مقدمه
پس از امضای یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۵، چالش بر سر مدیریت و کنترل تنگه هرمز، به یکی از موضوعات جدی در این زمینه تبدیل شده است. در بند ۵ یادداشت تفاهم آمده است که:
«با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مینزدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتوگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل نظر میکنند.»
این بند از تفاهم از جهت گره زدن ترتیبات ایرانی تنگه هرمز به تعامل با عمان ابهام دارد. از طرف دیگر به نظر میرسد آمریکا با کاهش نسبی قیمت نفت، تلاش دارد در هماهنگی با عمان، با ایجاد مسیر موازی از سمت عمان، مدیریت ایران بر تنگه هرمز را با چالش روبهرو کند. از سوی دیگر اخبار منتشر شده نشان دهنده ازسرگیری محاصره دریایی توسط آمریکا[1] در کنار تلاش برای ایجاد مسیر مستقل از سوی آمریکا پس از مینزدایی کامل از تنگه نیز منتشر شده است. به طورمثال مرکز مرکز کمپین علیه ایران هستهای در گزارشی در همین زمینه اعلام میکند که آمریکا به دنبال طرح نرمال بینالمللی جداسازی حمل و نقل دریایی در تنگه هرمز پس از مینزدایی از تنگه هرمز است.[2]
در واقع این گزارش تایید میکند که آمریکا با مینزدایی به دنبال برگشت تنگه هرمز به حالت قبل و خارج از ترتیبات ایرانی است. همچنین تفاهم با توجه به تاکید بر گفتگو با عمان و در نظر گرفتن مسائل حقوق بینالملل از یک سو ایجاد ترتیبات ایرانی را با ابهام حقوقی روبه رو کرده است. از سوی دیگر پس از ایجاد فضای تنفسی حداقل در مورد قیمت نفت، آمریکا در تلاش است با ترغیب کشورها برای عبور از مسیر عمان و حمله نظامی به جنوب ایران اجازه ایجاد ترتیبات ایرانی در تنگه را ندهد. از طرف دیگر ایران به دلیل وارد شدن به مذاکرات، به طور مستقل ترتیباتی را برای مدیریت تنگه هرمز در نظر نگرفته. چنانکه دکتر قربانزاده دبیر اقتصادی تیم مذاکرهکننده نیز بر این موضوع اذعان داشتند که بسته کاملی برای مدیریت تنگه از سوی ایران تهیه نشده و این موضوع به آینده و در تعامل با عمان و درنظر گرفتن مسائل حقوقی موکول شده است. به نظر میرسد با نقض مکرر تفاهمنامه توسط رئیسجمهور آمریکا و اعلام پایان آتشبس از سوی او، ایران میتواند از فرصت استفاده کند و با ایجاد سازوکار مستقل، حکمرانی خود بر تنگه هرمز را تثبیت کند. بنابراین در این گزارش ابتدا به ضرورت این موضوع و سپس به ویژگیهای این اقدام میپردازیم.
ضرورت اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، خارج از چارچوب تفاهم و مذاکره
استفاده از تنگه هرمز باید همزمان هم با مدیریت کامل ایران بر تنگه انجام شود هم نباید به ابزاری ضدخود تبدیل شود. در واقع نباید استفاده از ابزار تنگه هرمز با مدیریت ایران، باعث ایجاد ذهنیت گروگشی به خصوص در بین دوستان ایران شود. برای اینکه این دو موضوع همزمان محقق شود، باید ایران با طرح خود به صورت جزئی و مشخص، ضمن اعمال حاکمیت و کسب منافع، تردد را از تنگه هرمز تسهیل کند. در صورتی که این موضوع از قبل از سوی ایران اعمال نشود و به مذاکرات برود چند اشکال عمده به همراه خواهد داشت. اولا چنانکه تفاهمنامه اسلامآباد نشان داد، آمریکا به هیچوجه به صورت مطلق در تفاهمنامه اجازه مدیریت و حکمرانی ایران در تنگه هرمز را نخواهد داد و آن را مشروط به هماهنگی با عمان، حقوق بینالملل و مسائلی از این دست میکند. این موضوع باعث خواهد شد تا اعمال حاکمیت مطلق ایران توسط بازیگران دیگر نیز با تشکیک مورد پذیرش قرار گیرد. ثانیا چنانکه در طول تفاهم مشخص شد، آمریکا به هیچوجه از تفاهم برداشت مدیریت مطلق ایران بر تنگه هرمز را ندارد و در واقعیت ضمن ایجاد مسیر جنوبی در سواحل عمان و تشویق کشورها به استفاده از آن، تلاش داشت تا با مینزدایی از مرکز، مسیر مستقل دیگری نیز ایجاد کند. ثالثا تجربه هم در طول جنگ و هم در دوران تفاهم نشان داد که کشورهای حاشیه خلیجفارس، حاضر نیستند موضع مستقلی از آمریکا داشته باشند و با آمریکا در مورد تنگه هرمز همکاری میکنند. رابعا گره زدن اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز به مذاکرات و امتیازگیری و امتیازدهی در آن به معنای به رسمیت شناختن چالشهای ایجاد شده توسط آمریکا است. چنانکه در تفاهمنامه اسلامآباد با همتراز گرفتن تنگه هرمز و محاصره دریایی، معادله محاصره دریایی، مذاکره و دادن امتیاز برای آمریکا را به رسمیت شناختیم. در نهایت هم باید گفت اگر سرنوشت اعمال حاکمیت در تنگه هرمز به مذاکرات گره بخورد، با هر نقض عهد آمریکا باید تنگه هرمز بسته شود، چراکه اگر بسته نشود، آمریکا به فشار و نقض عهد بیشتر برای گرفتن امتیاز روی خواهد آورد. از طرف دیگر بسته بودن طولانی تنگه هرمز، هم میتواند سایر بازیگران را نسبت به ایران بدبین کند هم با اعمال مجدد محدودیت توسط آمریکا مانند اعمال محاصره دریایی، زمینه فشار بر ایران را فراهم میکند، چنانکه با نقض و پایان تفاهم اسلامآباد این اتفاق رخ داد. بنابراین ضروری است که اعمال حاکمیت مطلق ایران با شرایطی که نفع ایران را تامین کند فرای از هرگونه مذاکره یا تفاهم انجام شود.
ابعاد اصلی اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز
برای اینکه اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز موثر باشد و ضمن ایجاد نفع و حاکمیت مطلق برای ایران، بتواند کشورهای دیگر و به خصوص کشورهای دوست ایران را همراه کند باید ترتیبات با جزئیات و در چارچوب نظم جدید بینالملل در همه ابعاد ایجاد شود. بنابراین مهمترین شرایط و ابعاد مدیریت تنگه هرمز که باید خارج از مذاکره اعمال شود را میتوان به شرح زیر بیان کرد:
تضعیف زیرساخت تحریمهای آمریکا
تحریمهای آمریکا علیه ایران، مبتنی بر نظم مالی-بانکی موجود در نظام بینالمللی است. بنابراین اگر ایران میخواهد واقعا انتفاعی از اقتدار خود در تنگه هرمز ببرد و بتواند از اعمال نفوذ آمریکا جلوگیری کند اقدامات باید خارج از این چارچوب باشد. در همین رابطه باید در یک بسته جامع شامل بیمه، ارز محمولهها، هزینه خدمات و… همه به منظور تضعیف نظام تحریم و قدرت تحریم آمریکا باشد. این موضوع میتواند با ایجاد همپوشانی با منافع کشورهایی مانند چین نیز باشد. بهطور مثال ایران باید صرفا به کشتیها و نفتکشهایی که محمولههایی با ارزهای غیردلاری و غیریورویی معامله میکنند اجازه عبور دهد و یا لیستی از ارزهای مجاز مانند یوآن را تعیین کند و صرفا به کشتیهایی اجازه عبور دهد که محمولههای خود را با این ارزها معامله میکنند. همچنین در مورد بیمهها نیز باید با فاصله گرفتن از بیمههای اصلی از جمله گروه بیمه حفاظ و غرامت[3]، تنها کشتیها و محمولههایی را اجازه عبور دهد که شامل این گروه بیمه که جز ابزار حکمرانی مالی غرب هستند نباشند و با مشخص کردن بیمههای شرقی و حتی ایرانی به عنوان بیمههای مجاز برای عبور از تنگه هرمز، هم منافع ایران و کشورهای همسو مانند چین را تامین کند و هم ضربه جدی به سازوکارهای مالی غرب بزند. همچنین هزینه خدمات، عوارض یا هر هزینهای دیگری که قرار است ایران اخذ کند نیز باید با فاصله گرفتن از ارزهایی مانند یورو و دلار باشد و حتی میتواند با ریال و با هدف تقویت ارزش پول ملی باشد که سازوکارهای آن قبلا در کشوری مانند روسیه نیز انجام شده است. بنابراین باید سازوکار اعمال حاکمیت در تنگه هرمز اولا شامل ابعاد مختلف این موضوع و ثانیا شامل تضعیف زیرساخت تحریمها شود.
رفع واقعی تحریمها علیه ایران
تحریمها در طی سالهای گذشته علیه ایران هیچگاه به صورت واقعی رفع نشد. به دلیل اینکه در موارد متعدد ایران با تکیه بر مذاکرات تلاش میکرد تا از آمریکا تخفیفهای تحریمی موردی در ازای اعطای امتیازات بگیرد. این موضوع باعث میشد تا همیشه تخفیف تحریمها در چارچوب ساختار تحریمی این کشور باشد. به طور مثال ایران صرفا با اجازه آمریکا میتوانست منابع مسدودشده خود را به مصرف برساند. همین موضوع باعث میشد تا با یک تکانه سیاسی، این تخفیف تحریم متوقف شود و دوباره ایران تحریم شود. لذا باید در میدان و با استفاده از اهرم قدرت، تحریم را بیاثر کرد. این اتفاق به چند طریق رخ خواهد داد که میتواند در اعمال مدیریت تنگه هرمز در نظر گرفته شود. یکی از این موارد گرفتن عوارض است. آمریکاییها پرداخت هرگونه عوارض به ایران را شامل تحریم کردند[4]. اگر ایران در کنار هزینه خدمات ولو به میزان کمی، از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض دریافت کند، آمریکا باید بین رفع تحریم برای پرداخت عوارض و مسدود بودن تنگه هرمز یکی را انتخاب کند. اگر هزینه عوارض بالا نباشد و صاحبان محمولههای کشتی پرداخت عوارض برای عبور کشتی را به نفع خود ببینند، حتما آمریکا مجبور به رفع واقعی تحریم میشود. بنابراین گرفتن عوارض در کنار هزینه خدمات، جدا از آورده مالی آن که در درجه دوم اهمیت است، از نظر مجبور کردن آمریکا به نادیده گرفتن تحریمهایش اهمیت دارد. این موضوع، یعنی ایجاد منافع مشترک بین ایران و کشتیهای عبوری میتواند به حوزههای مختلف تسری یابد و باعث کاهش اثر تحریم شود.
تعیین جزئیات بازگشایی تنگه هرمز
یکی از ایرادهای جدی گره زدن موضوع تنگه هرمز به مذاکرات پیش از اعمال حاکمیت، مشخص نبودن جزئیات ترتیبات ایران بود. به طور مثال آقای قربانزاده مسئول اقتصادی تیم مذاکرهکننده در بیان شیوههای مدیریت تنگه هرمز، هیچ طرحی در مورد تخلف از قواعد ایران، عبور کشتیها از مسیرهای دیگر و مواردی از این دست نداشت. درحالی که اعمال حاکمیت زمانی میسر است که ایران مجازات مشخص برای کشتیهایی که از مسیر و قواعد ایران تخطی میکند مشخص کرده باشد. بهطور مثال لیست مشخصی از کشتیها، یا مالکین یا صاحبان پرچم کشتیهای متخلف در کنار ممانعت نظامی برای عبور آنها تهیه شود و این لیست اجازه عبور از مسیر را نداشته باشند مگر با پرداخت جریمه و تامین شرایط ایران. همچنین لیست مشخصی از کشورهای متخاصم باید تهیه شود و اجازه عبور به محمولههایی با مبدا و مقصد آنها داده نشود و یا لیستی از کشورهای همکاریکننده با کشورهای متخاصم تهیه شود تا صرفا در ازای تامین شرایط ایران و عدم تکرار همکاری اجازه عبور بگیرند. به طور کلی اعمال حاکمیت در تنگه هرمز باید یک اقدام همهجانبه و با مشخص شدن جزئیات باشد. با طرحهای کلی و واگذار کردن آن به آینده یا مذاکرات این موضوع عملی نخواهد شد.
نتیجهگیری
جنگ تحمیلی سوم به ایران این فرصت را داده است تا با استفاده از اعمال حاکمیت در تنگه هرمز نظم منطقهای را به نفع خود تغییر دهد. در صورتی که ایران الزامات این تغییر نظم را رعایت کند، میتواند با طرحی مشخص که زیرساختهای اعمال تحریم آمریکا را تضعیف میکند و کشورها را تشویق میکند تا از قواعد ایران برای عبور از تنگه هرمز پیروی کنند، هم قدرت خود را افزایش دهد هم مانع اعمال قدرت آمریکا علیه ایران شود. این موضوع باید از سوی ایران مستقل از هرگونه مذاکره و داده و ستانده در مذاکره ایجاد شود. چراکه هم تجربه تفاهم و هم عزم آمریکا در نپذیرفتن حق ایران، نشان میدهد که این موضوع در مذاکره به نتیجه نمیرسد. بنابراین ایران باید قبل از هراقدامی برای پایان جنگ طرح خود را نهایی و با سرعت اعمال کند. این موضوع باعث میشود تا منافع همه کشورها مستقل از هرگونه نتیجه مذاکرات در پیروی از طرح ایران تعریف شود و ایران بتواند به صورت واقعی ضمن کسب منافع، مدیریت و اعمال حاکمیت در تنگه هرمز را در اختیار بگیرد.
منابع
[1] بیانیه سنتکام برای بازگشت محاصره دریایی، ۱۳ جولای ۲۰۲۶:
https://www.centcom.mil/MEDIA/PUBLIC-RELEASES/Article/4542098/us-forces-to-resume-naval-blockade-against-iran/
[2] ردیابی نفتکشهای ایران جون ۲۰۲۶، ۱۰ جولای ۲۰۲۶:
https://www.unitedagainstnucleariran.com/analysis/june-2026-iran-tanker-tracker
[3] P&I club
[4] Sanctions Risks of Iranian Demands for Strait of Hormuz Passage, 1 May 2026:
https://ofac.treasury.gov/media/935556/download?inline



