بررسی سند راهبرد دفاع امنیت ملی آمریکا ۲۰۲۶

01 اسفند 1404

خلاصه مدیریتی

سند راهبرد دفاع ملی آمریکا که توسط وزارت جنگ این کشور در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، نشان‌دهنده تغییر اساسی در اولویت‌های نظامی واشنگتن است. در این سند اولویت نخست، حفاظت از خاک اصلی و نیم‌کره غربی در برابر حضور و نفوذ چین تلقی می‌شود. در این میان چین به عنوان دومین قدرت بزرگ جهان و تنها بازیگری که توان به چالش کشیدن جدی منافع آمریکا را دارد، معرفی شده است؛ لذا سند برای مقابله با پکن، بر لزوم تقویت موضع دفاعی غرب متحدانش در امتداد زنجیره نخست جزایر، توانمندسازی متحدان منطقه‌ای برای مشارکت بیشتر در دفاع جمعی و حفظ برتری عملیاتی برای اجرای ضربات راهبردی از فاصله دور تأکید دارد. در این راستا هدف اعلام‌شده، دستیابی به صلح شایسته از طریق ابزارهای مبتنی بر قدرت است که چین نیز بتواند آن را بپذیرد؛ صلحی که پایه آن «صلح از راه قدرت» تلقی می‌شود. این رویکرد، چرخشی به سوی بازدارندگی ساختاری و پیش‌دستانه را نشان می‌دهد که بیشتر بر جلوگیری از سلطه چین بر مراکز اقتصادی جهانی تمرکز دارد تا درگیری مستقیم.
در مقابل، روسیه تهدیدی مداوم اما قابل مدیریت ارزیابی شده که خطر ان بیشتر بر اعضای شرقی پیمان آتلانتیک شمالی سایه انداخته است. سند اذعان دارد که روسیه با وجود مشکلات جمعیتی و اقتصادی، همچنان استعداد نظامی و صنعتی بالایی دارد و عزم لازم خود را برای جنگ طولانی در اوکراین و تداوم تقابل با غرب نشان داده است. با این حال، برتری اقتصادی، جمعیتی و نظامی بالقوه کشورهای اروپایی عضو پیمان آتلانتیک شمالی نسبت به روسیه (از جمله اقتصاد آلمان به تنهایی) و تعهد این کشورها به افزایش بودجه دفاعی تا پنج درصد تولید ناخالص داخلی، توجیهی برای انتقال بار اصلی دفاع متعارف اروپا و رهبری حمایت از اوکراین از واشنگتن به اروپا است. با این وصف آمریکا تنها حمایت حیاتی اما محدود ارائه خواهد داد و نقش اساسی خود را در پیمان آتلانتیک شمالی حفظ می‌کند؛ هرچند حضور نیروهایش در اروپا متناسب با تهدید و توان متحدان تنظیم خواهد شد. این تصویر، روسیه را به تهدیدی ثانویه و منطقه‌ای تقلیل می‌دهد که کنترل آن با تقویت شرکا و کاهش تعهدات مستقیم آمریکا ممکن دانسته می‌شود.
ایران و غرب آسیا در این سند در اولویت راهبردی بعدی قرار دارند و تهدید تهران عمدتاً در سه محور هسته‌ای، امنیت اسرائیل و فعالیت نیروهای مقاومت در منطقه تصویر شده است. سند از عملیات «چکش نیمه‌شب» به عنوان نابودی برنامه هسته‌ای ایران یاد می‌کند اما همزمان به تلاش احتمالی برای بازسازی نیروهای متعارف و پیگیری مجدد پرونده‌ی هسته‌ای اذعان دارد. راهبرد آمریکا، انتقال حداکثری مسئولیت دفاعی به اسرائیل (به عنوان متحد نمونه) و شرکای خلیج فارس است؛ توانمندسازی آنان با تسلیحات آمریکایی، تقویت هماهنگی و یکپارچگی میان شرکای عربی و اسرائیل و تداوم روند توافق‌های ابراهیم به عنوان پایه ثبات منطقه‌ای بدون افزایش حضور مستقیم نظامی آمریکا اساس این برنامه است. این رویکرد، ترکیبی از خوش‌بینی محتاطانه به دلیل ضربات اخیر و واقع‌بینی سخت‌گیرانه نسبت به ظرفیت بازسازی ایران و محور مقاومت را نشان می‌دهد؛ در این راستا آمریکا، غرب آسیا را منطقه‌ای می‌داند که قصد دارد با هزینه کم و از طریق نیابت رژیم صهیونیستی و بازار تسلیحاتی، تحت نفوذ خود حفظ کند. این دید کلان نشان می‌دهد که راهبرد دفاعی آمریکا در وضعیت حاضر، بر کاهش بارهای مدیریت جهانی واشنگتن، تمرکز بر منافع و مواضع مهم‌تر و انتقال مسئولیت به شرکا تأکید دارد تا آمریکا بتواند با تمرکز بیشتر بر چالش‌های اصلی، موقعیت برتر خود را بازیابد.

برای مطالعه‌ی کامل گزارش بر روی تصویر زیر کلیک کنید