مقدمه
با شروع محاصرهی دریایی، جنگ رمضان وارد فاز نبرد تابآوری شد. در این نبرد، تأمین نیازهای اساسی و انعطافپذیری تجاری، تبدیل به یکی از مؤلفههای کلیدی شده است؛ این دو مؤلفه متأثر از مسیرهای ترانزیتی هستند. در نتیجه کارآمدی محاصرهی دریایی تحت تأثیر عملکرد مسیرهای ترانزیتی قرار میگیرد. هرچند ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود کارتهای بازی متعددی در این حوزه دارد، اما انتخاب متناسب و عملیترین مسیر تجاری دارای اهمیت راهبردی است.
مزیتهای کریدور شمال – جنوب
در نقطهی کنونی، ایران به دلیل گستردگی مرزهای زمینی و دریایی، تنوع مسیرهای ترانزیتی و وجود همسایگان متعدد، ظرفیت قابلتوجهی برای ناکام گذاشتن محاصره دارد. محاصرهی دریایی تنها معطوف به مسیر دریایی جنوب است و مسیرهای خشکی در شرق، غرب و مسیر دریایی و خشکی در شمال همگی گذرگاههای جایگزین ایران هستند. این مسیرها بهواسطهی زیرساختهای ترانزیتی و جادهای ساخته شده در طول سالیان گذشته، قابلیت عملیاتی لازم را دارند. مرزهای شمالی نظیر مرز ایران – آذربایجان، ایران – روسیه (دریای کاسپین) و ایران – ترکمنستان در اینچهبرون، به واسطه اتصال ایران به مناطق، قفقاز، آسیای میانه، روسیه و بلاروس دارای ظرفیت قابل توجهی هستند. این مرزهای شمالی اکنون در قالب کریدور شمال- جنوب قابل تعریف هستند.
در طول سالیان اخیر به کریدور شمال – جنوب توجهات بسیاری شده و توسعهی قابل توجهی داشته است. این شریان مهم شمالی دارای تنوع قابل توجهی از منظر جغرافیایی و شیوهی حمل و نقل است و این ویژگی آن را به مسیر جذابی بدل میکند. وجود زیرساختهای جادهای، ریلی و دریایی در این مسیر به تنوع بخشی آن کمک میکند. مسیر شرقی، میانی و غربی هر یک دارای مزیتها، زیرساختها و کشورهای میانی منحصر به فرد خود هستند که میتوانند مبدا واردات و مقصد صادرات باشند.
یکی از مزیتهای قابل توجه کریدورهای مرزی ایران تحریم ناپذیری آنان است. با این حال کریدور شمال-جنوب دارای مزیت قابل توجهی در این حوزه است چرا که بازیگر اصلی این مسیر که همانا روسیه است، خود تحت تحریمهای شدید غرب قراردارد. این امر موجب شده مسکو تبدیل به یکی از کشورهای فعال در حوزهی دور زدن تحریمها و همکاری با کشورهایی که تحت تحریم قرار گرفتهاند، تبدیل گردد. دیگر اعضای کریدور نیز در سالیان اخیر نشان دادند علاقهی چندانی به رعایت تحریمها ندارند و از این منظر بارها از سوی اتحادیه اروپا تحت تحریم قرار گرفتهاند. با این حال مسیر دریای کاسپین به طور مستقیم و بدون واسطهای، مسیر اصلی تجارت ایران و روسیه است.
کریدور شمال – جنوب به واسطهی پشتوانهی گفتمانی آن که از سوی کشورهایی نظیر روسیه و هند تقویت شده است، در میان کشورهای عضو آن مورد توجه است. طرح ایدهی راهاندازی این کریدور بیش از دو دهه مطرح میشود و کشورهایی نظیر آذربایجان، ترکمنستان، قزاقستان و کشورهای همسایهی، علاقهی خود را به مشارکت و پیوستن به آن نشان دادهاند.
در این راستا بازیگرانی نظیر روسیه و آذربایجان سرمایهگذاری قابل ملاحظهای در این کریدور داشتهاند. آذربایجان در سالهای اخیر به توسعهی زیرساختهای ریلی خود و توسعهی گمرکات مرزی توجه ویژهای کرد. روسیه نیز بر روی مسیرهای ریلی در غرب دریای کاسپین و گسترش گمرکات مرزی با آذربایجان توجه داشته است. همچنین روسیه ارتقا مسیرهای جادهای ترانزیتی در قفقاز شمالی را در دستور کار خود قرار داد.
در دریای کاسپین نیز مسکو علاوه بر اتمام پروژهی لایروبی بنادر خود، اقدام به توسعهی ظرفیت بندری در حاشیهی این پهنهی آبی نموده و ظرفیت لازم برای گسترش تجارت در قالب کریدور شمال – جنوب را فراهم کرده است. همچنین مسکو ناوگان دریایی خود را با همکاری ایران گسترش داد تا تمامی ظرفیتهای لازم برای راهاندازی یک مسیر ترانزیتی واقعی میسر شود. بدین ترتیب کشورهای عضو این کریدور اقدامات لازم برای بهرهگیری از این مسیر را در دستور کار خود قرار دادند.
ذکر این نکته نیز ضروری است که مسکو در سالیان اخیر نشان داده علاقه بسیار و ملاحظات اندکی نسبت به گسترش روابط با ایران دارد. مشارکت روسیه در ساخت راهآهن رشت-آستارا، مشارکت در ساخت و راهاندازی فازهای 1 تا 3 نیروگاه بوشهر، نزدیکی دو کشور در نهاییسازی طرح انتقال گاز روسیه به ایران، اتصال شبکههای بانکی، انعقاد و اجراییسازی توافقنامه تجارت آزاد و همکاریهای راهبردی در حوزهی نظامی و امنیتی، از جمله همکاریهای روسیه و ایران در سالهای اخیر هستند. این تجربیات مشترک علاوه بر آن که ایجاد اعتماد دوجانبه را تسهیل میکند، نشان دهندهی مهایا بودن و قابل دسترس بودن همکاریهای بیشتر با مسکو است.
ظرفیت کالایی کشورهایی نظیر روسیه و قزاقستان مزیت دیگری است که به مسیر شمال – جنوب اهمیت دو چندانی میدهد. دو کشور مذکور پتانسیل بالایی در تولید غلات مورد نیاز ایران داشته و میتوانند منبع متناسبی برای تأمین این کالاهای اساسی باشند. همچنین جمعیت منطقهی اوراسیا شامل آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی و کشورهایی نظیر روسیه و بلاروس، بیش از ششصد میلیون نفر است که میتواند مقصد صادرات محصولات ایرانی نیز باشد.
از سویی دیگر ایران نیز در سالهای اخیر سرمایهگذاری قابل توجهی در این مسیر داشت. تکمیل راهآهن قزوین – رشت، راهآهن رشت – بندر کاسپین و توسعه و گسترش بنادر شمال ایران، از اقدامات و سرمایهگذاریهای ایران در این عرصه بود. اقدامات نرمافزاری ایران و روسیه همچون توافقنامه تجارت آزاد و اتصال شبکههای بانکی نیز دستاورد مهم دیگر ایران تلقی میگردد. تمامی این عوامل نشان میدهد ایران نیز هزینهها و سرمایهگذاریهای قابل توجهی را در این مسیر صورت داده است.
جمعبندی
اکنون که محاصرهی دریایی و اختلال اقتصادی در دستور کار دشمن قرار گرفته است، زمان بهرهبرداری حداکثری از مسیر کریدور شمال – جنوب است. این مهم مستلزم گسترش و حفاظت حداکثری از این زیرساخت حیاتی است. سرعتدهی به تکمیل پروژههای نیمه تمام که مکمل و تسهیلکنندهی این مسیر است، بایستی تبدیل به یکی از دستورات اصلی مقامات و نهاد ذیربط گردد.



