ادامه‌ی مذاکره با وجود محاصره‌ی دریایی اشتباه است

28 فروردین 1405

مقدمه

در تحلیل تحولات کشورمان، جدایی‌ناپذیری میدان و دیپلماسی به‌عنوان یک اصل بنیادین مطرح است که هرگونه تصمیم‌گیری کلان را در معرض تأثیر متقابل این دو حوزه قرار می‌دهد؛ به بیان دقیق‌تر، آرایش نیروها، سطح فشارها و کیفیت پاسخ‌ها در میدان، نه‌تنها ترکیب قدرت را شکل می‌دهد، بلکه ادراک طرف مقابل از اراده و ظرفیت کنشگری هر کشور را نیز تعیین می‌کند؛ به گونه‌ای که همین ادراک، مستقیماً به میز مذاکره منتقل می‌شود. از این منظر، هر تحول میدانی می‌تواند به‌سرعت به یک متغیر تعیین‌کننده در محاسبات دیپلماتیک بدل شود؛ مسئله‌ای که در بحث مذاکره میان ایران و آمریکا با وجود محاصره دریایی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

مضرات مذاکره در سایه محاصره دریایی

در ارزیابی فراز و فرود بحران‌ها، مذاکره زمانی می‌تواند به نتایج مطلوب منتهی شود که بر پایه یک برتری و مزیت نسبی در قدرت و اهرم‌های فشار شکل گرفته باشد؛ بنابر این در شرایطی که یک طرف با اعمال یک اقدام تنبیهی جدید، سطح تنش را به‌طور معناداری افزایش داده و طرف مقابل هنوز پاسخ مناسبی نداده، وضعیت مذاکره به ضرر طرف منفعل تاثیر می‌پذیرد. در چنین وضعیتی، ورود به فرآیند مذاکره باعث می‌شود طرف مقابل تصور کند که اقدامش موفق بوده و توانسته بدون پرداخت هزینه، رفتار طرف منفعل را به سمت گفت‌وگو سوق دهد. با علم به این مسئله، باید در نظر داشت که آمریکا، با اعمال یک محاصره دریایی سعی دارد سطح جدیدی از فشار اقتصادی و ژئوپلیتیکی را بر ایران تحمیل کند؛ در چنین وضعیتی بی‌پاسخ گذاشتن این اقدام و جلو بردن همزمان مذاکره، به‌معنای پذیرش ضمنی این تغییر در معادلات است؛ تغییری که اگر بی‌پاسخ بماند، در مذاکرات، به ضرر کشورمان تمام می‌شود و باعث می‌شود که موضع کشور در عرصه دیپلماسی تضعیف گردد؛ لذا تا وقتی که واکنش موثری از سوی تهران به محاصره دریایی آمریکا داده نشده، موضع کشورمان برای تامین منافع خود و تثبیت پیروزی جنگ رمضان، تضعیف می‌گردد.

بنابراین با علم به ضرورت پرهیز از انفعال در وضعیت فعلی، ایران می‌تواند از طریق ابزارهای متناسب مثل اقدام نظامی در سطح منطقه، بستن تنگه هرمز یا بی‌اثر کردن عملی محاصره واکنش نشان دهد؛ لذا تا زمانی که این اقدام آمریکا خنثی نشود، هرگونه ورود به مذاکره در واقع از موضعی پایین‌تر از سطح واقعی پیروزی کشورمان صورت می‌گیرد و این امر بر نتایج مذاکرات اثر منفی خواهد گذاشت. این نکته به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند طرف آمریکایی در تنظیم رفتار خود به وضعیت‌های میدانی حساس است؛ به شکلی که هر عقب‌نشینی یا سکوت در برابر فشارهای خود را به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف طرف مقابل تفسیر می‌کند؛ تفسیری که به افزایش مطالبات در میز مذاکره منجر می‌شود. علاوه بر این، عدم واکنش مناسب می‌تواند از سوی واشنگتن به‌عنوان نشانه‌ای از نیاز یا اشتیاق ایران به مذاکره درک گردد.

معنای محاصره دریایی و واکنش تهران به آن

طرح محاصره دریایی، بیش از آنکه از حیث کارآمدی عملیاتی و اثرگذاری راهبردی تعیین‌کننده باشد، واجد کارکردی نمادین و سیگنال‌دهی سیاسی است؛ ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، شبکه‌های جایگزین تجاری، انعطاف‌پذیری بازیگران منطقه‌ای و تجربه انطباق اقتصادی ایران باعث می‌شود که چنین فشاری در برابر ایران بدون نتیجه باقی بماند؛ به شکلی که همچنان تهران دست برتر را در میدان حفظ کند. با این حال، اهمیت این اقدام نه در «نتیجه و اثر» بلکه در «خودِ کنش» نهفته است؛ زیرا اگر بدون پاسخ بماند، می‌تواند در ادراک طرف مقابل به‌عنوان یک موفقیت کم‌هزینه تثبیت گردد و در ادامه، به‌عنوان یک اهرم روانی در فرآیند مذاکره مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

ایران در کنار واکنش‌های عملیاتی ممکن، می‌تواند به‌صورت هوشمندانه در حوزه دیپلماتیک و از طریق «امتناع از ورود به مذاکره» تا زمان رفع محاصره، به این اقدام دشمن پاسخ دهد؛ چرا که مذاکره در چنین شرایطی، این خطر را ایجاد می‌کند که طرف آمریکایی همین اقدام کم‌اثر را به‌عنوان یک دستاورد بزرگ بازتعریف کرده و آن را در میز مذاکره به ایران بفروشد. در این راستا، باید تأکید کرد که مذاکره نه یک فرآیند مستقل، بلکه برآیند مستقیم معادلات میدان است و میز مذاکره به‌طور کامل از واقعیت‌های میدانی تبعیت می‌کند؛ بنابراین حفظ دست برتر در عرصه میدانی، مستلزم مدیریت هوشمندانه زمان و شرایط ورود به مذاکره است، به‌گونه‌ای که هیچ اقدامی از سوی دشمن نتواند به اهرم چانه‌زنی علیه منافع کشور تبدیل شود.

جمع‌بندی

مذاکره در سایه محاصره دریایی، بدون خنثی‌سازی محاصره یا پاسخ به آن، عملاً به تضعیف موقعیت کشور منجر می‌شود؛ زیرا بی‌پاسخ ماندن این اقدام، آن را به‌عنوان یک موفقیت کم‌هزینه در ادراک طرف مقابل تثبیت کرده و به اهرم چانه‌زنی تبدیل می‌کند. درحالی‌که این محاصره از نظر اثرگذاری محدود است اما پذیرش ضمنی آن در مذاکره، دست برتر میدانی را مخدوش کرده و مطالبات طرف مقابل را افزایش می‌دهد.

keyboard_arrow_up