گذار از مذاکرات هسته‌ای، لازمه‌ی نقش‌آفرینی در نظم جدید

12 خرداد 1405

مقدمه

تحولات چند سال اخیر، فضای روابط بین‌الملل را با تغییرات گسترده و مهمی روبه‌رو کرده و بسیاری از معادلات قدیمی قدرت را دچار دگرگونی ساخته است. مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی، باعث شده نگاه کشورها به جایگاه آمریکا و نحوه مدیریت تحولات جهانی تغییر پیدا کند و بسیاری از الگوهای گذشته مورد تردید قرار گیرند. در چنین شرایطی، بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند سیاست‌ها و تصمیمات خود را متناسب با واقعیت‌های جدید جهانی تنظیم نمایند.

عدم تطبیق گفت‌وگوهای هسته‌ای با ملاحظات نظم جدید

نظم جهانی در سال‌های اخیر از حالت تک‌قطبی فاصله گرفته و به سمت یک ساختار چندمرکزی حرکت کرده است که در آن، قدرت فقط در اختیار آمریکا قرار ندارد.[1] آمریکا در نظم جدید دیگر هژمون نیست که بخواهد برای بقیه کشورها تعیین‌تکلیف کند بلکه تنها یکی از قدرت‌های بزرگ در کنار سایر قدرت‌ها به شمار می‌رود.[2] در این راستا اتفاقاتی مثل جنگ اوکراین، طوفان‌الاقصی و جنگ رمضان، همگی باعث بروز ضعف‌های آمریکا و متحدانش شده‌اند و تصویر قدرت بلامنازع واشنگتن را زیر سؤال برده‌اند. مخصوصاً بعد از جنگ رمضان که کشورمان توانست صراحتاً آمریکا را در تحقق اهدافش ناکام گذاشته و شکست دهد،[3] این روند تغییر نظم شدت بیشتری پیدا کرده است. با این وصف مذاکره با واشنگتن درباره مسائل داخلی از جمله غنی‌سازی هسته‌ای، یعنی اصرار بر باقی‌ماندن در معادلات نظم پیشین و عمل کردن ذیل این منطق منسوخ که «واشنگتن تنظیم‌کننده مناسبات بین‌المللی است.»  به همین دلیل نباید سیاست‌های هسته‌ای کشورمان را به آمریکا مربوط دانسته و بر سر آن به چانه‌زنی در سطح بین‌المللی پرداخت.

در نظم قبلی، آمریکا تلاش می‌کرد خود را مرجع نهایی تصمیم‌گیری درباره موضوعات امنیتی، اقتصادی و حتی مسائل داخلی سایر کشورها معرفی کند و بسیاری از دولت‌ها نیز ناچار بودند روابط و تصمیمات خود را با سیاست‌های واشنگتن هماهنگ نمایند.[4] اکنون معادلات جدیدی بر منطق روابط بین‌الملل حاکم است. در این شرایط، مذاکرات هسته‌ای با آمریکا دیگر با واقعیت‌های نظم جدید هم‌خوانی ندارد؛ بلکه بیشتر به منطق دوره‌ای تعلق دارد که آمریکا خود را قدرت مسلط جهان می‌دانست. وقتی نظم جهانی در حال گذار از تک‌قطبی به سمت چندمرکزی است، طبیعی است که کشورها نیز سیاست خارجی خود را بر اساس همین تغییرات تنظیم کنند.[5] اکنون بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند روابط خارجی خود را متنوع‌تر کنند و بدون وابستگی به آمریکا، منافع ملی خود را مستقلاً دنبال نمایند.[6] کشورمان نیز در چنین فضایی می‌تواند بدون توجه به خواست آمریکا، مسیر مورد نظر خود را دنبال کند و سیاست‌های‌ خارجی و داخلی را بر اساس منافع و نیازهای خود تنظیم نماید. بنابراین اصرار بر الگوی قدیمی مذاکره هسته‌ای و تنظیم مسائل داخلی بر اساس خواست واشنگتن، نه با شرایط فعلی جهان سازگار است و نه با تغییراتی که در نظم جهانی شکل گرفته است.

در این راستا لازم است از هر تصمیمی که منجر به بازگشت کشورمان به منطق نظم قدیم می‌گردد، جلوگیری نمود و مسیرهای نوینی را برای حل این مسئله در نظر گرفت. به طور مثال می‌توان با همکاری بین سه کشور تحول‌خواه ایران، چین و روسیه، سازوکار جدیدی برای تنظیم قواعد هسته‌ای بین‌المللی طراحی نمود. به شکلی که هم تسهیل‌گر توسعه این صنعت در خاک کشورهای عضو این سازوکار باشد و هم دغدغه‌های شرکای راهبردی کشورمان را در مورد قالب‌مند بودن پیشرفت صنعت هسته‌ای ایران برآورده سازد. نهادهای عالی حکمرانی در ایران از جمله شعام، مجلس شورای اسلامی و وزارت امور خارجه، می‌توانند با فراهم کردن زمینه برای افزایش همگرایی‌های این سه کشور، در صدد پیشرفت ایران در این عرصه گام بردارند.

جمع‌بندی

در نظم جدید جهانی، آمریکا دیگر هژمون مطلق و مرجع نهایی تصمیم‌گیری نبوده و دوران یک‌جانبه‌گرایی آن رو به پایان است. در چنین فضایی، مذاکره هسته‌ای کشورمان با آمریکا، بازگشت به منطق منسوخ هژمونیک گذشته محسوب می‌شود. اکنون بسیاری از کشورها روابط خارجی خود را متنوع کرده و منافع ملی را بدون وابستگی کامل به آمریکا دنبال می‌کنند. به تبع آن ایران نیز باید از گفت‌وگوهای هسته‌ای با واشنگتن پرهیز کند و سیاست‌های خود را مستقلانه بر اساس واقعیت‌های جدید جهانی تنظیم نماید.

منابع

[1] موسسه استیمسون، یک راهبرد آمریکایی برای جهان چندقطبی، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۵

  https://www.stimson.org/2025/an-american-strategy-for-a-multipolar-world/

[2] مجله فارن افرز، ساختن چندقطبی کارآمد: آمریکا چگونه باید جهان در حال تغییر را هدایت کند، چهارم نوامبر ۲۰۲۵

 https://www.foreignaffairs.com/united-states/making-multipolarity-work

[3] تارنمای ریسپانسیبل استیت‌کرافت، جنگ ایران پایان برتری آمریکا به شکلی که ما می‌شناسیم را رقم زد، هشتم می 2026

https://responsiblestatecraft.org/war-with-iran/

[4] موسسه پولسای، نقش هژمونیک ایالات متحده در نظم نوین جهانی، 24 دسامبر ۲۰۲۵

 https://polsci.institute/international-relations/hegemonic-role-us-new-world-order/

[5] مؤسسه مطالعات بین‌المللی استنفورد، قدرت‌های هندوپاسیفیک در حال تنوع‌بخشی و کاهش ریسک در جهان چندقطبی، ۲۷ مارس ۲۰۲۶

 https://aparc.fsi.stanford.edu/news/indo-pacific-powers-diversify-and-de-risk-multipolar-world-takes-shape

[6] شورای روابط خارجی، جهان در حال بازسازی: پیچیدگی‌های بازگشت به حوزه‌های نفوذ، ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶

 https://www.cfr.org/councilofcouncils/global-memo/the-world-reorders-the-complications-of-a-return-to-spheres-of-influence/

keyboard_arrow_up