عبور از مذاکره با غرب: کلید ورود ایران به عصر فرصت‌های نوین

23 آذر 1404

مقدمه

در حالی که ایران عملاً از چرخه‌ی مذاکرات طولانی و بی‌ثمر با آمریکا عبور کرده و وارد مرحله‌ای جدید در سیاست خارجی شده است، برخی نگاه‌های داخلی و خارجی، همچنان کشور را در فضای مذاکراتی معلق نگه داشته‌اند. این وضعیت، ایران را از یکپارچگی راهبردی و بهره‌برداری کامل از فرصت‌های عصر جدید محروم خواهد ساخت. یادداشت پیش رو ابتدا شواهدی مبنی بر وجود این فضای معطل‌گونه را برمی‌شمارد و سپس منافع راهبردی عبور قاطع از مذاکره با غرب را به‌عنوان کلید ورود ایران به دوران قدرت‌آفرینی و ابتکار عمل بررسی خواهد کرد.

خطر وجود نگاه‌هایی برای احیای مذاکرات

در فضای پس از جنگ تحمیلی دوازده روزه و فعال‌شدن اسنپ‌بک، عبور کامل از مذاکرات بی‌نتیجه با آمریکا و پذیرفتن تحریم‌ها به‌عنوان یک واقعیت مسلم، یک تصمیم راهبردی برای ایران است. با این حال، در داخل و خارج از کشور، همچنان صحبت‌هایی در مورد از سرگیری مذاکرات با آمریکا شنیده می‌شود. به طور مثال اخیراً «بنیاد کارنگی» در یکی از مقالات خود، با آسیب‌شناسی مذاکرات بین ایران و آمریکا در عمان، به راه‌حل‌هایی برای حل موانع موجود پرداخته‌ است.[1] «اریک لوب» نویسنده این مقاله، اذعان می‌دارد که تهران و واشنگتن برای رفع چالش‌های مسیر مذاکرات، «باید چرخه اجبار و رویارویی را بشکنند، تا زمان دستیابی به پیشرفت و توافق، بیانیه‌های عمومی را به حداقل برسانند و از قبل در مورد قالب و انتظارات مذاکرات به توافق برسند.» علاوه بر این «آنها باید در مورد مسائل حیاتی مانند غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم سازش کنند.»

در کنار این امر، کشورهایی نظیر عربستان[2] و مصر، قطر و عمان[3] در تلاشند تا با میانجی‌گری بین دو کشور، زمینه را برای بازگرداندن دو طرف به میز مذاکره، مهیا نمایند. این نشان می‌دهد بین همسایگان ایران، میل آشکاری برای درگیر نگهداشتن تهران در گفتگو با واشنگتن وجود دارد. لازم به ذکر است که این کشورها، رفع تنش‌ها بین ایران و آمریکا را به نفع خود می‌دانند؛ چرا که می‌دانند در صورت بازگشت شرایط جنگی بین ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، احتمال گسترش ناامنی و کشانده شدن منطقه به یک جنگ بزرگ وجود دارد.

علاوه بر این، در داخل کشور نیز برخی افراد در مورد امکان مذاکره در شرایط موجود صحبت می‌کنند. به طور مثال «علی هاشمی» تحلیلگر مسائل سیاسی، اخیراً در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق اعلام کرده بود که «تبادل پیام و ارتباط پنهان بین ایران و آمریکا در جهت مذاکرات» وجود دارد و دنبال می‌شود.[4] مثال دیگر در این راستا را می‌توان در مصاحبه دکتر «نوذر شفیعی» استاد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران با تارنمای «اقتصاد نیوز» مشاهده نمود.[5]

او در این مصاحبه اذعان می‌دارد که «علی رغم تمام فراز و نشیب‌هایی که در روابط ایران و آمریکا وجود دارد، هیچ گاه مذاکرات قطع نشده و ممکن است فقط از جدیت آن کاسته شده باشد.» سپس در ادامه بیان می‌دارد که آمریکا یک مسئله اساسی و مهم برای ایران است و همیشه در دستور کار سیاست خارجی قرار دارد. به باور او تمام تلاش‌های سیاست خارجی کشور بر این است که از میزان چالش‌ها کاسته شود. «در ایران هم اراده سیاسی و هم حسن‌نیت برای کاهش تنش با آمریکا وجود دارد. اگر آمریکا دیدگاه‌های خود را تعدیل کند، امکان رسیدن به توافق بسیار بالاست.»

مجموع این عوامل نشان می‌دهد که «تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی» همچنان کشور در فضای گفتگو با غرب قرار دارد و به عصر پسامذاکرات وارد نشده است. این امر، کشور را از «منافع عبور از مذاکرات» دور نگهداشته و مانع از ورود ایران به عصر فرصت‌های جدید سیاست‌خارجی می‌گردد. در این راستا لازم است در ادامه منافع راهبردی چشم‌پوشی از گفتگو با آمریکا ذکر و بررسی شود تا مشخص گردد که تهران، با درگیر ماندن در مذاکرات، از چه مزیت‌هایی باز می‌ماند.

1. یکپارچگی راهبردی و پایان معطلی در تصمیم‌گیری

اولین نتیجه چشم‌پوشی از مذاکره با غرب، «پایان دادن به دوگانگی راهبردی در سیاست‌ خارجی ایران» است. تا وقتی که گزینه مذاکره به‌عنوان یک احتمال زنده در ذهن تصمیم‌گیران و نهادهای مربوطه باقی بماند، همواره بخشی از ظرفیت سیاسی و رسانه‌ای کشور صرف مجادلات داخلی بر سر «مذاکره کنیم یا نکنیم»، «توافق خوب بگیریم یا بد»، و «امتیاز بدهیم یا ندهیم» می‌شود. این شکاف درونی، تصمیم‌گیری را کند و معیوب می‌کند؛ همچنین باعث می‌شود بخش قابل‌توجهی از منابع کشور به‌جای تمرکز بر مقابله موثر با فشارها و تهدیدات دشمنان، صرف مدیریت اختلافات داخلی شود.[6]

لذا وقتی تصمیم کلان کشور بر گذار از مذاکرات باشد، این دور باطل پایان می‌یابد و همه اجزای سیاسی، نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای نظام، در یک خط راهبردی واحد و شفاف قرار می‌گیرند. در نتیجه سیاست خارجی کشور از حالت انفعال و سردرگمی کنونی  که عمدتاً ناشی از شوک و بهت به دلیل ناکامی‌های مذاکراتی است، خارج می‌شود؛ به شکلی که توان ملی بر مقاومت فعال، خنثی‌سازی تحریم‌ها و پیشبرد منافع کشور در شرایط واقعی موجود متمرکز خواهد شد.

2. تمرکز بر هم‌افزایی راهبردی در سیاست خارجی

کنار گذاشتن کامل امید به مذاکره با غرب، امکان چرخش قاطع به‌سوی قدرت‌های مستقل و کشورهای همسایه را فراهم می‌سازد. این چرخش، ایران را در موقعیت فعال و دارای ابتکار عمل قرار می‌دهد و همگرایی راهبردی با کشورهای مستقلی مثل چین، برزیل، آفریقای جنوبی و روسیه و به‌ویژه همسایگان را شتاب می‌بخشد.

واشنگتن در عصر تحول نظم بین‌المللی آمریکامحور، سه کشور «ایران، چین و روسیه» را به‌عنوان سه تهدید اصلی خود تلقی کرده و از گسترش مناسبات آن‌ها بیم دارد. صحبت‌های «آنتونی بلینکن» وزیر امور خارجه سابق آمریکا در کنگره این کشور شاهدی بر این مدعاست.[7] او در این نشست بیان می‌دارد که «چالش ما صرفاً با بازیگران تحول‌آفرین منفرد مانند چین، ایران، روسیه یا کره شمالی محدود نیست، بلکه با روابط در حال تحول بین آنها و مشارکت‌ها و اتحادهایی است که مشکلات غرب را تشدید می‌کند.»

دلیل این صحبت بلینکن این است که «همکاری این سه کشور، روند تحول نظم بین‌الملل را تسریع کرده و فضای بیشتری را برای بازیگری آن‌ها در عرصه جهانی فراهم می‌سازد.» لذا در صورت همگرایی، مزیت‌های کشورهای مستقل می‌تواند در تقویت جایگاه آن‌ها، نقشی تکمیل‌کننده داشته باشد. مثلا ایران با موقعیت ژئوپلیتیک خود، امنیت انرژی و مسیرهای تجاری، و چین، برزیل، آفریقای جنوبی و روسیه با بازار عظیم، قدرت سیاسی، توان ‌سرمایه‌گذاری و فناوری پیشرفته می‌توانند در مسیر تحول نظم، مکمل یکدیگر باشند.

لذا، حرکت ایران به سمت هم‌افزایی با دیگر کشورهای مستقل، نقش‌آفرینی بیشتر ایران را ممکن می‌سازد. باید توجه داشت که سیاست هم‌افزایی، نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقای منافع ملی در نظم نوظهور است. در شرایطی که کشورهای غربی سعی در افزایش فشارهای گوناگون بر کشورمان دارند، تهران بایستی از فرصت‌های ممکن برای رفع آثار این فشار‌ها بهره گیرد.

در این میان، کشورهای مستقل مثل چین و روسیه، ظرفیت بالایی برای ایفای نقش در رفع محدودیت‌های موجود دارند.[8] برای نمونه سرمایه‌گذاری‌های چین در بنادر، راه‌آهن، انرژی و پتروشیمی و همکاری روسیه در حوزه هسته‌ای، شبکه ریلی و صنایع دفاعی، می‌تواند در حرکت چرخ توسعه موثر باشد و به بهبود اوضاع داخلی کمک می‌کند؛ همزمان، تنظیم و تقویت نهاده‌ها و سامانه‌های مستقل مالی اعم، اتصال به شبکه‌های تجارت با کشورهایی که به تحریم آمریکا بی‌اعتنا هستند (همچون چین، امارات، روسیه) و استفاده از شرکت‌های واسط در ترکیه، امارات، عمان، مالزی و قفقاز، هزینه واقعی تحریم را کاهش می‌دهد.[9]

همچنین دسترسی به فناوری‌های پیشرفته روسی و چینی در حوزه‌های پدافند هوایی، موشک‌های هایپرسونیک، نسل پنجم ارتباطات و هوش مصنوعی، می‌تواند روند تقویت کشور را تسهیل نماید. با این وصف، هرچه ایران قوی‌تر و متصل‌تر به کشورهای مستقل شود، توان تهدید و فشار غرب علیه کشورمان کاهش می‌یابد.

جمع‌بندی

در فضای پس از جنگ تحمیلی دوازده‌روزه و فعال‌سازی مکانیسم ماشه، ایران با پذیرش تحریم‌ها به‌عنوان یک واقعیت مسلم و عبور کامل از مذاکرات بی‌نتیجه با آمریکا، می‌تواند به یک تصمیم راهبردی مهم دست یابد؛ با این حال، عوامل داخلی و خارجی همچنان کشور را در فضای گفتگو با غرب نگه داشته و از ورود به عصر پسامذاکرات و فرصت‌های جدید سیاست خارجی بازمی‌دارند.

این وضعیت، ایران را از منافع «گذار از مذاکره» محروم می‌کند؛ در صدر این منافع، پایان دوگانگی راهبردی و یکپارچگی تصمیم‌گیری داخلی قرار دارد. به‌طوری که به شرط چشم‌پوشی از گفتگو با غرب، منابع کشور به‌جای مصرف در مجادلات عاطل «مذاکره کنیم یا نکنیم»، بر مقاومت فعال و خنثی‌سازی تحریم‌ها متمرکز ‌می‌شود. همچنین، کنار گذاشتن امید به غرب، امکان چرخش قاطع به سوی هم‌افزایی با قدرت‌های مستقل مانند چین، برزیل، آفریقای‌ جنوبی، روسیه و همسایگان را فراهم می‌آورد؛ باید توجه داشت که گسترش همکاری با این کشورها هزینه تحریم‌ها را کاهش می‌دهد، فشارهای غرب را کم‌اثر می‌سازد و با تکمیل مزیت‌های ژئوپلیتیکی و توانایی‌های اقتصادی-فناوری ایران، جایگاه تهران را در نظم نوظهور بین‌المللی تقویت می‌نماید.

منابع

[1] بنیاد کارنگی، ایالات متحده و ایران برای موفقیت مذاکرات هسته‌ای باید بر چهار چالش غلبه کنند، پنجم نوامبر 2025

https://carnegieendowment.org/research/2025/11/the-united-states-and-iran-must-overcome-four-challenges-for-nuclear-talks-to-succeed?lang=en

[2] خبرگزاری رویترز، ایرانِ عصبی به دنبال اهرم فشار عربستان برای احیای مذاکرات هسته‌ای متوقف‌شده با آمریکا است، 20 نوامبر 2025

https://www.reuters.com/world/middle-east/edgy-iran-seeks-saudi-leverage-revive-stalled-nuclear-talks-with-us-2025-11-20/

[3] روزنامه گاردین، ایران می‌گوید اگر با «عزت و احترام» با آن رفتار شود، می‌تواند دوباره به مذاکرات هسته‌ای آمریکا بپیوندد، 16 نوامبر 2025

https://www.theguardian.com/world/2025/nov/16/iran-could-rejoin-us-nuclear-talks

[4] صفحه روزنامه شرق در یوتیوب، خوانشی میان‌خطوط از سیاست خارجی امروز ایران در گفت‌وگو با علی هاشمی، 30 نوامبر 2025

https://www.youtube.com/watch?v=ayAUB4wE358

[5] تارنمای اقتصاد نیوز، پیش شرط مذاکره ایران و آمریکا از نگاه یک کارشناس سیاسی | در شرایط جنگی هستیم، بین لاریجانی و عراقچی هماهنگی وجود دارد، 13 آذر 1404

https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-757228

[6] مجله علمی روابط بین‌الملل ترکیه، پیوند قدرت، فرهنگ و تعاملات نخبگان: چارچوبی واقع‌گرایانه نئوکلاسیک برای تحلیل سیاست خارجی، 22 آگوست 2025

https://dergipark.org.tr/en/pub/uidergisi/issue/90090/1761208

[7] صفحه شبکه پی‌بی‌اس آمریکا در یوتیوب، تماشا کنید: جلسه استماع سنا برای تأیید آنتونی بلینکن برای وزارت امور خارجه، 19 ژانویه 2021

https://www.youtube.com/watch?v=fJ9mv-PVWtg

[8] شورای آتلانتیک، بازگشت تحریم‌ها، اتحاد ایران و روسیه را عمیق‌تر می‌کند، 24 اکتبر 2025

https://www.atlanticcouncil.org/blogs/menasource/snapback-sanctions-are-deepening-the-iran-russia-alignment/

[9] تارنمای امواج مدیا، تأملی در ماجرا: آیا بازگشت تحریم‌های سازمان ملل شریان‌های حیاتی اقتصادی ایران را قطع خواهد کرد؟ دوم سپتامبر 2025

https://amwaj.media/fa/article/snapback-sanctions