مقدمه
رژیم صهیونیستی به همراه آمریکا صبحگاه روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ با ترور شهید امام خامنهای و هدف قرار دادن مراکز نظامی و غیر نظامی حملاتی علیه ایران را آغاز کرد . این حمله حدود 8 ماه پس از حمله پیشین در 23 خرداد 1404 رخداد؛ با این تفاوت که در جنگ 12 روزه، ابتدا رژیم صهیونیستی اقدام به حمله کرد و پس از آنکه مشخص شد در مقابل حملات ایران تابآوری لازم را ندارد، ایالات متحده به منظور اتمام سریع جنگ وارد شد. اما در اقدام اخیر، آمریکا خود از ابتدا وارد درگیری شد.
علت این اقدامات را میتوان به خطر افتادن منافع آمریکا در منطقه غرب آسیا دانست. منطقهی غرب آسیا، جزو مهمترین مناطق ژئوپولیتیک جهان است زیرا سه قارهی آسیا، آفریقا و اروپا را به یکدیگر وصل میکند و همچنین عمدهی منابع انرژی جهان نیز در این منطقه قرار دارد. لذا همواره آمریکا به دنبال سلطه بر منطقه بود. علت حمایت از رژیم صهیونیستی را نیز میتوان تمایل آمریکا برای ایجاد ابزاری برای کنترل منطقه دانست. به همین دلیل ایالات متحده سعی در عادیسازی روابط میان رژیم صهیونیستی و کشورهای منطقه داشت که طوفانالاقصی آن را با چالش جدی مواجه کرد.
فوریت مهار ایران برای آمریکا
اکنون آمریکا به دلیل شرایط حاکم بر جهان به موجب تغییر نظم، امکان حضور مستقیم در منطقه را نداشته و تمایل به مدیریت از راه دور منطقه دارد. این بیان موید خروج آمریکا از منطقه غرب آسیا نیست بلکه همچنان این منطقه برای آمریکا حائز اهمیت است و نمیخواهد این منطقه از دست برود. اما با توجه به درگیریهای خود در سایر نقاط جهان (به ویژه در نیمکره غربی)، مجبور است تمرکز بر منطقه غرب آسیا را کاهش دهد و صرفاً در امور کلان ورود پیدا کند.
از دید آمریکا و رژیم صهیونیستی، درحال حاضر این منطقه محل اصلی نبرد دو جبهه است؛ جبهه خواهان حفظ نظم غربی (کشورهای بلوک غرب که نماینده آنها رژیم صهیونیستی است) و جبهه خواهان تغییر نظم (ایران، روسیه، چین و کرهشمالی) که آمریکاییها از آن تحت عنوان محور CRINK و صهیونیستها تحت عنوان «محور مقاومت» یاد میکنند. درنتیجه آمریکا باید موقعیت رژیم صهیونیستی را در منطقه تثبیت کند تا بتواند کارگزاری مدیریت منطقه را به آن واگذار کند. از دید آمریکا، اصلیترین مانع تثبیت رژیم صهیونیستی و نظم غربی در منطقه غرب آسیا، جمهوری اسلامی ایران است؛ پس باید ایران تضعیف و مهار شود.
آمریکا در آخرین سند امنیت ملی خود، چهار مورد را به عنوان خط قرمز منافع خود در منطقه غرب آسیا بیان میکند: امنیت رژیم صهیونیستی، بازماندن آبراهها، کنترل بر منابع انرژی و عدم گسترش تروریسم اسلامی (منظور محور مقاومت است). آمریکا در یکسال اخیر تمام موارد را درحال ازدست رفتن میدید. از طرفی نیز به دلیل سرعت تحولات جهان، فرصت برای رفع چالشها محدود بود. درنتیجه روی به فشار قهری آورد که اولین نمود اصلی آن را میتوان جنگ 12روزه دانست.
تغییر شیوهی مهار ایران
پس از شکست محور آمریکایی-صهیونی در جنگ 12 روزه، راهبرد این محور که با هدف تغییر ساختاری یا ماهوی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است، تغییر کرد. در راهبرد اخیری که دشمن به دنبال آن بود، ایجاد اغتشاش و درگیری داخلی در اولویت قرار گفت. این امر با هدف ایجاد انشقاق داخلی جامعهی ایران و تحت فشار قرار دادن نظام جمهوری اسلامی ایران بود؛ همچنین که بهانهای برای ورود نیروهای آمریکایی به منطقه نیز بوده است. در وهلهی بعدی این راهبرد نمایش تهدید نظامی با هدف کشاندن ایران به پای میز مذاکره و تحمیل خواستهها به ایران قرار داشت. با مقاومت ایران در برابر خواستههای غیرقابل قبول آمریکا، این محور مرحلهی بعدی راهبرد خود را کلید زد.
حملهی نظامی به جهت هدفگیری مقامات عالی سیاسی و نظامی، به خصوص رهبر معظم انقلاب، در دستور کار قرار گرفت. این اقدام با هدف حذف کلیدیترین شخصیت جریان مقاومت در داخل ایران صورت پذیرفت. رهبران واشنگتن و تلآویو تصور میکردند حذف رهبری در ایران موجب فروپاشی ساختار سیاسی و نظامی ایران میشود. در نتیجه نظام جمهوری اسلامی ایران تسلیم یا از مواضع خود عقبنشینی خواهد کرد؛ که نمود آن در یک توافق جامع تحمیلی از سوی آمریکا قابل تصور است.
جمعبندی
سناریو تضعیف و مهار ایران که به آن اشاره شد، با مقاومت مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران محقق نشد و اکنون به موجب این مقاومت، در نقطهی تغییر و تثبیت معادلات منطقه به نفع ایران قرار داریم. درنتیجه باید جنگ را تا زمانی ادامه داد که دشمن دیگر امکان بازگشت مجدد نداشته باشد. عبور از جنگ فعلی در وضعیتی که دشمن را در شرایطی قرار دهد که دیگر به فکر حمله به ایران نباشد، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان قدرت اول منطقه غرب آسیا تثبیت کرده و موجب تغییر نگاه بازیگران بزرگ جهانی (اعم از دوست و دشمن) به جمهوری اسلامی خواهد شد. این امر سبب گشودهشدن دروازههای جدید همکاری با سایر قدرتهای جهانی و ارتقای جایگاه ایران در نظم جدید جهان خواهد شد.



