درآمدهای نفتی و ضرورت رفع محاصره دریایی با افزایش هزینه‌ی آن

11 مهر 1405
نسخه صوتی مقاله

مقدمه

یکی از موضوعات مرتبط با ادامه مسیر جنگ با دشمن آمریکایی-صهیونیستی، موضوع اقتصاد و درآمدهای کشور است. میزان صادرات نفت به عنوان تعیین‌کننده‌ترین مولفه در درآمدهای کشور، می‌تواند شاخص مهمی در ارزیابی این عامل باشد. در این گزارش ضمن بررسی میزان درآمدهای نفتی کشور در سال ۲۰۲۶ نسبت به سال گذشته میلادی، علت کاهش درآمد نفتی ایران و راه حل مقابله با آن بررسی خواهد شد.

درآمدهای حاصل از فروش نفت

برای بررسی موضوع در ابتدا باید میزان صادرات و درآمد حاصل از آن را بررسی می‌کنیم. برای این منظور گزارش موسسه «کمپین علیه ایران هسته‌ای» را مبنا قرار می‌دهیم. چراکه این موسسه با رصد مراکز مختلف آمار خود را ارائه می‌کند. در این گزارش ضمن بررسی میزان صادرات ماهانه و میانگین قیمت در هر ماه میزان درآمد ماهانه مشخص می‌شود[1]. با همین مبنا میزان صادرات و درآمد ایران در ۸ ماه اول سال ۲۰۲۵ به شرح زیر است.

جدول شماره 1: میزان فروش ماهانه نفت در ۸ ماه اول سال ۲۰۲۵

همچنین میزان صادرات و درآمد ایران در ۸ ماه اول سال ۲۰۲۶ به شرح زیر است:

جدول 2: میزان فروش ماهانه نفت در ۸ ماه اول سال ۲۰۲۶

مقایسه این دو جدول نتایجی دارد که مهم‌ترین آن شامل موارد زیر است:

  • مجموع فروش ۸ ماه اول سال ۲۰۲۶ معادل ۲۲ میلیارد دلار در مقابل ۲۸ میلیارد دلار ۸ ماه اول سال ۲۰۲۵ است.
  • میانگین صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۵، حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز بوده است و میانگین صادرات در سال ۲۰۲۶، یعنی سال وقوع جنگ تحمیلی سوم حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز.
  • کاهش فروش نفت در سال ۲۰۲۶ نسبت به میانگین سال ۲۰۲۵ در ماه‌هایی رخ داده که ایران در محاصره دریایی بوده است، اگر‌ میانگین صادرات ماه‌هایی که ایران هیچ محاصره دریایی نبوده است را در نظر بگیریم میانگین فروش نفت در سال ۲۰۲۶ همانند سال ۲۰۲۵، حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز بوده است.
  • اگر ایران در دو ماه می و آگوست که به طور کامل در محاصره بود، به اندازه ماه مارس یعنی اوج جنگ تحمیلی سوم فروش نفت داشت، میزان درآمد ۸ ماه اول سال ۲۰۲۶ از ۸ ماه اول سال ۲۰۲۵ بیشتر می‌شد.
  • میانگین قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۰ دلار به ازای هر بشکه و در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۱ دلار بوده است. لذا اگر کاهش صادرات نفت در ماه‌های محاصره رخ نمی‌داد، حتما درآمدهای ارزی ایران در سال ۲۰۲۶ می‌توانست بسیار بیشتر از سال ۲۰۲۵ باشد و درسال‌های اخیر کم‌سابقه باشد.
  • در ماه‌هایی که هیچ محاصره دریایی علیه ایران اعمال نمی‌شده است، حتی اگر صادرات ایران نسبت زمان مشابه سال گدشته خود کمتر بوده است، اما درآمد ناشی از صادرات به دلیل افزایش قیمت عموما بیشتر بوده.

بنابراین آمارها باید گفت عامل اصلی کاهش فروش نفت و درآمدهای ناشی از آن محاصره دریایی بوده است.

جدول شماره 3: درآمدهای نفتی ایران

با علم به این موضوع که محاصره دریایی، مهم‌ترین مانع درآمدهای ناشی از فروش نفت ایران است، باید به این سوال پاسخ داد که پاسخ به این موضوع باید چگونه باشد؟

چگونه باید به محاصره نگاه کرد؟

در مورد چگونگی مقابله با موضوع محاصره می‌توان راه‌های مختلفی را در نظر گرفت. در این گزارش به بررسی سه روش متفاوت می‌پردازیم.

مذاکره و تفاهم

محاصره تنها چند روز پس آتش‌بس بین ایران و آمریکا اجرا شد[2]. آتش‌بسی که برای فرصت‌دادن به مذاکره و تفاهم بود. پس از آتش‌بس و اعمال محاصره، ایران راه‌حل مذاکره را آزمایش کرد و اقدام دیگری علیه محاصره را آزمایش نکرد. ارزیابی راه‌حل مذاکره و تفاهم برای رفع محاصره از چند منظر قابل بررسی است. در ابتدا باید گفت، این راه‌حل یکبار در تفاهم اسلام‌آباد آزمایش شد و آمریکا حاضر به پذیرش آن نشد و برخلاف مفاد تفاهم اسلام‌آباد، مجددا محاصره را علیه ایران اعمال کرد. از سوی دیگر پذیرش این راه‌حل به معنای پذیرش الگوی فشار-مذاکره است. آمریکا در طول سالیان گذشته، تلاش داشته تا الگوی فشار-مذاکره را در تعامل با ایران تثبیت کند. به این معنا که فشاری را بر ایران وارد کند، پس از آن اقدام به مذاکره برای تفاهم کند و پس از تفاهم دوباره فشار را افزایش دهد و مذاکره جدید را شروع کند. به‌طور مثال پس از مذاکرات برجام با اعمال تحریم‌ها علیه ایران از جمله تحریم کاتسا در زمان خود برجام و سپس با خروج از برجام، فشار جدید و بیشتری را با هدف مذاکره برای اخذ امتیازات بیشتر علیه ایران اجرا کرد. این الگو در تفاهم اسلام‌آباد نیز اجرا شد، آمریکا با خروج از تفاهم و اعمال مجدد محاصره در کنار شروع جنگ هرمز و دور جدید جنگ اقتصادی، تلاش کرد تا فشار بیشتر هرگونه اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز حتی به صورت مشترک را نیز با چالش روبه‌رو کند. درواقع پذیرش این راه‌حل به معنی پذیرش از دست دادن ابزارهای قدرت ایران از جمله ابزار تنگه هرمز در طول زمان خواهد بود. بنابراین این راه‌حل نه تنها آزمایش شده و نتوانسته مفید باشد، بلکه باعث تثبیت الگوی مورد نظر آمریکا خواهد شد.

نمودار شماره 1

راه‌حل نظامی

راه‌حل دیگری رفع محاصره دریایی، اقدام نظامی علیه ناوگان دریایی آمریکا است. میزان کارآیی این موضوع از نظر نظامی محل سوال است. اما به هرحال گزینه نظامی، از گزینه‌های فعال و پیش‌روی ایران است که می‌تواند مدنظر باشد.

افزایش فشار غیرمستقیم به آمریکا

اما راه‌حل دیگری که هم می‌تواند در موضوع محاصره موثر باشد هم در پایان‌بندی جنگ، افزایش و امتداد فشار بر بازار انرژی است. وضعیت فعلی قیمت انرژی و تورم ناشی از آن، شاید مهم‌ترین چالش آمریکا برای امتداد فشار بر ایران باشد. شرایط فعلی بازار انرژی از هر منظر شکننده‌ است. فزایش فشار و ایجاد چشم‌انداز افزایش تنش نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده محاسبات آمریکا خواهد داشت. وضعیت فعلی انرژی در جهان بسیار شبیه نیمه نخست سال اول جنگ روسیه و اوکراین است و از برخی منظرها از آن زمان متزلزل‌تر است.

نمودار شماره 2: قیمت گازوئیل در آمریکا

میانگین قیمت بنزین و گازوئیل در کشورهای اروپایی به بیشترین حد خود رسیده و با اوج زمان جنگ روسیه و اوکراین برابر یا از آن بیشتر شده است[3]. همچنین قیمت گازوئیل در سپتامبر امسال به بیش از ۶ دلار به ازای هرگالن رسیده است. قیمت این محصول در اوج قیمتی جنگ روسیه و اوکراین حدود ۵.۸ دلار به ازای هر گالن بود[4].

قیمت بنزین و گازوئیل در برخی کشورها از جمله آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و بسیاری از کشورهای اروپایی در نیمه سپتامبر ۲۰۲۶ به قیمت‌هایی بی‌سابقه‌ای رسیده که هم از دوره ۴۰ روزه جنگ ایران و آمریکا بیشتر است هم از اوج قیمتی جنگ روسیه و اوکراین[5].

نمودار شماره 3: قیمت بنزین در کشورهای اروپایی

علاوه براین ذخایر نفت دنیا نیز به شدت کاهش پیدا کرده و حتی ذخایر نفت آمریکا به کمترین میزان خود از سال ۱۹۸۳ یعنی به حدود ۲۸۴ میلیون بشکه رسیده است[6].

نمودار شماره 4: میزان ذخایر استراتژیک نفت آمریکا

این اتفاق می‌تواند تورم در کشورهای غربی را دستخوش تغییرات ساختاری کند و محاسبات آمریکا را تغییر دهد. بنابراین ایران باید با اقداماتی که برخی از آنها را نیز قبلا در سیاست خود اعلام کرده بود، این فشار را امتداد و افزایش دهد. در موضوع جنگ روسیه و اوکراین، غرب به رهبری آمریکا اجازه نداد فشار قیمتی بر بازار انرژی تا مدت زمان زیادی به طول انجامد و تلاش کرد تا با سیاست‌هایی آن را مدیریت کند و از نیمه نخست سال اول جنگ تا قبل از جنگ با ایران قیمت انرژی مدیریت شد. ایران نباید اجازه دهد این اتفاق تکرار شود. آمریکا نشان داد که از ابزار نظامی به عنوان مکمل جنگ اقتصادی و برعکس استفاده می‌کند. ایران نیز باید کمک ابزار نظامی فشار اقتصادی بر آمریکا را بیشتر کند. این اتفاق می‌تواند با هدف قراردادن ظرفیت و امکانات تولید نفت در منطقه، اعمال حاکمیت بیشتر بر تنگه هرمز، پیاده کردن کامل سیاست عدم عبور نفت هیچ کشوری بدون عبور نفت ایران و ایجاد فشار و ناامنی در ظرفیت تولیدی و تجاری کشورهایی که با آمریکا در جنگ یا تحریم همکاری می‌کنند رخ دهد. این موضوع هزینه اعمال محاصره را برای آمریکا بالاتر می‌برد. تجربه ۳۹ روز ابتدای جنگ نشان داد، بالارفتن هزینه برای آمریکا می‌تواند باعث رفع تحریم به صورت واقعی نیز شود. چنانکه آمریکا در میانه جنگ برای فروش نفت ایران بدون هیچ مذاکره و اعطای امتیازی معافیت تحریمی صادر کرد. درواقع چنانکه آمریکا در طول این سالیان نشان‌ داده، فشار آمریکا بر ایران با مذاکره تغییر نمی‌کند بلکه با الگوی افزایش هزینه اعمال فشار است که این الگو تغییر پیدا می‌کند.

نمودار شماره 5

نتیجه‌گیری

محاصره دریایی مهم‌ترین عامل کاهش درآمدهای ارزی ایران در ۸ ماه اخیر سال جدید میلادی بوده است. محاصره دریایی پس از پذیرش آتش‌بس علیه ایران اعمال شد و مذاکره و تفاهم نیز نتوانست آن را رفع کند. آمریکا با نادیده گرفتن مفاد تفاهم ضمن برقراری مجدد محاصره و تحمیل جنگ و تحریم علیه ایران تلاش کرد معادله فشار، مذاکره، افزایش فشار و مذاکره مجدد را برای اخذ امتیازات بیشتر تثبیت کند. در مقابل ایران برای ادامه جنگ و تثبیت پیروزی خود در میدان باید حتما برای رفع محاصره اقدام کند. رفع محاصره هم از منظر اقتصادی اهمیت دارد، هم می‌تواند به صورت راهبردی نتیجه جنگ را کاملا به نفع ایران کند. برای رفع محاصره در میدان ایران یا باید از طریق نظامی اقدام کند یا باید از شرایط فعلی بازار انرژی استفاده کند و با امتداد فشار بر بازار انرژی از جمله فشار به ظرفیت‌های تولیدی در منطقه، هزینه اعمال محاصره را برای آمریکا به شدت افزایش دهد. آمریکا و غرب در نیمه نخست سال اول جنگ روسیه و اوکراین تلاش کردند فشاری مشابه را با سیاست‌هایی مدیریت کنند و اجازه تداوم و افزایش آن را ندهند. ایران باید ضمن درس گرفتن از این موضوع برای استفاده و تثبیت بیشتر داشته‌های راهبردی خود در جنگ تحمیلی سوم، فشار بر بازار انرژی را حفظ کند یا آن را افزایش دهد. این موضوع به معنای افزایش تورم در کشورهای غربی و آمریکا و کاهش توان تاب‌آوری آن‌ها خواهد بود.

منابع

[1] در این گزارش معیار، میانگین قیمت نفت برنت در هر ماه تعیین شده است.

[2] تاریخ آتش بس: ۱۹ فروردین ۱۴۰۵

تاریخ شروع محاصره: ۲۴ فروردین ۱۴۰۵

[3] https://www.rac.co.uk/drive/travel/advice/european-fuel-prices-petrol-and-diesel-prices-in-europe/

[4] https://tradingeconomics.com/united-states/us-diesel-sales-price-$-per-gallon-w-na-fed-data.html

[5] https://www.tolls.eu/fuel-prices

[6] https://www.eia.gov/dnav/pet/hist/LeafHandler.ashx?n=PET&s=WCSSTUS1&f=W

keyboard_arrow_up