مقدمه
جنگ رمضان، به عنوان بخشی از راهبرد آمریکا و رژیم صهیونیستی برای شکلدهی به نظم آینده در سطح منطقه و جهان، بازیگران فعال در تغییر نظم را بر آن داشته تا با دقت بیشتری تحولات را دنبال نمایند. چرا که علاوه برآثار مقطعی در حوزههای اقتصادی، امنیتی و سیاسی، تحولات راهبردیای را در پی خواهد داشت. تحولاتی که میتواند قواعد نوینی را برای نظم آینده در سطح منطقه و جهان ایجاد کند. در این بین مسکو به عنوان یکی از بازیگران دنبالکنندهی نظم نوین، هم اثر پذیری و هم اثرگذاری قابل توجهی را در قبال این جنگ دارد. از یکسو مسکو به دلیل کمکهای متعددی که به ایران داشته است، مورد توجه قرار دارد و از سویی مواضع آن برای کشورهای عربی منطقه مهم تلقی میگردد.
مسکو تمامی صحنهی حوادث غربآسیا و تنش ایران و آمریکا را ذیل پدیدهی تغییر نظم مشاهده میکند. با این حال راهبردی که مسکو در قبال جنگ رمضان اتخاذ نموده متاثر از روابط منطقهای و فرامنطقهای آن نیز میگردد. حضور ایران، رژیم صهیونیستی، آمریکا و کشورهای عربی همچون امارات در میان کشورهای درگیر جنگ، مسکو را وادار به اتخاذ راهبردی نموده که منافع کنونی آن را دچار خدشه نکند و فضای تحرک بیشتری به مسکو برای حضور در تحولات پس از جنگ ایجاد نماید. از سویی دیگر با بسته شدن تنگهی هرمز و مسیرهای هوایی در منطقه، اقتصاد جهانی تحت تاثیر قرار گرفت و به دنبال آن منافع روسیه را تحت شعاع قرار داد.
سیاست دوستی با همه
از دوران شوروی، مسکو روابط نزدیکی با کشورهای عربی منطقه داشته است؛ این روابط پس از فروپاشی شوروی نیز تداوم داشت و روابط مسکو و پایتختهای عربی به شکلی مثبت ادامه داشت. در این سالها کرملین سعی کرده است روابط نزدیکتری با کشورهای عربی منطقه بدست آورد. وجود ذخایر گستردهی نفت و گاز، موقعیت ژئوپلیتیک منطقهای، حجم قابل توجه تجارت کالایی و توانایی مالی کشورهای عربی از جمله ویژگیهای مورد توجهی است که مسکو میبیند. این موضوع به خصوص پس از اعمال تحریمها بر مسکو و تلاش غرب برای انزوای مسکو، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.
امارات نقش مهمی در دور زدن تحریمهای غرب برای مسکو داشته است. شرکتهای پوششی متعددی از سوی روسها در دبی و ابوظبی تاسیس شد تا انتقال کالا و خدمات مورد نیاز روسیه را تامین نماید. شرکتهای حملونقل متعددی نیز در انتقال نفت در امارات حضور دارند که تحریمها را دور میزنند. ارتباط مسکو و ابوظبی به این موارد محدود نشد. امارات در انتقال پول نیز برای روسیه نقش آفرین شد.
عمان نیز به نوبهی خود در انتقال نفتکشهای روسی به مقاصد صادراتی نقش داشت. روابط با عربستان به دلیل جایگاه قابل توجهش در اوپک و کنترل بازار نفت حائز اهمیت بود. قطر نیز بازیگر قابل توجهی در حوزه LNG محسوب میگردد. همکاری با دوحه از این منظر حائز اهمیت است که مسکو سعی دارد با گسترش صنعت LNG محدودیتهای صادرات گاز خود را کاهش دهد و بازارهای جدیدی را برای خود ایجاد نماید. هرچند دوحه و مسکو رقابتی در بازار LNG دارند، اما از یکسو روسیه به دنبال جذب سرمایهگذار خارجی در این حوزه و از سویی قطر علاقهمند به سرمایهگذاری در این حوزه است. همکاریای که پیش از آغاز جنگ در اوکراین درحال آغاز بود. اما بحران اوکراین موجب اعمال تحریمهای آمریکا و عقبنشینی دوحه شد. بدین ترتیب روابط مسکو و پایتختهای عربی از منظرهای گوناگونی برای مسکو مهم تلقی میگردد و مسکو به سادگی حاضر به از دست دادن آن نیست.
اما روابط بسیار نزدیک پایتختهای عربی در غربآسیا با واشنگتن مانع از گسترش و تعمیق روابط روسیه و کشورهای عربی حاشیهی خلیج فارس شده است. فشارهای واشنگتن بر پایتختهای عربی و نگرانی آن نسبت به گسترش بیش از اندازهی روابط با مسکو و واکنش واشنگتن، این کشورها را در گسترش روابط با مسکو دچار تردید کرد. از این رو تضعیف حضور و نفوذ واشنگتن در این کشورها میتواند فضا را برای گسترش نفوذ مسکو در غربآسیا بازتر کند. در واقع کاهش حضور غرب در غربآسیا ویژگی کلیدی نظم آینده خواهد بود که فرصت بازیگری بیشتری به روسیه خواهد داد.
بدین ترتیب بخشی از راهبرد روسیه در قبال جنگ رمضان حفظ ارتباطات مثبت با کشورهای عربی منطقه است. ارتباطی که میتواند پلی برای نقش آفرینی روسیه در معادلات پس از جنگ باشد. همچنین ارتباط مستقل و قوی میان روسیه و کشورهای منطقهای میتواند به روسیه این توانمندی را بدهد که حضور روسیه در غربآسیا بدون نیاز به ایران میسر شود. از این رو میتوان تماسهای متعدد ولادیمیر پوتین و سرگئی لاوروف با همتایانشان در کشورهای عربی را به عنوان ابزاری برای حفظ این روابط درک کرد. همچنین که عدم وتوی طرح بحرین در شورای امنیت سازمان ملل نیز به این جهت بود که مسکو نشان دهد تمامیت ارضی و حاکمیت کشورهای عربی را به رسمیت میشناسد.
ایران نزدیکترین شریک منطقهای کرملین
از سویی دیگر اما ایران را میتوان نزدیکترین شریک منطقهای کرملین نامید؛ انعقاد سند مشارکت استراتژیک میان مسکو و تهران در ابتدای سال 2025 نمودی از این روابط بود. همچنین دو طرف روابط نسبتا تنگاتنگی در حوزه نظامی دارند. این رابطه منجر به خرید و فروش تسلیحات مورد نیاز طرفین در ضروریترین زمانها شده است. همچنین طرفین در حوزهی دیپلماسی نیز مواضع همسویی دارند. مواضع مشترک و نزدیک تهران و مسکو در مجامع بینالمللی نشانی از این بخش از روابط است. در واقع نگاه مسکو به تهران به شکل یک بازیگر با تواناییهای نظم سازی حداقل در منطقهی غربآسیا است.
تحریمها نقطهی مشترک دیگری است که موجب نزدیکی مسکو و تهران شده است. دو طرف اقدام به اتصال شبکهی بانکی و انجام تبادلات تجاری مبتنی بر ارزهای محلی کردهاند. پروژههای مشترکی نیز میان دو طرف در جریان است از جمله پروژهی کریدور شمال-جنوب. همچنین همکاری روسیه و ایران در توسعه و فعالیت نیروگاه هستهای بوشهر از جمله همکاریهای مشترک و راهبردی طرفین است.
در نتیجه همکاری مسکو و تهران در حوزههای نظامی، امنیتی، اقتصادی و تجاری موجب شده ایران نزدیکترین شریک منطقهای مسکو باشد. این موضوع به خصوص با توجه به تیرگی روابط ایران و غرب، موجب شده مسکو بتواند اطمینان بیشتری به پایداری روابط با تهران نسبت به روابطش با کشورهای عربی، داشته باشد. بدین ترتیب مسکو به دنبال تعمیق روابط خود با ایران است. روسیه سعی دارد تعاملات خود با بازیگر مستقل و قدرتمند منطقهای را حفظ و گسترده کند. در نتیجه در طول جنگ رمضان حداکثر همکاری ممکن را با ایران ادامه خواهد داد. همچنین مسکو از هر سناریویی که موجب تضعیف یا شکست ایران در برابر غرب شود نیز اجتناب میکند و سعی خواهد کرد از طریق حمایت از ایران از وقوع چنین سناریویی جلوگیری نماید.
در این راستا مسکو اقدام به مجموعهای از کمکهای تسلیحاتی، اطلاعاتی و سیاسی از ایران نموده است. هرچند این کمکها لزوما مولفهی کلیدی و اصلی کنش ایران در طول جنگ نبودند اما وجود آنان نشان میدهد مسکو نه در وضعیت بیطرفی بلکه در وضعیت حمایت آشکار و نهان از تهران است.
کمک تسلیحاتی
از زمان جنگ تحمیلی هشت ساله، تسلیحات ساخت شوروی به عنوان یکی از منابع مهم تامین تسلیحاتی در ایران محسوب میشد هرچند به طور کلی ایران نتوانست تسلیحات و مهمات چندانی در طول جنگ هشت ساله و حتی سالهای بعد از آن بدست آورد اما تسلیحات شوروی برای ایران که در آن زمان صنایع پیشرفتهی تولید تسلیحات و مهمات نداشته است، مورد توجه بود.
پس از فروپاشی شوروی نیز تسلیحات روسی مورد توجه ایران بودهاند. اینبار خرید مستقیم از خود روسیه مورد توجه قرار گرفت و در این سالیان ایران توانست سامانههای پدافندهوایی همچون «اس300» و جنگندههایی نظیر سری «یاک» و سری«سوخو» را بدست آورد. با این حال در سالهای اخیر خرید جنگندهی «سوخو35» بسیار مورد توجه ایران قرار گرفت و در نهایت نیز به نظر میرسد تعدادی از این جنگنده به ایران تحویل شده است.[1]
کمک اطلاعاتی
یکی از مهمترین حوزههای همکاری ایران و روسیه همکاری در حوزه اطلاعاتی است. با خروج نیروهای آمریکایی از پایگاههای آن در سطح منطقه، سنتکام تصمیم گرفت با هدف حفظ آنها در نزدیکترین فاصلهی ممکن، نیروهای خود را در مکانهای غیرنظامی و نامتعارف در منطقه نگهدارد. بدین ترتیب ایران نیازمند دستیابی به اطلاعات محل استقرار نیروهای آمریکایی و تجهیزات آن در منطقه بود. هرچند بیتردید ایران پیش از آغاز جنگ اطلاعات و دادههای نیروها و تجهیزات آمریکا در منطقه را جمعآوری نموده بود، اما تحرکات نیروها و تجهیزات آمریکایی نیازمند تسریع در روند شناسایی بوده است.
در این نقطه نقش مسکو و سازمانهای اطلاعاتی آن پررنگ میشود. در نتیجه همکاری تهران-مسکو در زمینهی شناسایی حضور آمریکاییها در منطقه به کمک ایران آمد. علاوه بر این تصاویر ماهوارهای روسیه نیز در اختیار ایران قرار گرفته است که در بررسی موفقیت ضربات وارد شده موثر است. این در کنار سیستم موقعیتیابی «گلوناس» روسی است. سیستمی که معادل «جیپیاس» است. در همین راستا به نظر میرسد روسها تجربیات نبرد اوکراین و تجربیات نبرد سایبری را نیز در اختیار ایران قرار میدهند.
منابع غربی نیز بر این موضوع تاکید بسیاری کردهاند. رسانههای آمریکایی مدعی هستند روسیه در شناسایی محل استقرار نیروهای آمریکایی در هتلهای کشورهای منطقه نقش مهمی ایفا کرده است.[2] با این حال بایستی توجه داشت که منابع غربی به دلایل متعددی بر روی کمکهای اطلاعاتی مسکو تاکید میکنند و سعی در بزرگنمایی آن دارند. به طور کلی نقش اطلاعاتی مسکو صرفا نقشی حاشیهای و کمکی در کنار عملیاتهای شناسایی و اطلاعاتی ایران بوده است.
کمکهای دیپلماتیک
پس از وقوع بحران در اوکراین و تیره شدن روابط مسکو و غرب، به مرور کنشها و مواضع دیپلماتیک مسکو از طرفهای غربی فاصله گرفت. در این بین نزدیکی روابط روسیه و ایران موجب نزدیک شدن مواضع مسکو و تهران در مجامع بینالمللی شد. در سالهای اخیر مسکو در قبال برنامهی هستهای ایران و موضوعات منطقهای مواضع نزدیکی با تهران داشت. در طول جنگ 12 روزه نیز کاخ کرملین و وزارت امورخارجهی روسیه مواضع آشکاری در محکومیت تجاوز به ایران اتخاذ و حمایت خود از ایران را آشکارا اعلام کردند. در قبال برنامهی هستهای نیز روسیه همواره بر صلحآمیز بودن آن تاکید نموده است. به طور موردی هنگامی که شورای امنیت سازمان ملل متحد به سرکردگی کشورهای اروپایی اقدام به بازگشت تحریمهای بینالمللی ذیل قطعنامه 2231 کردند، روسیه به طور گسترده و محکم نسبت به بازگشت تحریمها ابراز مخالفت کرد و به توسعه همکاری اقتصادی با ایران ادامه داد.
با آغاز جنگ رمضان نیز مسکو به طور آشکاری تجاوز آمریکا و رژیمصهیونیستی به ایران را محکوم کرد. موضعگیری مقامات عالیرتبهی مسکو در قبال تجاوز علیه ایران در صحبتهای عمومی و بیانیههای رسمی آنها تکرار و تاکید شد. در این راستا سرگئی لاوروف در طی تماسهای متعدد با همتایان منطقهای و فرامنطقهای خود موضع مسکو در این موضوع را اعلام کرد. سپس مسکو توانست محکومیت تجاوز آمریکایی-اسرائیلی به ایران را در بیانیهی مشترک پس از تماسها بگنجاند. بدین ترتیب روسیه نقش قابل توجهی در ایجاد فضای سیاسی بر ضد تجاوز محور آمریکایی-صهیونیستی ایفا کرد.
سیاست تلافی و انتقام
فراتر از اهمیت منطقهای و بازیگران درگیر جنگ، مسکو به دلیل روابط نزدیکی که با تهران داشته، کمکهای گوناگونی را به تهران ارائه کرده است. براساس گزارش رسانههای غربی بخشی از این کمکها در حوزهی تسلیحاتی و اطلاعاتی بود.[3] فراتر از روابط نزدیک ایران و روسیه، مسکو انگیزهی دیگری نیز در مشارکت غیرمستقیم در جنگ دارد. رویکرد و اقدام واشنگتن در طول جنگ اوکراین موجب شده است، مسکو انگیزهای مضاعف برای ارائهی کمک به تهران بدست آورد. ارائهی تسلیحات گسترده از سوی غرب به کیف، کمکهای مستشاری و به خصوص کمکهای اطلاعاتی موجب شده است روسیه در طی چهار سال جنگ اوکراین با چالشهایی روبرو گردد. این موضوع به خصوص پس از حملهی موشکی نیروهای اوکراینی به اسکان زمستانی ولادیمیر پوتین در اواخر سال 2025 مورد توجه قرار گرفت؛ حملهای که مبتنی بر اطلاعات ارائه شده از سوی آمریکا صورت گرفت.
در نتیجه مسکو جنگ رمضان را فرصت مناسبی برای تلافی اطلاعاتی و نظامی علیه آمریکا میبیند. ارائهی اطلاعات مراکز، تاسیسات و استقرار نیروهای آمریکایی در سطح منطقه، از سوی مسکو، به این دلیل است. هرچه ایران بتواند آسیبهای شدیدتری به آمریکا در غربآسیا وارد نماید، تمرکز بیشتری بر بازسازی این داراییها لازم خواهد بود. هزینههای مالی بیشتر پنتاگون به معنی کاهش توانایی آن در ارائه کمک به اوکراین است. همچنین که ذخایر تسلیحاتی آمریکا را نیز بیشتر تحت فشار قرار میدهد. بدین ترتیب علاوه بر کاهش و هزینهزا بودن حضور آمریکا در منطقه، کمکهای آمریکا به اوکراین نیز به شدت میتواند تحت تاثیر قرار گیرد. در واقع مسکو در حال استفاده از اطلاعات به مثابه یک ارز با ارزش است.
در این مبحث آن چه روسیه در طول جنگ رمضان در پیش گرفته است، تضعیف آمریکا و به طور کلی غرب در غربآسیا است. راهبرد مسکو این است که از طریق حمایت از ایران و تشویق کشورهای عربی منطقه، جایگاه آمریکا در این منطقه را تضعیف نماید. از این رو اظهارات «مدودف» نایبرئیس شورای امنیت روسیه، خطاب به حکام عربی منطقه قابل درک است. او گفت:
کشورهای عربی خلیج فارس پایگاههای آمریکایی را به خاک خود راه دادند. آنها سادهلوحانه انتظار محافظت از خود را داشتند. ایالات متحده فقط از آنها استفاده میکند، در حالی که فقط از یک کشور محافظت میکند. با دقت فکر کنید که آیا واقعاً به پایگاههای آمریکایی نیاز دارید؟ آنها (برای) محافظت نیستند، آنها یک تهدید هستند.»
اظهارات مدودف نشان میدهد بخشی از راهبرد مسکو در منطقه خروج کامل یا تضعیف جایگاه آمریکا در منطقه است.
باران دلارهای نفتی
از جمله اتفاقات مهم در طول جنگ رمضان، اعمال حاکمیت ایران بر روی تنگهی هرمز بوده است. این امر موجب اختلال گستردهی در بازارهای انرژی از جمله نفت و LNG شد. در نتیجه افزایش قیمتی تاریخی را ثبت کرد و نفت برنت را در حوالی 100 دلار به ازای هر بشکه قرار داد. این وضعیت در LNG بحرانیتر بود. قیمت هر متر مکعب از گاز مایع به مرز 20 دلار رسید که رکوردی تاریخی است. در نتیجه مسکو که بخش قابل توجهی از درآمدهای آن ناشی از فروش نفت، گاز و LNG است، با افزایش قابل توجه درآمدها روبرو گشت.
از سویی افزایش قیمت نفت منجر به افزایش قیمت فرآوردههای نفتی نیز شد. در نتیجه این بخش از اقتصاد روسیه نیز با درآمد ناگهانی قابل توجهی همراه بود. همچنین صدور معافیت صادراتی 30 روزه از سوی وزارت خزانهداری آمریکا برای خرید نفت روسیه[4]، موجب شد مسکو بتواند بخش قابل توجهی از انباشتههای نفتی خود بر روی دریا را به فروش برساند. بدین ترتیب تحولات ناشی از جنگ، به مسکو نشان داد فرسایشی شدن جنگ میتواند درآمدهای بادرآوردهی بسیاری را برای آن به ارمغان بیارود. همچنین که خریداران قدیمی نفت مسکو نیز ناچار به خرید نفت از آن شدند. امری که دستان بازی را برای مسکو در جهت کسب امتیازات سیاسی باز میکند.
جمعبندی
هرچند مسکو به دلیل روابط نزدیکی که با بازیگران درگیر در جنگ دارد، مورد توجه قرار گرفته است و از سویی فرصت استثنایی فروش سوختهای فسیلی در برابر روسیه قرار گرفت، اما همچنان بازیگری درجه دوم در جنگ رمضان است. مسکو همچنان توانایی اثرگذاری قابل توجهی در پایان یافتن درگیری ندارد. این موضوع حتی در قبال ایران نیز صادق است. با این حال مسکو میتواند با عرضهی گستردهی سوختهای فسیلی و استفاده از جایگاه سیاسی خود اثرات غیرمستقیم و کم اثری بر روی آثار جانبی جنگ همچون بحران انرژی و واکنشهای سیاسی پس از آن داشته باشد.
با این حال سیاست منطقهای مسکو حفظ روابط با حداکثر بازیگران است. امری که سیاست خارجی آن را تحت فشار قرار میدهد و ظرافت خاصی را از سیاست خارجی آن مطالبه میکند. سیاستی که در عین حفظ روابط گستردهی منطقهای با شرکای عرب، روابط مسکو و تهران را خدشهدار نکند و از سویی بیشترین اثر منفی را بر منافع آمریکا و غرب در منطقه به دنبال داشته باشد. راهبرد اصلی مسکو در غربآسیا را میتوان در چهار حوزه خلاصه کرد:
- حفظ روابط مثبت با کشورهای عربی منطقه با هدف شکلدهی به فضای نقش آفرینی حداکثری روسیه در دوران پساجنگ
- تعمیق روابط با ایران به مثابهی نزدیکترین و معتمدترین شریک منطقهای
- ایجاد بیشترین ضربه به آمریکا و غرب با هدف تضعیف منطقهای و جهانی آن
- بهرهوری حداکثری از فضای اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگهی هرمز
منابع
[1] همشهری: جنگنده های سوخو ۳۵ ارتش ایران در حال بمباران مناطق مرزی جهت مقابله با تجزیه طلب ها – 10 اسفند 1404
https://ble.ir/hamshahrinews/9214071767254518912/1772391274922
[2] سیانان: منابع میگویند روسیه با ارائه اطلاعات در مورد اهداف نظامی آمریکا، به تلاشهای جنگی ایران کمک میکند. – 7 مارس 2026
https://edition.cnn.com/2026/03/06/politics/russia-aiding-iran-targeting
[3] سیانان: منابع میگویند روسیه با ارائه اطلاعات در مورد اهداف نظامی آمریکا، به تلاشهای جنگی ایران کمک میکند. – 7 مارس 2026
https://edition.cnn.com/2026/03/06/politics/russia-aiding-iran-targeting
[4] مجوز عمومی 134: معافیت خرید نفت و فرآوردههای نفتی روسیه که پیش از تاریخ 12 مارس بارگیری شدهاند. – 12 مارس 2026



