انعکاس تغییر نظم در نشست اخیر شورای امنیت درباره ایران

04 مهر 1405
نسخه صوتی مقاله

مقدمه

جلسات شورای امنیت با موضوع ایران همواره عرصه بروز مسائل حقوقی و سیاسی قدرت‌های بزرگ بوده است. در چنین بستری، شناخت کلیات تحولات و مواضع اعضای شورای امنیت و برآیند آن، در درک مناسبات بین‌المللی اهمیتی راهبردی دارد. در این راستا، تحلیل نشست اخیر شورای امنیت در رابطه با ایران، حائز نکات مهمی در رابطه با معادلات جهان است.

برنامه هسته‌ای ایران در آیینه شورای امنیت

نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره ایران در 19 شهریور 1405 (10 سپتامبر 2026) برگزار شد[1] و به عرصه‌ای برای آشکارشدن اختلافات حقوقی و سیاسی میان اعضای دائم شورا تبدیل گردید. مهم‌ترین موضوعات مورد مناقشه، اعتبار حقوقی قطعنامه ۲۲۳۱، مشروعیت سازوکار بازگشت سریع تحریم‌ها و تداوم صلاحیت شورای امنیت برای رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران بود. نمایندگان چین و روسیه در این نشست، بر این نکته تأکید داشتند که با انقضای حقوقی قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵، پرونده‌ی ایران از دستور کار رسمی شورا خارج شده است. از این رو اعتبار حقوقی فعال‌سازی سازوکار بازگشت تحریم‌ها و ادامه فعالیت کمیته تحریم‌های ۱۷۳۷ را زیر سؤال برد. با این حال آمریکا و تروئیکای اروپایی[2] با طرح ادعاهایی مبنی بر عدم پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای خود، خواستار افزایش فشارها بر تهران شدند. به دنبال این امر، بررسی گزارش‌های مرتبط با تحریم‌های بین‌المللی، نحوه تعیین رئیس کمیته تحریم‌ها و بازسازی هیئت کارشناسان ناظر بر اجرای محدودیت‌ها در دستور کار قرار گرفت. با این‌حال، اختلافات سیاسی و حقوقی میان اعضای دائم شورا، دستیابی به توافق درباره مسائل مورد بحث همچون تعیین کارشناسان جدید را با مانع مواجه ساخت. این روند نشان داد که مناقشه در مورد ایران، افزون بر ابعاد فنی و پادمانی هسته‌ای، به اختلافی بنیادین درباره تفسیر سیاسی تعهدات بین‌المللی و حدود اختیارات شورای امنیت تبدیل شده است.

در خلال نشست، نمایندگان آمریکا، انگلیس و فرانسه بر بازگشت تحریم‌های سازمان ملل تأکید کردند و مدعی شدند که فرآیند فعال‌سازی سازوکار «اسنپ‌بک» در سپتامبر ۲۰۲۵، مطابق مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ تکمیل شده است. کشورهای غربی، انباشت اورانیوم با غنای 60 ‌درصد و آنچه عدم همکاری ایران با آژانس می‌دانستند، تهدیدی جدی برای نظام جهانی عدم اشاعه هسته‌ای ارزیابی کرده و بر ضرورت حضور بازرسان در ایران تأکید ورزیدند. در مقابل، نماینده‌ی روسیه خروج آمریکا از برجام و بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران را عوامل اصلی بحران کنونی معرفی کرد و استدلال‌های غرب درباره مشروعیت تحریم‌ها را نپذیرفت. نماینده‌ی چین نیز سیاست فشار حداکثری و اقدامات نظامی آمریکا را عامل تشدید تنش‌های منطقه‌ای دانسته و بر حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و پادمان جامع آژانس، تأکید کرد. پکن و مسکو همچنین خواستار رفع تحریم‌ها، احترام به منشور ملل متحد و بازگشت به مذاکرات برابر و سازنده شدند.

انعکاس تغییر نظم جهانی در نشست شورای امنیت

اختلاف درباره برنامه هسته‌ای ایران، بازتابی از رقابت گسترده‌تر بر سر مسئولیت بحران، اعتبار سازوکارهای تحریمی و آینده دیپلماسی هسته‌ای است. نشست سرانجام بدون صدور قطعنامه اجرایی جدید یا بیانیه مشترک پایان یافت و اختلافات موجود درباره وضعیت حقوقی تحریم‌ها و مسیر حل‌وفصل بحران همچنان پابرجا ماند. تحولاتی از این نوع، مشخص می‌سازد که سازوکارهایی که زمانی ابزار بی‌چون‌وچرای آمریکا برای اعمال فشار بر ایران بودند، کارکرد پیشین خود را از دست داده‌اند. مسائلی مثل ایستادگی روسیه و چین، ایرادات آیین‌نامه‌ای آن‌ها درباره انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ و بن‌بست در تعیین کارشناسان جدید نشان می‌دهد واشنگتن و متحدانش دیگر نمی‌توانند اراده خود را به‌سادگی در قالب اجماع جهانی محقق کنند. این وضعیت بازتاب گذار از نظم تک‌قطبی به نظمی چندقطبی است؛ نظمی که در آن خروج آمریکا از برجام و بمباران تأسیسات هسته‌ای، به‌جای تضعیف ایران، اعتبار مدعیان سلطه‌جویی را زیر سؤال برده است. ایستادگی راهبردی جمهوری اسلامی، در کنار بازآرایی قدرت‌های جهانی، این افق را می‌گشاید که زیاده‌خواهی‌های آمریکا در آینده، چه در بستر شورای حکام و چه شورای امنیت، به ناکامی‌های مشابه منجر خواهد شد.

باید در نظر داشت که قدرت نهادی آمریکا، همواره یکی از پایه‌های اساسی سلطه‌جویی دولت‌های مختلف این کشور بوده است. روسای جمهور آمریکا برای مقابله با چالش‌های خود، همیشه از نفوذی که در سازمان‌های بین‌المللی مثل سازمان ملل متحد داشته‌اند، بهره می‌بردند. در این میان چون سایر دولت‌ها، اراده، توانمندی و نفوذ لازم برای مقابله با برنامه‌های واشنگتن در بستر این نهاد‌ها نداشتند، خواسته‌های آمریکا بدون هیچ مانعی محقق می‌شد. البته این روند برای سال‌ها بخشی از ساختار تک‌قطبی آمریکا در معادلات بین‌المللی تلقی می‌شد. با این حال با قوی‌شدن کشورهایی مثل ایران، چین و روسیه، مواجهه با رفتارهای یکجانبه‌گرایانه آمریکا باعث کاهش نفوذ این کشور در سازمان‌های بین‌المللی شد. این مسئله گواهی می‌دهد که دوران هژمونی آمریکا به سر آمده و نظم جهان به شکلی تغییر کرده است که در آن، کشورهای دیگر نیز از توان اعمال اراده در سازمان‌ ملل برخوردارند، ولو برخلاف میل واشنگتن. از این رو نظم پیشین از بین رفته است و آمریکا دیگر محول تحولات بین‌المللی مخصوصا در بستر نهادهای فراملی نیست.

جمع‌بندی

نشست شورای امنیت سازمان ملل درباره برنامه هسته‌ای ایران، بدون صدور قطعنامه یا بیانیه مشترک پایان یافت و شکاف حقوقی و سیاسی اعضای دائم را آشکارتر ساخت. روسیه و چین با تأکید بر انقضای قطعنامه ۲۲۳۱ و بی‌اعتباری اسنپ‌بک، در برابر آمریکا، انگلیس و فرانسه قرار گرفتند که بر بازگشت تحریم‌های بین‌المللی و تقویت بازرسی‌ها اصرار داشتند. ناتوانی در تحمیل حضور کارشناسان در تاسیسات هسته‌ای ایران و ادامه اختلاف بر سر کمیته تحریم‌های بین‌المللی نشان داد ابزارهای فشار پیشین کارایی خود را از دست داده‌اند. این وضعیت بازتاب گذار از نظم قدیمیِ آمریکامحور به نظمی چندقطبی و ناکامی سیاست فشار حداکثری در برابر ایستادگی راهبردی ایران است.

منابع

[1] تارنمای سازمان ملل، شورای امنیت، با غلبه بر رأی‌گیری رویه‌ای، کار کمیته تحریم‌های ایران ۱۷۳۷ را مورد بحث قرار می‌دهد، با اختلاف نظرهایی که بر سر «بازگشت سریع» و خطرات تشدید تنش هسته‌ای وجود دارد، 10 سپتامبر 2026

https://press.un.org/en/2026/sc16448.doc.htm

[2] انگلیس، فرانسه و آلمان

keyboard_arrow_up