مقدمه
رژيم صهیونیستی پیش از جنگ رمضان با توجه به دارا بودن میادین گازی و صادرات آن به کشورهای همسایه، سیاست خود را درمنطقه بر مبنای توسعهی همکاری با کشورهای عربی و نفوذ در آنها با محوریت صادرات گاز به این کشورها پیش میبرد. رژیم با انعقاد قرارداد فروش گاز به کشورهایی همچون اردن و مصر، شرایط را بر نفوذ خود در حوزهی زیرساختی این دو کشور و همچنین دیگر کشورهای منطقه فراهم کرده بود. حال با آغاز هجوم به ایران با همراهی آمریکا و با افزایش تنش میان دوطرف، صادرات گاز از میادین رژيم صهیونیستی متوقف شده است؛ این اتفاق باعث شده کشورهای عربی که سالهاست زیرساخت و صنعت خود را با گاز تلآویو تامین میکردند حال با شوک بزرگ مواجه شوند. افزایش قیمت حاملهای انرژی، وضعیت تامین آن را برای این کشورها با ابهام مواجه کرده است و هرلحظه آنان را به بحران نزدیکتر میکند.
سیاست انرژی رژيم صهیونیستی در منطقه
رژيم صهیونیستی پس از کشف میادین گازی «لویاتان» و «تامار» در سال۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، با انعقاد قراردادهای متعدد با مصر و اردن اقدام به صادرات گاز طبیعی به این دو کشور نمود. در سال ۲۰۱۴ رژيم با انعقاد قرارداد به مبلغ ۷۷۱ میلیون دلار با شرکت اردنی «عرب پتاس» متعهد شد به طور سالانه ۲۰۰ میلیون متر مکعب گاز برای تولید کود کشاورزی، صادر نماید. در سال ۲۰۱۶ نیز شرکت ملی گاز اردن «NEPCO » قراردادی ۱۵ ساله با رژيم صهیونیستی به ارزش ۱۰ میلیارد دلار، برای تامین سوخت نیروگاههای برق اردن امضاء نمود.[1] اردن با این قرارداد واردات سالانه گاز خود از سرزمینهای اشغالی را ۳ میلیارد مترمکعب افزایش داد تا بتواند مجموعاً بیش از ۷۰ درصد نیاز انرژی خود را از طریق تلآویو تامین نماید.
مصر نیز که زمانی صادرکننده گاز طبیعی به رژيم صهیونیستی بود، به دلیل افت فشار در میادین گازی خود با کاهش تولید و کسری مواجه شد و در سال ۲۰۱۸ قراردادی ۱۵ ساله به ارزش تقریبی ۲۰ میلیارد دلار برای واردات گاز طبیعی از رژيم بست. در سال گذشته نیز مصر پس قطع موقت صادرات گاز توسط تلآویو به دلیل جنگ ۱۲ روزه با مشکلات تامین انرژی مواجه شد و مجبور شد با هزینهای بیشتر گاز مایع(LNG) وارد نماید. پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، مصر با انعقاد قرارداد ۱۵ سالهی جدیدی به ارزش ۳۵ میلیارد دلار، واردات گاز خود از رژيم را ۱۳۰ میلیارد متر مکعب افزایش داد تا بتواند سالانه ۸ میلیارد متر مکعب گاز میدان «تامار» را برای تامین احتیاجات داخلی مصرف نماید.
تلآویو با قرارداد جدید گازی خود با قاهره، این کشور را تبدیل به اهرم انرژی خود در منطقه نمود، چرا که با افزایش واردات گاز از رژيم، مصر امکان صادراتی ۲ میلیارد متر مکعبی گاز مایع به کشورهای اروپایی را پیدا کرده بود. رژيم از طریق فروش گاز طبیعی به مصر و تبدیل آن در مصر به گاز مایع، از طریق زیر ساخت قاهره، زنجیره ارزشی مهمی ایجاد نموده بود. مصر میتوانست همزمان هم کسری تولید گاز خود را از طریق واردات پر کند و هم مازاد آن را به اروپا صادر کند.
نفوذ اقتصادی رژيم صهیونیستی در زیرساخت مصر به اینجا ختم نمیشود. رژيم از طریق مصر و اردن به دنبال نفوذ و سیطرهی در کشورهای دیگر حوزهی پیرامونی خود نیز شد. پس از قرارداد تلآویو با قاهره، در فاصله کمتر از دوماه هیئتی از وزارت انرژی و معادن لبنان و سوریه به مصر آمدند تا با امضای قرارداد، روزانه مقدار گاز از مصر دریافت نمایند. هیئت سوری نیز با سفر به اَمان پایتخت اردن قراردادی با این کشوربرای واردات گاز امضاء نمودند.
با توجه به وابستگی ۷۰ درصدی اردن و همچنین وابستگی ۱۵ الی ۲۰ درصدی مصر به گاز رژيم صهیونیستی، عملا صادرات از مصر به لبنان و سوریه، در اصل همان صادرات گاز از رژیم صهیونیستی است که به واسطه دو کشور مصر و اردن انجام میشود. در واقع خط لوله «عرب گاز» که مصر را از طریق اردن به سوریه و سپس لبنان وصل میکند به عنوان خطوط انتقال گاز به بیروت عمل کرده و گاز رژیم را به واسطه مصر و اردن به این کشورها انتقال دهد.
زیان مصر و اردن از وابستگی به رژیم صهیونیستی
پس از هجوم رژيم صهیونیستی و آمریکا به ایران و ترور رهبر انقلاب اسلامی، ایران نیز از طریق کنترل هوشمند تنگه هرمز و حملات موشکی به منافع آنان در منطقه پاسخ داد. شروع این اتفاقات منجر به افزایش سریع قیمت نفت شد. با ورود دو طرف درگیر به معادله زیرساختی، باهدف قراردادن پالایشگاه «پارس جنوبی» توسط رژيم صهیونیستی، ایران نیز برخی زیرساختهای مرتبط به رژيم و آمریکا را مورد هدف قرار داد که از جمله آنها مي توان به پالایشگاه گاز «راس لفان» در قطر اشاره نمود. توقف تولید گاز این پالایشگاه که ۲۰ درصد نیاز دنیا به گاز مایع را تامین مینمود، باعث افزایش دو برابری قیمت گاز مایع شد.[2] همچنین از ابتدای آغاز جنگ نیز رژيم صهیونیستی از ترس هدف قرار گرفتن میادین گازی خود توسط ایران، تولید و همچنین صادرات گاز را متوقف کرد. حال دو کشور مصر و اردن که وابسته گاز رژيم صهیونیستی هستند از توقف صادرات متاثر شده و در حالت بحرانی قرار دارند.
علیرغم اینکه وزیر انرژی اردن «صالح الخرابشه» تاکید نموده که به مدت سی روز ذخیره انرژی کافی را داراست، اما در تصریحات پیشین خود اعلام نمود که با افزایش قیمت نفت و حاملهای انرژی، هزینههای روزانهی انرژی در اردن به 3.5 میلیون دلار رسیده است. در مصر نیز علیرغم تولید ۴۱ میلیارد متر مکعب گاز به طور سالانه با نزدیک شدن به فصل گرما و افزایش مصرف برق کسری در تولید انرژی بیشتر مشهود خواهد شد. مصر در نبود گاز رژيم بدلیل جنگ فعلی و افزایش قیمت حاملهای انرژی، شاید دوباره همچون سال ۲۰۲۳ بحران قطعی برق را تجربه نماید.
نتیجهگیری
با شروع جنگ رمضان و توقف تولید و صادرات گاز رژیم صهیونیستی، سیاست انرژی تلآویو به منظور سیطره بر زیرساخت کشورهای پیرامون نیز با مانع ایران روبرو شد. سیاستی که در یکسال گذشته سعی در توسعه نفوذ در کشورهای لبنان وسوریه داشت و هم اکنون ناکام مانده است. به دلیل تکرار دوباره توقف صادرات گاز رژيم، کشورهای واردکننده همچون مصر و اردن چارهای در بازاندیشی سیاستهای خود در حوزه انرژی نخواهند داشت. این کشورها که سالها سرمایهگذاری در کشف و افزایش تولید گاز خود را فدا نمودند، حال شاید با شروع جنگ رمضان بتوانند بازاندیشی در سیاست های خود به منظور رهایی از وابستگی به گاز رژيم را داشته باشند.
این موضوع قطعاً سیاست تثبیت رژیم صهیونیستی در منطقه از طریق وابستهسازی کشورها به خود را با چالش جدی مواجه خواهد کرد و پس از جنگ، کشورهای منطقه به سمت کاهش وابستگی حرکت خواهند کرد.
منابع
[1] https://thearabweekly.com/jordan-diversifies-natural-gas-sources-end-reliance-israel-egypt



