نگاه چین به کنترل ایران بر تنگه هرمز

02 خرداد 1405

مقدمه

در بخشی از ادبیات و تحلیل‌های رایج در فضای کارشناسی داخلی، این گزاره مطرح شده است که چین نسبت به هرگونه اقدام ایران در زمینه کنترل تنگه هرمز یا اخذ عواید و هزینه‌های عبور از آن، رویکردی منفی دارد و اساساً با شکل‌گیری سازوکارهای مبتنی بر عوارض یا مدیریت گزینشی جریان عبور مخالف است. بر این اساس، چنین برداشت می‌شود که پکن صرفاً از آبراه کاملاً آزاد حمایت می‌کند و هرگونه صورت‌بندی جدید از مدیریت هرمز را به‌عنوان تهدیدی برای امنیت انرژی خود تلقی می‌کند.

با این حال، بررسی مجموعه‌ای از مواضع کارشناسان چینی، تحلیلگران حوزه‌ی خاورمیانه و گزارش‌های رسانه‌ای بین‌المللی نشان می‌دهد که این تصویر، نیازمند بازنگری و تفکیک دقیق‌تری است. در واقع، در ادبیات راهبردی بخشی از نخبگان چینی، مسئله نه نفی اصل مدیریت ایران بر تنگه یا حتی دریافت هزینه‌های عبور، بلکه نحوه طراحی و پیامدهای ژئوپلیتیکی چنین سازوکاری است.

سازوکارهای مدیریت تنگه هرمز از نظر محافل چینی

در مجموعه گزارش‌ها و مواضع رسانه‌ای اخیر کارشناسان و مقامات رسمی چینی، تصویر معمول از تنگه هرمز به‌عنوان یک آبراه بین‌المللی، به‌تدریج جای خود را به واقعیتی پیچیده‌تر داده که در آن ایران به‌سمت نوعی مدیریت تنگه‌ی هرمز حرکت کرده است. در این چارچوب، بخشی از تحلیلگران چینی و ناظران بین‌المللی به این جمع‌بندی نزدیک شده‌اند که مسئله اصلی دیگر «باز یا بسته بودن تنگه» نیست، بلکه چگونگی مدیریت جریان عبور، تنظیم دسترسی و توزیع هزینه‌های امنیتی و اقتصادی است.

شین تیان تحلیلگر چینی مسائل غرب آسیا، وضعیت هرمز را فضای «خاکستری و انعطاف‌پذیر» توصیف نموده و می‌گوید ایران می‌تواند عبور کشتی‌ها را محدود و گزینشی کند، بدون آنکه الزاماً وارد موقعیت انسداد کامل شود. به‌گفته او، ایران قادر است به کشتی‌های غیر متخاصم اجازه عبور بدهد و در عین حال سطح دسترسی و هزینه‌ها را بسته به شرایط سیاسی و امنیتی تنظیم کند.[1] این تحلیل نشان می‌دهد که در نگاه بخشی از محافل راهبردی چین، ایران در حال ایجاد یک سیستم کنترل مرحله‌ای و منعطف بر عبور و مرور در هرمز است؛ سیستمی که نه کاملاً معادل بستن تنگه است و نه ادامه وضعیت معمول عبور آزاد.

در ادامه‌ی همین روند، برخی کارشناسان چینی اصل دریافت هزینه عبور را نیز به‌طور ضمنی قابل‌ پذیرش دانسته‌اند. وانگ یی‌وِی استاد دانشگاه خلق چین در پکن در ادامه گزارش درباره عوارض عبور از تنگه هرمز می‌گوید که عوارض و تسویه‌ها می‌توانند به قیمت نفت متصل شوند یا حتی از توکن‌ها و سازوکارهای مالی چینی استفاده شود. اهمیت این گزاره در آن است که در بخشی از ادبیات کارشناسی چین، اصل دریافت هزینه عبور از تنگه لزوماً رد نمی‌شود، بلکه موضوع اصلی، شکل طراحی اقتصادی، شیوه تسویه و قالب حقوقی آن است. وانگ یی‌ در بخشی دیگر حتی ایده تبدیل هرمز به نوعی «کالای عمومی جهانی» را نیز مطرح کرده است. او پیشنهاد داده‌ که تنگه هرمز می‌تواند از طریق سازوکارهای منطقه‌ای یا کمیته‌های چندجانبه مدیریت شود تا امنیت مسیر انرژی از انحصار آمریکا خارج گردد. این نگاه حامل پیام‌های مهمی چون مخالفت با انحصار کامل آمریکا بر امنیت انرژی منطقه و پذیرش ضمنی نقش ایران در مدیریت عملی تنگه هرمز می‌باشد.[2]

همچنین تریتا پارسی نیز به نقل از دیپلمات‌های چینی توضیح می‌دهد که منظور چین از «باز بودن هرمز» صرفاً عدم اعمال کنترل یا دریافت هزینه نیست، بلکه استمرار جریان تجارت و انرژی است. به تعبیر او «باز بودن» برای چین یعنی نفت، گاز و کالا از تنگه عبور کنند و تجارت ادامه یابد. بنابراین حتی اگر نوعی سازوکار منطقه‌ای برای دریافت هزینه عبور وجود داشته باشد، تا زمانی که جریان انرژی قطع نشود، از نگاه چین تنگه «بسته» محسوب نمی‌شود. پارسی همچنین اشاره می‌کند که پکن با مکانیزمی در قالب «هزینه مدیریت محیط‌زیستی» یا سازوکار منطقه‌ای کنار می‌آید؛ یعنی هزینه‌ای که به‌جای آنکه آشکارا سیاسی یا امنیتی باشد، در قالبی فنی و قابل‌مدیریت بازتعریف شود.[3]

در همین راستا کوری کامبز، رئیس تحقیقات زنجیره تأمین و مواد معدنی حیاتی درموسسه Trivium چین توضیح می‌دهد که چین در بحران مربوط به انسداد تنگه هرمز سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: جلوگیری از انسداد کامل تنگه، حفظ جریان انرژی و جلوگیری از تبدیل بحران به جنگ مستقیم میان آمریکا و ایران.

او تصریح می‌کند چین به‌شرط حفظ جریان صادرات نفت، می‌تواند با ترتیباتی که طی آن هزینه‌هایی به‌صورت مدیریت‌شده یا غیررسمی برای عبور از تنگه پرداخت شود، کنار بیاید.[4] این موضع نشان می‌دهد که اولویت اصلی پکن، حذف کامل کنترل یا هزینه نیست، بلکه تضمین استمرار جریان انرژی و جلوگیری از بی‌ثباتی فراگیر است.

جمع‌بندی

برآیند این گزارش‌ها و تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در نگاه بخش مهمی از محافل چینی، هرمز در حال تبدیل شدن به یک آبراه مدیریت‌شده سیاسی-اقتصادی است. در این چارچوب، ایران می‌تواند نقش تنظیم‌گر جریان عبور کشتی‌ها را ایفا کند و نوعی هزینه یا عوارض دریافت نماید. چین نیز این وضعیت را تا زمانی که جریان صادرات ایمن انرژی به مقصد خودش ادامه داشته باشد ، قابل‌تحمل و حتی در برخی ابعاد، قابل‌مدیریت و بهره‌برداری ژئوپلیتیکی می‌داند.

منابع

[1] گزارش « عوارض هرمز: کارشناسان چینی با وجود تداوم بن‌بست، راه‌حل‌های نوآورانه پیشنهاد می‌دهند! » 10 آوریل 2026

https://www.scmp.com/economy/global-economy/article/3349545/hormuz-toll-debate-china-experts-propose-innovative-solutions-impasse-persists

[2] همان

[3] گزارش « موضع چین در مورد تنگه هرمز: معنای واقعی «باز بودن» چیست؟»

https://www.scmp.com/economy/global-economy/article/3349545/hormuz-toll-debate-china-experts-propose-innovative-solutions-impasse-persists

[4] گزارش « خلاصه‌ای از مناقشه ایران: چگونه بن‌بست ایران، روابط ایالات متحده و چین را از نو رقم می‌زند. »

https://www.energypolicy.columbia.edu/iran-conflict-brief-how-the-iran-standoff-is-rewriting-us-china-relations/

keyboard_arrow_up