جنگ رمضان، تضعیف کننده‌ی اتحادهای ضد چین

08 فروردین 1405

مقدمه

اتحادهای نظامی آمریکا که از دل جنگ سرد و برای مهار اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفتند، سال‌ها به عنوان پایدارترین سازوکارهای نظم بین‌المللی عمل کردند. ناتو، پیمان امنیتی آمریکا-ژاپن، و ائتلاف‌های منطقه‌ای در خاورمیانه و آسیا، همگی نماد این ساختار بودند. با پایان جنگ سرد، همچنان این اتحادها ضمن تأمین امنیت متحدان، سلطه جهانی آمریکا را نیز تضمین می‌کردند. برای هشت دهه، این دارایی استراتژیک بیش از قدرت نظامی خام آمریکا اهمیت داشت و توان مقابله و برابری را از هر رقیبی می‌گرفت. آمریکا با بیش از 50 متحد پیمانی و شرکای رسمی امنیتی، اولین سیستم امنیتی جهانی را در تاریخ را ساخته بود.

امروز، این سازوکار سنتی با چالش‌های بی‌سابقه‌ای مواجه است. از یک سو، ظهور چین به عنوان رقیبی تمام‌عیار، آمریکا را بیش از هر زمان دیگر به این متحدان نیازمند می‌سازد. از سوی دیگر، تحولات ساختاری در اقتصاد جهانی، تغییر اولویت‌های راهبردی آمریکا، و رویکرد دولت ترامپ به اتحادها، این پایه‌های سنتی را سست کرده است. جنگ اخیر ایران و آمریکا، این شکاف‌ها را به شکلی آشکارتر به نمایش گذاشته است.

اتحادها؛ ضرورت راهبردی آمریکا در رقابت با چین

پس از سیاست‌های یکجانبه دولت اول ترامپ در مواجهه با چین، دولت بایدن یکی از پایه‌های اساسی راهبرد خود در مقابله با چین را تقویت اتحادهای آمریکا قرار داد. استراتژیست‌های دولت بایدن با صراحت اعلام کردند که آمریکا در رقابت با چین «به تنهایی» توانایی پیروزی را ندارد. کورت کمپل که در دولت بایدن مسئولیت اصلی سیاست‌های آسیا و چین را بر عهده داشت، در نوامبر ۲۰۲۴ در سخنرانی خود در شورای آتلانتیک به صراحت بیان کرد:

«آمریکا به تنهایی نمی‌تواند با چین رقابت کند. این یک واقعیت ساختاری است. اگر ما سعی کنیم چین را به تنهایی مهار کنیم، شکست خواهیم خورد. مزیت آمریکا در متحدانش است—در توانایی ما برای گرد هم آوردن کشورهایی که مجموعاً از چین بزرگ‌تر، قدرتمندتر و نوآورتر هستند.»

در دولت دوم ترامپ هرچند اظهارات صریح و مستقیم مبنی بر نیاز آمریکا به متحدان برای رقابت با چین به ندرت دیده می‌شود و برخی تحلیلگران بر کاهش وزن متحدان سنتی آمریکا تأکید دارند، اما سیاست‌های اعلامی دولت ترامپ مبنی بر «تقسیم بار» و «واگذاری مسئولیت‌های دفاعی به متحدان» نه‌تنها ضرورت تکیه آمریکا به متحدان را در این رقابت—که اکنون به دفاعی برای حفظ نظم موجود تبدیل شده—تأیید می‌کند، بلکه بر نیاز بیشتر آمریکا به آن‌ها اشاره دارد. تأکیدها بر تضعیف همکاری میان دولت‌های همسو با چین مانند روسیه و ایران در اسناد سیاستی دولت ترامپ نشان می‌دهد که آمریکا امروز رقابت با چین را فراتر از رقابت میان دو قدرت دیده و این تلاش‌ها را شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته برای تضعیف نظم بین‌المللی آمریکامحور می‌بیند. در این نگاه، آمریکا با واگذاری مسئولیت‌های بیشتر به متحدان خود در عرصه‌های مختلف این درگیری، تلاش می‌کند بار حفظ نظم و هژمونی خود را بیش از گذشته میان متحدان تقسیم کند.

علاوه بر این، با پررنگ شدن رقابت با چین، دولت‌های مختلف آمریکا تلاش داشته‌اند تا اتحادهای سنتی خود را از بعد امنیتی و نظامی گسترش داده و جبهه‌ای از متحدان اقتصادی در برابر چین شکل دهند. تلاش‌های دولت اول ترامپ و دولت بایدن برای فشار بر متحدان جهت اعمال تحریم‌ها و سیاست‌های اقتصادی هماهنگ در راستای مهار فناوری و اقتصاد چین، نمونه‌ای از این دست است. همچنین اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، سال گذشته در جریان جنگ تجاری آمریکا با چین تأکید کرد که متحدان ما تا کنون نقش دفاعی خود را به خوبی انجام داده‌اند، اما ما انتظار داریم که آن‌ها اتحادهای خود را ارتقا داده و جبهه اقتصادی مشترکی با ما برای محاصره چین تشکیل دهند.

اما در عمل، سیاست‌های آمریکا خصوصاً در یک سال گذشته بیش از آنکه موجب همراهی بیشتر متحدان با سیاست‌های آمریکا و تقویت اتحادها شود، به تضعیف آن‌ها و افتراق میان متحدان و شرکای سنتی آمریکا انجامیده است. سیاست‌های ترامپ در عمل فراتر از یک تقسیم عادلانه‌تر بار بین آمریکا و متحدان بود؛ آمریکا در عمل همان‌طور که رقبای خود را تحت فشار قرار می‌دهد، با شرکایش نیز قلدرمابانه رفتار می‌کند. به عنوان مثال، استراتژی امنیت ملی دولت، آشکارا با بسیاری از دولت‌ها و نهادهای اروپایی خصمانه است. این امر همراه با تهدیدهای ترامپ برای تصرف گرینلند و کانادا، عدم همراهی آمریکا با اروپا در جنگ اوکراین، و تهدید به خروج آمریکا از ناتو، تردیدهای زیادی را در مورد پایداری بلندمدت ناتو ایجاد کرده است. علاوه بر این، دولت ترامپ در جریان جنگ تجاری که در یک سال گذشته به راه انداخته است، متحدان و شرکای خود را به اعطای امتیازهای یک‌طرفه اقتصادی برای دسترسی به بازار و سرمایه وادار کرده است.

حمله‌ی آمریکا و اسرائیل به ایران و آثار آن بر اتحادهای آمریکا

حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ماه گذشته آغاز شده، شکاف میان آن‌ها را برجسته‌تر از قبل کرده است. همچنین سیاست‌های ایران در تشدید تنش‌ها و گسترش جنگ به سراسر منطقه و بستن تنگه هرمز به عنوان یک آبراه کلیدی، آثاری از خود بروز داده که به روند تضعیف اتحادهای آمریکا بیش از پیش سرعت بخشیده است.

۱- اوج گرفتن شکاف در اتحادها

در یک سال اخیر نشانه‌هایی مبنی بر اینکه آمریکا و ناتو در حال جدا شدن از یکدیگر هستند، ظاهر شده است. ترامپ بارها نارضایتی خود را از هزینه‌های پایین دفاعی متحدان ناتو و اینکه آن‌ها از نظر امنیتی از آمریکا بهره‌کشی می‌کنند، ابراز کرده و از متحدان ناتو خواسته است سهم هزینه‌های دفاعی خود در تولید ناخالص داخلی سالانه را از ۲ درصد به ۵ درصد افزایش دهند. ترامپ بارها اروپا را تهدید کرده که در صورتی که مسئولیت خود را به طور کامل نپذیرد، از ناتو خارج خواهد شد.

در فوریه ۲۰۲۵، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، ونس، در کنفرانس امنیتی سالانه مونیخ از اروپا خواست مسئولیت خود را در قبال امنیت خود افزایش دهد و دیگر روی آمریکا حساب نکند. در نشست «سازمان ارتباط دفاعی اوکراین» که در مقر ناتو در ژوئن ۲۰۲۵ برگزار شد، هگست، وزیر جنگ آمریکا، غایب بود که نشان می‌دهد دولت ترامپ دیگر از تمایل و برنامه اولیه ناتو برای کمک به اوکراین حمایت نمی‌کند. پس از آن، ترامپ اعلام کرد که آمریکا دیگر به اوکراین کمک نظامی و اقتصادی نخواهد کرد.

اما بزرگترین شکاف بین آمریکا و متحدانش در ناتو نیز در حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران منعکس شده است. از پایان جنگ سرد تا کنون، تمام جنگ‌های خارجی که توسط آمریکا انجام شده است، مانند جنگ خلیج فارس، جنگ کوزوو، جنگ افغانستان، جنگ عراق و غیره، توسط متحدان ناتو از نزدیک دنبال شده‌اند. این جنگ تنها عملیات نظامی انجام‌شده توسط آمریکا در دهه‌های اخیر بود که هیچ یک از متحدان ناتو در آن شرکت نداشتند.

آمریکا پیش از حمله به ایران و هنگام تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی برای اقدام، با ناتو مشورت نکرده است. ترامپ با این اقدام به آن‌ها نشان داد که اصلاً به متحدان ناتوی خود در این اقدام نیاز ندارد. به نظر می‌رسد این اقدام از سوی متحدان اروپایی آمریکا نوعی تحقیر اروپا محسوب شده است. با این حال، پس از آن که عملیات نظامی نتایج مورد انتظار را به دست نیاورد، به ویژه پس از آنکه ایران تنگه هرمز را مهار و مسدود کرد، ترامپ ابراز امیدواری کرد که متحدان ناتو به باز نگه داشتن تنگه هرمز کمک کنند. با این حال، پاسخ شرکای امنیتی آمریکا خاموش، مردد یا منفی بوده است.

اسپانیا قاطعانه از استفاده پایگاه‌های نظامی خود برای حملات آمریکا خودداری کرد و حتی در مقابل تهدید ترامپ به قطع روابط تجاری ایستادگی نمود. آلمان رسماً اعلام کرد که در عملیات نظامی آمریکا علیه ایران شرکت نخواهد کرد. ایتالیا حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را «نقض حقوق بین‌الملل» خواند. فرانسه با صراحت اعلام کرد که «در شرایط کنونی در هیچ اقدامی برای بازگشایی تنگه هرمز شرکت نخواهد کرد». این موضع‌گیری‌ها چنان گسترده بود که دبیرکل ناتو مجبور شد آشکارا اعلام کند «ناتو برنامه‌ای برای مشارکت در این جنگ ندارد». متحدانی که زمانی در کنار آمریکا بسیج می شدند، اکنون به طور فزایندهای تمایلی به تحمل خطرات امنیتی تحت رهبری آن ندارند. پس از ابراز بی‌میلی متحدان ناتو برای دخالت، ترامپ دوباره نگرش خود را تغییر داد و گفت که آمریکا به کمک متحدان نیاز ندارد.

اختلافات درون این اتحادها پیش از این نیز در جنگ عراق و یا هنگام ترامپ از توافق برجام با ایران وجود داشته است اما اینبار گزارش‌هایی وجود دارد که شرکای کلیدی آمریکا به دنبال بررسی گفتگوهای مستقیم با ایران برای تضمین عبور امن برای کشتی‌های تجاری خود از طریق تنگه هرمز بوده‌اند، اتفاقی که تا پیش از این سابقه نداشته است.

۲- تحمیل هزینه‌های جنگ بر متحدان

فراتر از عدم هماهنگی، اقدامات یک‌طرفه آمریکا هزینه‌های سنگینی بر متحدانش تحمیل کرده است. جنگ در خاورمیانه و به دنبال آن اختلال در تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی مستقیمی برای اروپا، شرکای آسیایی آمریکا از جمله ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین و کشورهای خاورمیانه داشته است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که این شرکای آمریکایی برخلاف خود آمریکا، به شدت به بازارهای انرژی جهانی وابسته هستند و عملاً به «هزینه‌بر اصلی خارجی» این منازعه تبدیل شده‌اند. متحدان و شرکای آمریکا در سراسر جهان امروز احساس می‌کنند که به حال خود رها شده‌اند و هزینه جنگی را که از نظر آن‌ها نسنجیده و غیرضروری است، پرداخت می‌کنند.

به عنوان مثال، وزیر اقتصاد آلمان هشدار داده است که «بهبود اقتصادی شکننده» این کشور در نتیجه تبعات جنگ ایران با تهدید مواجه شده و آلمان در ماه‌های آوریل و مه با مشکل کمبود سوخت روبرو خواهد شد. بر اساس برآورد مؤسسه تحقیقات اقتصادی آلمان، اگر قیمت هر بشکه نفت برنت به ۱۵۰ دلار برسد، اقتصاد آلمان در دو سال با زیانی بیش از ۸۰ میلیارد یورو مواجه خواهد شد.

۳- ناتوانی آمریکا در دفاع از متحدان

یکی از کارکردهای اصلی اتحادهای نظامی، ارائه تضمین‌های امنیتی به اعضا است. اما بحران اخیر در خاورمیانه نشان داد که این تضمین‌ها تا چه اندازه شکننده و غیرقابل اعتماد شده‌اند. تحلیلگران معتقدند بحران خاورمیانه با «روشنی بی‌رحمانه‌ای» دو واقعیت را به متحدان آسیایی آمریکا نشان داده است: اول اینکه ارتش آمریکا «قابل اعتماد نیست» و دوم اینکه پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک این کشورها، نه سپر دفاعی که «هدف حملات» هستند.

تجربه پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه که در جریان حملات ایران هدف قرار گرفتند، نشان می‌دهد که میزبانی از نیروهای آمریکایی می‌تواند کشورهای میزبان را به خط مقدم منازعات تبدیل کند. این هشداری جدی برای کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی است که ده‌ها پایگاه نظامی آمریکا در خاک خود دارند.

آسیب‌پذیری شرکای خاورمیانه‌ای آمریکا از این جنگ در حالی است که این کشورها در یک سال گذشته با وعده‌های متعددی برای سرمایه‌گذاری در آمریکا به ترامپ داده بودند و بارها از سوی ترامپ به عنوان متحدان نمونه‌ای که به درستی بار اتحادهایشان را بر دوش گرفته‌اند، مورد ستایش قرار گرفته بودند. همچنین آشکار شدن ناکارآمدی ارتش و فناوری‌های نظامی و دفاعی آمریکا در برابر تجهیزات نظامی یک قدرت متوسط که سال‌ها تحت تحریم‌های همه‌جانبه بین‌المللی بوده است، هر کشوری را برای تکیه بر نیرو و فناوری آمریکایی دچار تردید خواهد کرد.

۴- انتقال نیروهای نظامی آمریکا؛ چشم‌پوشی از اولویت‌های دفاعی متحدان

با شدت گرفتن درگیری در خاورمیانه، پنتاگون ناگزیر به انتقال تجهیزات و نیروهای نظامی از پایگاه‌های خود در آسیا به منطقه شد. این اقدام پیامدهای نگران‌کننده‌ای برای متحدان آمریکا در آسیا داشته است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، آمریکا سامانه‌های موشکی «پاتریوت» و حتی بخش‌هایی از سامانه‌ی «تاد» را از پایگاه‌های خود در کره جنوبی خارج و به خاورمیانه منتقل کرده است. رئیس‌جمهور کره جنوبی با ابراز نارضایتی از این اقدام، تأکید کرد که علیرغم اعتراض سئول، آمریکا «مطابق با خواست خود» عمل کرده است. روزنامه‌های کره جنوبی این اقدام را «پاره شدن شبکه دفاع موشکی شبه‌جزیره» توصیف کرده و آن را تهدیدی جدی برای امنیت ملی این کشور دانسته‌اند.

در ژاپن نیز اوضاع مشابه است. کشتی‌های جنگی آمریکا مستقر در پایگاه‌های این کشور بدون هماهنگی با دولت توکیو به خلیج فارس اعزام شده‌اند. روزنامه‌های ژاپنی از «وحشت از رها شدن توسط آمریکا» خبر داده و تأکید کرده‌اند که دولت ژاپن حتی از این جابه‌جایی‌ها مطلع نبوده است. این در حالی است که ژاپن و کره جنوبی سالانه میلیاردها دلار به عنوان سهم هزینه‌های استقرار نیروهای آمریکایی پرداخت می‌کنند، اما در تصمیم‌گیری‌های راهبردی نقشی ندارند.

تأثیر تضعیف اتحادهای آمریکا بر رقابت آمریکا و چین

شکاف‌های عمیق ایجادشده در ماه‌های اخیر، چشم‌انداز آینده اتحادهای آمریکا را با تغییرات بنیادین مواجه کرده است. راهبردهای جنگی و تجهیزات دفاعی ایران، دولت ترامپ را در تأمین اهدافش در خاورمیانه ناکام گذاشته و بیش از پیش شکاف در جبهه متحدان آمریکا را آشکار کرده و بر آن دامن زده است. ناکامی آمریکا در دستیابی به اهدافش، استمرار این وضعیت و تثبیت موقعیت ایران در منطقه به عنوان یک قدرت منطقه‌ای قابل رقابت با توان نظامی آمریکا، منافع راهبردی متعددی برای چین نیز به همراه خواهد داشت که یکی از آن‌ها قطعاً تضعیف شبکه اتحادهای آمریکا علیه چین خواهد بود.

متحدان آمریکا امروز ناکارآمدی اتحادهای آمریکا را به چشم دیده‌اند و دریافته‌اند که به دلیل همراهی با آمریکا بیش از دیگران از هزینه‌های هر تنشی آسیب خواهند دید. علاوه بر این جنگ ایران، این واقعیتِ به‌ظاهر پنهانِ ناکارآمدی اتحاد با آمریکا و خوی امپریالیستی این کشور را حتی در برخورد با شرکا و متحدانش بیش از پیش آشکار کرده است. تا پیش از این، متحدان و شرکای آمریکا تصور می‌کردند که فقط تعداد محدودی از کشورهای متخاصم با آمریکا تحت تحریم‌ها یا سیاست‌های اجباری واشنگتن قرار می‌گیرند و شرکای آمریکا در فرایندی برد-برد با آن، منافع خود و آمریکا را به صورت مشترک تأمین می‌کنند. اما جنگ ایران در ادامه روند سیاست‌های یک سال اخیر ترامپ نشان داد که آمریکا در تأمین منافع خود از اعمال هزینه بر هیچ شریک یا متحدی ابایی ندارد و حاضر است هزینه‌های سنگینی را بر آن‌ها تحمیل کند.

این آثار، متحدان و شرکای راهبردی آمریکا را ناگزیر به این نتیجه می‌رساند که عصر اتکای شرکای آمریکا به تضمین‌های امنیتی واشنگتن به پایان رسیده است و باید در رابطه خود با آمریکا و رقبای آن خصوصاً چین بازبینی کنند و حتی برای تأمین امنیت ملی خود به صورت جداگانه و بدون هماهنگی شبکه متحدان با رقبای آمریکا شروع به چانه‌زنی و مذاکره کنند. چنین نتیجهای می تواند سرآغاز شکست گسترده‌تری در معماری امنیت جهانی با محوریت آمریکا باشد.

متحدان آمریکا امروز آگاه هستند که در صورت شدت یافتن تنش‌ها بین آمریکا و چین، بیش از دیگران آسیب خواهند دید. این در حالی است که وابستگی‌های اقتصادی آن‌ها به چین و اثرگذاری بیشتر چین بر اقتصاد جهانی در صورت بروز چنین درگیری، بسیار بیشتر از وضعیت فعلی خواهد بود. لذا این کشورها احتمالاً ضمن آنکه به سمت ابتکارات دفاعی مستقل‌تر از آمریکا حرکت می‌کنند، در برآوردهای تهدیدات امنیتی خود نیز بازبینی خواهند کرد و بر اساس واقعیت‌های ژئوپلیتیک خود، تنش‌ها با چین و سایر بازیگران رقیب آمریکا را مدیریت خواهند کرد.

نتیجه‌گیری

آمریکا امروز در پارادوکسی تاریخی گرفتار آمده است. از یک سو، برای پیروزی در رقابتی بی‌سابقه با چین، بیش از هر زمان دیگر به شبکه‌ای از متحدان قدرتمند و وفادار نیاز دارد. از سوی دیگر، رفتارهای یک‌طرفه و رویکرد مبتنی بر «اول آمریکا» در دولت ترامپ، اعتماد متحدان را به شدت خدشه‌دار کرده و کارآمدی اتحادها را به خطر انداخته است. جنگ اخیر ایران و آمریکا، این شکاف‌ها را به شکلی بی‌سابقه آشکار ساخت. اقدام نظامی بدون هماهنگی با متحدان، تحمیل هزینه‌های جنگ بر اقتصاد اروپا، و ناتوانی در دفاع از متحدان آسیایی در برابر تهدیدات، همگی نشان دادند که سازوکارهای سنتی اتحادهای آمریکا دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیستند.

در این میان، اروپایی‌ها و متحدان آسیایی آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که دوران اتکای بی‌چون و چرا به تضمین‌های امنیتی واشنگتن به پایان رسیده است. اروپا گام‌های عملی برای افزایش خوداتکایی دفاعی برداشته و متحدان آسیایی نیز با دیده تردید به قابلیت‌های آمریکا می‌نگرند. بعید است این تردیدها به فروپاشی کامل ساختار اتحادهای آمریکا بی‌انجامد، اما آمریکا دیگر «حامی اصلی» نخواهد بود و متحدان نیز «پیروان بی‌چون و چرا» نخواهند ماند. کشورهای خواهان تضعیف هژمونی آمریکا و خواهان نظم جدید بالاخص چین، باید آگاه باشند دستاورد که توسط ایران برای آن‌ها فراهم شده است، چه آثار راهبردی غیرقابل انکاری برای آن‌ها دارد و لذا باید در تثبیت این دستاورد، اقدامات عملی و راهبردی قاطعی بردارند.

keyboard_arrow_up