مقدمه
مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا ابعاد پیچیدهای یافته و موضوع بازرسی از تأسیسات هستهای به یکی از محورهای مورد توجه طرف غربی تبدیل شده است. آمریکاییها این مسئله را با اصرار دنبال میکنند و آن را در کنار موضوعات راهبردی دیگر قرار دادهاند. چنین رویکردی، ملاحظات امنیتی خاصی را برای تهران مطرح ساخته و ضرورت بررسی دقیق پیامدهای احتمالی آن را بیش از پیش آشکار میکند. در این چارچوب، شناخت جایگاه واقعی این خواسته در ذهن طرف مقابل، زمینهای برای تحلیل عمیقتر فراهم میآورد.
مذاکرات ایران و آمریکا؛ پیوند استراتژیک هرمز و بازرسیهای هستهای
ریچارد نفیو، از کارشناسان باسابقه آمریکا در قبال ایران و تحریمها، سابقه حضور در شورای امنیت ملی و وزارت خارجه آمریکا را دارد. او اکنون بهعنوان پژوهشگر ارشد مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا و عضو وابسته مؤسسه واشنگتن فعالیت میکند.[1] مقاله اخیر او درباره توافق بعدی با ایران، در واقع تلاشی برای استخراج درسهای مذاکرات برجام و تبدیل آنها به چارچوبی عملی برای مذاکرات آینده است.[2] نفیو در این مقاله معتقد است واشنگتن نباید دوباره سراغ توافقی بسیار گسترده، مبهم و شامل مجموعهای از اختلافات حلنشده میان دو کشور برود. از نگاه او، آمریکا اکنون باید خواستههای خود را محدود و مشخص کند و بر دو مسئله فوری و حیاتی تمرکز داشته باشد که گویا همسنگ یکدیگر تلقی میشوند: بازگشایی تنگه و احیای بازرسیهای هستهای.
در چارچوبی که نفیو ترسیم میکند، آمریکا عملاً دو خواسته اصلی از ایران دارد که نخستین آنها آزادسازی تنگه هرمز و آبراههای اطراف برای کشتیرانی بینالمللی است. دومین خواسته نیز بازگشت بازرسان و ایجاد دسترسی کافی برای مشخصشدن وضعیت واقعی برنامه هستهای ایران است. نفیو در مقاله خود تصریح میکند که واشنگتن «اطلاعات دقیقی از تعداد و مکان سانتریفیوژهای باقیمانده ایران» در اختیار ندارد و همین مسئله، اهمیت دسترسی بازرسان را افزایش میدهد. بنابراین، از نگاه او مسئله هستهای دیگر صرفاً موضوعی درباره محدودیتهای فنی غنیسازی یا تعداد سانتریفیوژها نیست، بلکه ابتدا باید واقعیت موجود درباره برنامه هستهای ایران روشن شود. نفیو در این مقاله اذعان میدارد:
“برای دستیابی به حداقلی از موفقیت، مقامات آمریکایی باید هدف خود را بر دستیابی به توافقی سادهتر و شفافتر متمرکز کنند که دو عنصر کلیدی را در اولویت قرار دهد: بازگشایی تنگه و آبراههای اطراف آن برای عبور و مرور بینالمللی، و کسب تصویری دقیق و بهروز از وضعیت واقعی برنامه هستهای ایران.”[3]
او تأکید میکند توافق جدید باید «سادهتر و شفافتر» از تفاهمنامه قبلی باشد و مراحل اجرای آن دقیقاً مشخص شود. او ادعا میکند که تمرکز بر این دو موضوع به تسهیل مذاکرات کمک میکند. در همین راستا تجربه برجام نشان داد که توافق محدودتر میتواند اختلافات اجرایی را از بحران سیاسی به مسئلهای فنی و قابل مدیریت تبدیل کند. بنابراین، منطق پیشنهاد نفیو بر ایجاد یک توافق کوچک، قابل راستیآزمایی و مرحلهبندیشده استوار است که ابتدا دو مسئله فوری را مدیریت کند. در این میان، قرارگرفتن بازرسیهای هستهای کنار بازگشایی تنگه هرمز، یک پیام راهبردی روشن درباره اولویتهای آمریکا در مذاکرات آینده دارد. واشنگتن میخواهد هم جریان کشتیرانی جهانی را تضمین کند و هم با بازگرداندن نظارت میدانی، ابهام درباره وضعیت برنامه هستهای ایران را کاهش دهد. در این میان، تأسیسات زیرزمینی عمیق مثل «کوه کلنگ» که هرگز هدف حملات دشمن قرار نگرفتهاند، از جمله نقاطی هستند که غربیها آنها را مرکز احتمالی گریز هستهای تهران میدانند. از این رو دسترسی به آنها را اولویت نخست خود قرار دادهاند. این دسترسی به معنای ثبت مستقیم تجهیزات غنیسازی و وضعیت سانتریفیوژهاست که در عمل اشراف اطلاعاتی کامل ایجاد میکند و امکان جاسوسی میدانی را فراهم میآورد.
نسبت میان بازرسیها و ضربه به تاسیسات هستهای کشورمان
سیر تحولات نشان میدهد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در موارد مختلفی مورد نفوذ نهادهای مختلف جاسوسی و اطلاعاتی ضدایرانی قرار گرفته است. به گونهای که این نهاد تحت تاثیر جاسوسانی مثل «نیکلاس لانگمن» مأمور پیشین سازمان اطلاعات خارجی انگلیس (MI6) به سازماندهی فشارهای سیاسی و تحریمهای گسترده علیه ایران اقدام نموده است.[4] به دنبال چنین نفوذهایی، اشراف اطلاعاتی سازمانهایی مثل موساد و سیا بر برنامه هستهای ایران گسترش یافته بود. علاوهبر این، شواهدی مبنی بر ارتباط «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس، با مقامات رژیم صهیونیستی از سال ۲۰۱۶ وجود دارد. به گونهای که او در این بازه، تحت نفوذ نماینده دائمی اسرائیل در آژانس، «مراو زافاری-اودیز» برنامههای این نهاد را تحت تاثیر برنامههای تلآویو برای فشار بیشتر بر ایران تنظیم و اجرا کرده است.[5]
در همین راستا عملیاتهای خرابکاری صنعتی، ترور دانشمندان هستهای و حملات سایبری از جمله انتشار ویروس استاکسنت، هرگز بدون دسترسی به اطلاعات دقیق از صنعت هستهای کشورمان امکان تحقق نداشت. بر همین مبنا، بهرهبرداری از اطلاعات محرمانه، شناسایی اهداف حساس و طراحی عملیات پیچیده امنیتی را برای دشمنان ایران تسهیل کرده است. لذا تجربه نشان میدهد گسترش دامنه بازرسیها و شفافیت کشورمان در برابر آژانس، احتمال سوءاستفاده اطلاعاتی و افزایش آسیبپذیری تأسیسات راهبردی کشور را بیشتر میکند.
در همین چارچوب، اظهارات دونالد ترامپ در ۲۸ می ۲۰۲۵ گواهی جدی بر این مدعاست. او در این تاریخ در یک نشست خبری بهطور تلویحی به امکان خرابکاری در سایتهای هستهای ایران بدون تلفات انسانی اشاره کرد و گفت:
«ما میتوانیم با بازرسان، داخل [ایران] شویم و هر چه میخواهیم را برداریم، هر جایی را میخواهیم منفجر کنیم، بدون این که کسی کشته شود.»[6]
امری که توسط «بنیاد دفاع از دموکراسیها» در مقالاتی از جمله «رویارویی با ایران قبل از انتخابات نوامبر» آشکار است. این موسسات، صراحتاً بازرسیها را گامی در راستای تسهیل نفوذ اطلاعاتی و اجرای برنامههای خرابکاری و جاسوسی در صنعت هستهای ایران تلقی میکنند.[7] از این رو مشخص میگردد هر گونه اطلاعات حاصل از بازرسیهای آژانس، میتواند در آینده به ابزاری برای اعمال فشار، طراحی عملیات خرابکارانه یا افزایش محدودیتهای سیاسی علیه ایران تبدیل شود.
جمعبندی
دسترسی میدانی به تأسیسات هستهای ایران برای غربیها اهمیتی همسطح با امنیت تردد در تنگه هرمز یافته است. خلأ اطلاعاتی موجود دربارهی وضعیت واقعی سانتریفیوژها و سایتهای زیرزمینی، تنها از مسیر حضور فیزیکی بازرسان قابل پر شدن دانسته میشود و به همین دلیل این خواسته در کانون مذاکرات قرار گرفته است. حفظ فشار اقتصادی و محاصره دریایی نیز بهعنوان ابزاری برای تحمیل همین امتیاز به کار گرفته میشود. از این منظر، هرگونه گسترش بازرسیها نه صرفاً اقدامی فنی، بلکه گامی در جهت افزایش اشراف اطلاعاتی و کاهش حاشیه امنیت تأسیسات راهبردی کشور تلقی میگردد که نیازمند ارزیابی دقیق پیامدهای امنیتی آن است.
منابع
[1] دانشگاه کلمبیا، بیوگرافی ریچارد نفیو
https://www.energypolicy.columbia.edu/richard-nephew/
[2] موسسه واشنگتن، آنچه توافق بعدی با ایران میتواند از طرح اقدام مشترک بیاموزد، 7 آگوست 2026
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/what-next-iran-deal-can-learn-jpoa
[3] To have even a modicum of success, U.S. officials should set their sights on a simpler, clearer deal that prioritizes two key elements: reopening the strait and surrounding waterways to international passage, and getting an accurate, up-to-date picture of where Iran’s nuclear program actually stands in order to reduce fears that a breakout is imminent.
[4] تارنمای تحلیلی گری زون، جاسوسی از ایران: چگونه MI6 به آژانس بینالمللی انرژی اتمی نفوذ کرد، یکم ژولای 2025
https://thegrayzone.com/2025/07/01/spying-iran-mi6-infiltrated-iaea/
[5] خبرگزاری مشرق، ارتباط نزدیک رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی با رژیم صهیونیستی به روایت اسناد +عکس، 22 خرداد 1404
mshrgh.ir/1722816
[6] تارنمای آکسیوس، ترامپ تایید کرد که به نتانیاهو در مورد حمله به ایران هشدار داده است، 28 می 2025
https://www.axios.com/2025/05/28/trump-told-netanyahu-not-strike-iran-nuclear
[7] بنیاد دفاع از دموکراسیها، رویارویی با ایران قبل از انتخابات نوامبر، 31 آگوست 2020
https://www.fdd.org/analysis/2020/08/31/confronting-iran-before-the-november-election/



