مقدمه
در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵ (۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶)، هنگام سخنرانی بنیامین نتانیاهو در هفتاد و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، دهها هیئت دیپلماتیک به صورت هماهنگ سالن را ترک کردند. این اقدام، یک اعتراض آنی یا واکنشی احساسی نبود؛ بلکه محصول تراکم یک روند ساختاری در نظام بینالملل است. آنچه در این روز رخ داد، تجلی عینی «افول مشروعیت» رژیم صهیونیستی در عالیترین نهاد چندجانبه جهانی بود.
بررسی ابعاد اقدام
بر اساس گزارشهای متعدد، «۷5 هیئت بینالمللی» در تحریم سخنرانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی مشارکت داشتند. ترکیب این هیئتها نشان میدهد که انزوای اسرائیل دیگر محدود به جهان اسلام یا کشورهای غیرمتعهد نیست، بلکه دامنه آن به آمریکای لاتین و حتی اروپا نیز کشیده شده است.
توزیع جغرافیایی هیئتهای تحریمکننده عبارت است از:
-۱۸ کشور عربی:سوریه، فلسطین، اردن، لبنان، عراق، عربستان سعودی، قطر، کویت، عمان، یمن، مصر، سودان، تونس، الجزایر، لیبی، موریتانی، سومالی و کومور
– ۱۴ کشور آسیایی: ترکیه، جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، افغانستان، بنگلادش، اندونزی، مالزی، برونئی، مالدیو، میانمار، کره شمالی، ترکمنستان، ازبکستان و قرقیزستان
– ۲۰ کشور آفریقایی: آفریقای جنوبی، سنگال، جیبوتی، آنگولا، جمهوری کنگو، جمهوری دموکراتیک کنگو، لیبریا، اریتره، چاد، جمهوری آفریقای مرکزی، ماداگاسکار، نیجر، بوتسوانا، اوگاندا، لسوتو، اسواتینی، گینه استوایی، موزامبیک، نامیبیا و کنیا
– ۱۷ کشور آمریکای لاتین و کارائیب: سورینام، پاناما، ونزوئلا، آنتیگوا و باربودا، بلیز، باربادوس، کلمبیا، دومینیکا، نیکاراگوئه، پرو، سنت لوسیا، باهاما، بولیوی، کوبا، گویان، برزیل و شیلی
– ۶ کشور اروپایی: مقدونیه شمالی، سانمارینو، اسلوونی، بوسنی و هرزگوین، اسپانیا و ایرلند
نکته قابل توجه این است که تنها نماینده «امارات متحده عربی» از میان کشورهای عربی در سالن باقی ماند. این انفعال، خود نشانهای از فشار مضاعف بر کشورهای عربی برای همراهی با موج جهانی انزوای اسرائیل است. ترک سالن سخنرانی در لحظهای رخ داد که نتانیاهو برای سخنرانی به پشت تریبون رفت. این زمانبندی معنادار است؛ هیئتها معمولاً به نشانهی اعتراض در میانهی سخنرانی جلسه را ترک میکنند اما در این جلسه پیش از آغاز سخنرانی سالن را ترک کردند، نه در میانه آن. به گزارش خبرگزاری فرانسه، «دهها عضو هیئتها در ابتدای سخنرانی نتانیاهو سالن را ترک کردند».
این هماهنگی نشان میدهد که اقدام مورد اشاره، یک کنش سازمانیافته و از پیش برنامهریزیشده بود. هیئت فلسطین پیش از سخنرانی از دیگر نمایندگیها خواسته بود در لحظه اعلام سخنرانی نخستوزیر اسرائیل، سالن را ترک کنند. این فراخوان با استقبال گسترده روبرو شد و به یکی از بزرگترین تحریمهای جمعی در تاریخ مجمع عمومی سازمان ملل تبدیل شد.
اعتراف به شکست راهبردی
واکنش نتانیاهو به این تحریم، خود به یکی از نشانههای عمق انزوای اسرائیل تبدیل شد. او در ابتدای سخنانش گفت:
«اگر افراد ترسوی دیگری هستند که سالن را ترک نکردهاند، از آنها میخواهم همین حالا خارج شوند».
به بیان کارشناسان رسانههای اپوزوسیون این سخن توسط نخست وزیر رژیم صهیونیستی عمدتاً واکنشی منفعلانه نسبت به اقدام کشورها و در انزوا قرار گرفتن خود تحلیل میشود. اما مهمترین بخش سخنان او، اعترافی غیرمستقیم به شکست راهبرد دیپلماتیک اسرائیل بود:
«اسرائیل ضمن دفاع از خود، از بسیاری از کشورهایی نیز دفاع میکند که هیئتهایشان همین الآن سالن را ترک کردند. بسیاری از رهبران جهان حتی در خلوت از ما تشکر میکنند».
این ادعا، در فقدان هرگونه شاهد عینی، بیشتر به یک مکانیزم دفاعی روانی شبیه است تا یک استدلال دیپلماتیک. این شکاف میان «تعاملات خصوصی» و «فضای عمومی»، دقیقاً همان چیزی است که «انزوای بینالمللی» نامیده میشود
آسیب به برنامههای بازسازی چهره بینالمللی
این رویداد، ضربهای سنگین به برنامههای وزارت امور خارجه، وزارت دیاسپورا و وزارت همکاریهای منطقهای اسرائیل وارد کرد. این نهادها در ماههای پس از جنگ غزه، مجموعهای از طرحها را برای بازسازی تصویر بینالمللی رژیم صهیونیستی در دستور کار قرار داده بودند. هدف اصلی این طرحها، مدیریت روایت، تقویت ارتباط با جوامع یهودی خارج از اسرائیل، و گسترش روابط با کشورهای حاشیهای بود.
رژیم صهیونیستی با استفاده از تمام ظرفیتهای خود تلاش داشته است تا حضور خود در مجامع بینالمللی و همینطور کشورهای مختلف را امری عادی جلوه دهد. تحریم سخنرانی نخست وزیر رژیم، در عمل یکی از جلوههای شکست پروژه بازسازی چهره رژیم است. این تحریم همچنین به کشورهای در حال توسعه که در معرض فشار برای عادیسازی روابط با اسرائیل بودند، پیامی روشن مخابره کرد: همراهی با اسرائیل هزینهای دارد و جامعه بینالمللی در حال سازماندهی برای انزوای بیشتر آن است.
تقویت انزوای بینالمللی رژیم صهیونیستی
تحریم سخنرانی نتانیاهو را باید در چارچوبی گستردهتر تحلیل کرد. این رویداد نشان میدهد که جبهه مقاومت در مسیر تقویت انزوای بینالمللی اسرائیل، به یک نقطه عطف راهبردی دست یافته است.
این انزوا، محصول انباشت جنایات جنگی و نسلکشی در غزه، و همچنین شکست راهبردهای دیپلماتیک جهت بازسازی چهره بینالمللی است که به سرعت درحال سرایت به تمام شئون ارتباطی صهیونیستها (سیاسی، آکادمیک، اقتصادی و…) با سایر کشورها و ملتها میباشد. انزوای فزاینده اسرائیل، فراتر از یک بحران دیپلماتیک موقت، به یک روند ساختاری و راهبردی تبدیل شده که ریشههای مشروعیت و کارآمدی آن را نشانه رفته است. انزوای سیاسی با کاهش حمایتهای بینالمللی، انزوای اقتصادی با تهدید تحریمها و کاهش سرمایهگذاری، و انزوای علمی-آکادمیک با طرد از شبکههای تحقیقاتی جهانی، حلقههای یک زنجیرهی به هم پیوسته را تشکیل میدهند که هر کدام بر دیگری تأثیر میگذارد.
راهبردهای اسرائیل برای خروج از این انزوا، که عمدتاً بر مدیریت تصویر و نه تغییر سیاست متمرکز هستند، با توجه به انباشت فزاینده شواهد جنایات جنگی و نسلکشی، کارایی محدودی دارند. تداوم افشای جنایتها، گسترش جنبشهای تحریم و افزایش فشار بر نهادهای بینالمللی برای محاکمه عاملان جنایات جنگی، میتواند این روند انزوا را سرعت بخشیده و زمینه را برای تحقق آرمانهای عدالت و آزادی در فلسطین هموارتر سازد.



