ۳۶-۳۷ میلیارد متر مکعب در ۲۰۲۸ و تثبیت ۳۲ میلیارد متر مکعب تا ۲۰۳۴، کاملاً وابسته به آرامش مصنوعی بود که با افتتاح کاریش در ۲۰۲۲ و سرمایه‌گذاری در پروژه کاتلان بنا شده بود. اما طوفان الاقصی با حجم درگیری محدود، همه این محاسبات را به هم ریخت. نقاط قوت ظاهری مانند ذخایر گاز فراساحلی، اقتصاد نوآور و تقاضای مصر و اردن، در برابر قدرت واقعی مقاومت رنگ باختند.

اختلالات طوفان الاقصی و اثبات توان مقاومت در فلج کردن تولید بالادستی

عملیات طوفان الاقصی دقیقاً در نقطه اوج تلاش رژیم برای گسترش تولید، میدان تامار را ۳۶ روز کامل تعطیل کرد. سکوهای فرآوری در معرض حملات راکتی مقاومت قرار گرفتند و تولید گاز به شدت سقوط کرد. درگیری‌های سال ۲۰۲۴ با حزب‌الله نشان داد که مقاومت با کمترین حجم درگیری، می‌تواند کل بخش بالادستی را از کار بیندازد. دور چهارم واگذاری بلوک‌های اکتشافی در ۲۰۲۳ و اعطای ۱۲ مجوز به شرکت‌های خارجی مانند «BP» و «Eni»، با آغاز جنگ غزه به تأخیر افتاد و اکتشافات میادین کاتلان، آتنا، زئوس و هرمس نتوانستند این خلأ را پر کنند.

نابودی رویای رژیم در حوزه انرژی با گسترش جنگ زیرساختی

پروژه‌های تامار (ظرفیت ۱.۶ میلیارد فوت مکعب صادراتی به مصر)، لویاتان (۶۲۰ میلیارد متر مکعب ذخیره و فاز ۱B برای ۲۱ میلیارد متر مکعب سالانه)، کاریش (۸ میلیارد متر مکعب با FPSO[2] ) و کاتلان (شروع تولید ۲۰۲۷) همگی ستون‌های رویای انرژی رژیم هستند، اما دقیقاً نقاط ضعف استراتژیک آن به شمار می‌روند. پالایشگاه‌های حیفا و اشدود با ظرفیت ثابت، در صورت هر اختلال، رژیم را به واردکننده فرآورده تبدیل می‌کنند. مانند اتفاقی که در جنگ 12 روزه برای رژیم صهیونیستی رخ داد. در طول این جنگ ایراد پالایشگاه حیفا (متعلق به گروه Bazan) را هدف قرار داد. در پی این حمله، گروه Bazan در بیانیه‌ای اعلام کرد که تاسیسات تولید برق متعلق به این شرکت آسیب جدی دیده و از مدار خارج شده است. همچنین در این بیانیه آمده است که تمام تاسیسات متعلق به این گروه نیز تعطیل شده است.

پس از این آسیب ناشی از حمله موشکی ایران، «سونول»، شرکت تامین کننده بنزین در سرزمین‌های اشغالی، به مشتریان خود اطلاع داد که عرضه سوخت را کاهش خواهد داد. این اتفاق که به یک چالش بزرگ در سرزمین‌های اشغالی تبدیل شد، اکنون نیز امکان وقوع با شدت بیشتر را دارد. با توجه به نقش پالایشگاه حیفا در تولید سوخت، ضربه به این پالایشگاه، منجر به بحران سوخت خواهد شد همچنین صادرات محصولات پالایشی رژیم را نیز دچار اختلال گسترده خواهد کرد.

نقاط قوت ظاهری رژیم ذخایر عظیم گاز فراساحلی، اقتصاد نوآور، پالایشگاه‌های مدرن با ظرفیت ۲۹۷۰۰۰ بشکه در روز و تقاضای مصر و اردن و همچنین فرصت‌های رژیم مانند تبدیل شدن به هاب گازی، تقاضای اروپا برای خرید گاز و استفاده از «LNG» مصر، همه وابسته به امنیت هستند. با توجه به آسیب رژیم صهیونیستی پس از طوفان‌الاقصی، درگیری با ایران در حوزه زیرساخت، با توجه به توان آفندی بالای ایران، کاهش توان پدافندی رژیم و وسعت کم سرزمین‌های اشغالی که موجب تمرکز تاسیسات شده است، می‌تواند رویای رژیم را به طور کلی نابود کند.

همچنین مسائل دیگر نیز مانند بی‌ثباتی سیاسی در داخل سرزمین‌های اشغالی، نگرانی سرمایه‌گذاران و وابستگی به بازارهای محدود می‌توانند موجب تشدید این امر شوند. جنگ رمضان در صورت  گسترش حملات می‌تواند با حجم انبوه حملات، ریسک امنیتی را به عامل تعیین‌کننده تبدیل کرده و پیروزی مقاومت را تضمین می‌نماید.

جمع‌بندی

طوفان الاقصی نشان داد رژیم صهیونیستی در حوزه زیرساخت آسیب‌پذیری بالایی دارد و تنها با درگیری محدود حماس و حزب‌الله، رویای هاب انرژی رژیم تا آستانه نابودی رفت. حالا در سناریوی جنگ زیرساختی با جمهوری اسلامی ایران، که با حجم انبوه موشک‌های بالستیک، کروز و پهپادهای پیشرفته همراه است، این رویا نه تنها متوقف، بلکه کاملاً تعطیل می‌شود. مقاومت اسلامی با توان کامل خود، قادر است زیرساخت‌های فراساحلی، خطوط لوله و پروژه‌های کلیدی را به نابودی بکشد و رژیم صهیونیستی را در داخل و ایفای تعهدات خارجی خود دچار چالش بزرگی کند.

همچنین ضربه به زیرساخت‌های انرژی رژیم صهیونیستی، منجر به افزایش ریسک و تندتر شدن شیب خروج سرمایه خارجی در صنعت نفت و گاز از سرزمین‌های اشغالی خواهد شد. این امر رژیم را با مشکل مواجه خواهد کرد؛ زیرا نقش شرکت‌های خارجی در اکتشاف، استخراج و سایر بخش‌های زنجیره تامین انرژی رژیم بسیار زیاد است.

پی‌نوشت

[1] Tracks for Regional Peace

[2] شناورهای تولید، ذخیره و تخلیه

keyboard_arrow_up